آنگونه که عراقچی پس از پایان مذاکرات اعلام کرد، طرفین بر سر کلیات به تفاهم رسیده و قرار شده برای مشورت با مقامات عالی در پایتختهای خود رایزنی کنند. اما به ناگاه خبر دیگری منتشر شد. طبق این خبر طرفین باید آخرین پیشنهادهای خود را به صورت مکتوب برای دور بعدی مذاکرات ارائه دهند. پس از انتشار این خبر، ترامپ اعلام کرد یکماه برای رسیدن به توافق فرصت وجود دارد. با این حال، او در ادامه از همان ضربالاجل عقب نشست و رسانهها به نقل از او نوشتند که تنها چند روز برای ارسال پیشنهادها باقی مانده است. در مقابل، عراقچی جمعه شب اعلام کرد که ظرف دو تا سه روز آینده، بسته پیشنهادی ایران از طریق طرف عمانی به ویتکاف تحویل داده خواهد شد. فشردهسازی زمان از سوی ترامپ، در کنار انتقال تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه برای تکمیل حلقه تدافعی، نشان میدهد که کاخ سفید بهدنبال مدیریت همزمان دیپلماسی و فشار میدانی است. این رویکرد دوگانه میتواند بیانگر عطش ترامپ برای رسیدن به توافق باشد؛ توافقی که او از آن با عنوان «توافق عادلانه» یاد میکند.
* عادلانه از نگاه ترامپ
رئیسجمهور آمریکا در حالی از اهرم نظامی برای افزایش فشار استفاده میکند که بهنظر میرسد در شرایط فعلی تمایلی به ورود به جنگی پرهزینه ندارد. از جمله توصیه مشاوران درباره هزینههای احتمالی حمله به ایران و تأثیر آن بر انتخابات میاندورهای آمریکا، میتواند در این تصمیم نقش داشته باشد. از اینرو، حل و فصل پرونده هستهای ایران از مسیر توافق، گزینه مطلوبتری برای او به نظر میرسد. ترامپ اخیرا گفت: «بهتر است ایران برای رسیدن به یک توافق عادلانه مذاکره کند»، اما پرسش اساسی این است که تعریف آمریکا از توافق عادلانه چیست؟ به نظر میرسد کف خواسته واشنگتن، توقف کامل یا به تعبیر دیگر «غنیسازی صفر درصدی» در ایران باشد؛ مطالبهای که بارها از سوی مقامات آمریکایی مطرح شده است. اگر چنین تعریفی مبنای توافق باشد، اصل مذاکره از منظر حقوقی با چالش جدی مواجه است. زیرا بر اساس معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، کشورهای عضو حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، از جمله غنیسازی تحت نظارت را دارند. در چنین شرایطی، آنچه ترامپ از آن بهعنوان توافق عادلانه یاد میکند، اگر مبتنی بر حذف کامل ظرفیت غنیسازی ایران باشد، بیشتر به یک توافق تحمیلی شباهت دارد تا توافقی مبتنی بر موازین حقوق بینالملل و عادلانه موردی که ایران زیر بار آن نرفته و نخواهد رفت.
* عادلانه از منظر ایران
در سوی مقابل، همزمان با افزایش فشارهای رسانهای، نظامی و دیپلماتیک آمریکا، تهران موضع خود را درباره حق غنیسازی شفاف اعلام کرده است. عباس عراقچی تصریح کرد که ایران از حقوق هستهای خود عدول نخواهد کرد. استدلال ایران نیز مبتنی بر همان چارچوب حقوقی NPT و مقررات آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که به کشورهای عضو اجازه غنیسازی تحت نظارت را میدهد. ایران پیشتر برای رفع نگرانیهای غرب، توافق برجام را پذیرفت. توافقی که در زمان خود از سوی بسیاری یک توافق متوازن و عادلانه توصیف شد. با این حال خروج یکجانبه ترامپ از برجام و عمل نکردن اروپا به تعهدات اقتصادی بیاعتمادی عمیقی را در تهران ایجاد کرد. اکنون نیز ایران اعلام کرده آماده مذاکره درباره چارچوبهای فنی و نظارتی است و حتی حاضر است بالاترین سطح همکاری با آژانس را بپذیرد. فراتر از آن، پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم غنیسازی در داخل ایران، حتی با حضور شرکتهای خارجی و آمریکایی، نشان میدهد که تهران بهدنبال راهحلهای خلاقانه برای تضمین شفافیت و در عین حال حفظ حقوق هستهای خود است. چنین ابتکاری میتواند نقطه تلاقی دو نگاه متفاوت باشد؛ اگر اراده سیاسی در واشنگتن وجود داشته باشد.
*چه خواهد شد!
تحولات اخیر نشان میدهد که مذاکرات ایران و آمریکا در مرحلهای حساس قرار گرفته است. از یک سو شتاب ترامپ در تعیین ضربالاجلهای کوتاه و همزمان تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه بیانگر استفاده از استراتژی «فشار برای امتیازگیری» است. از سوی دیگر تهران بر حفظ حقوق هستهای خود تأکید دارد، اما در عین حال، آمادگی برای ارائه پیشنهاد مکتوب و ورود به گفتوگوهای فنی را نشان داده است. اگر «توافق عادلانه» به معنای توازن میان حقوق و تعهدات باشد، مسیر دستیابی به آن از دل واقعگرایی و احترام متقابل میگذرد، نه از مسیر ضربالاجلها و تهدیدهای نظامی. اکنون پرسش اصلی این است که آیا دوطرف میتوانند تعریف مشترکی از عدالت در توافق ارائه دهند یا فشارهای سیاسی و محاسبات داخلی در آمریکا، روند دیپلماسی را با مانع جدیدی روبهرو خواهد کرد؟ پاسخ این پرسش، آینده پرونده هستهای را تعیین خواهد کرد.