نگاهی به شرایط سیاسی، اقتصادی، بینالمللی و... طی ماههای گذشته نشان میدهد که جامعه کمتر سویههای امیدوارکنندهای را که بخواهد نسبت به تغییر وضعیت زندگی و افق پیشرو دلگرم شود، مشاهده میکند و روند امور نیز به نحوی پیش میرود که انگار قرار نیست در حوزههای مختلف شاهد تغییر نگرش یا گشایشی باشیم. قدرمسلم امروز مشکلات اقتصادی و معیشتی نخستین موضوعی است که بر زندگی مردم سایه افکنده و گذران زندگی را برای آنها مشکل و بغرنج نموده است. شاید هیچکس تصورش را هم نمیکرد که در این عصر زندگی کالابرگ را تجربه کند، اما به جهت برخی عملکردها و شرایط موجود این وضعیت را نیز تجربه کرده است. شرایطی که به واقع زمینهساز و زمینهپرور اتفاقات و تحولات بعدی نیز شده است. چنانکه اگر بگوییم اعتراضات دیماه و اتفاقات پس از آن که منجر به حوادث ناگوار و دلخراشی برای کشور و جامعه شد همه به جهت همین شرایط اقتصادی بغرنج و پریشان بود، سخنی به گزافه نرفته است. حال طبیعی است که در چنین شرایطی که جامعه همچنان ملتهب از اتفاقات دیماه است بهجای برخی فرآیندها باید به سمت بازیابی اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی حرکت کرد و این مهم نیز مگر با اصلاح برخی عملکردها، تصمیمها و اقدامها حاصل نمیشود. جامعه میخواهد تغییر رو بهبود در حوزههای مختلف را نه فقط در وعده و شعار که به صورت عملی ببیند. اما شاهد فرآیندهایی هستیم که نه تنها در مسیر بازیابی و تقویت اعتماد لطمه دیده و سرمایه اجتماعی ریزش کرده و حرکت نمیکند بلکه صرفا بر همان روال سابق پیش میرود گویی اینکه هیچ اتفادقی نیفتاده و جامعه نیز نسبت به بسیاری از اتفاقات نازاضی است و گلایه دارد. گرچه در این میان فرآیندهای مهمی وجود دارند که شرایط و زمانه بر روی آنها تاثیر گذاشته و آنها را تحتالشعاع قرار میدهند. یکی از این فرایندها انتخابات است. حال چه انتخابات ریاست جمهوری باشد، چه خبرگان و چه شوراها بعضی اتفاقات تاثیرات مثبت یا منفی خود در این فرآیند میگذراند. اتفاقات شوراها در یازدهم اردیبهشت سال آینده از این قاعده مستثنی نیست؛ لذا بهنظر میرسد که بیش از چگونگی برگزاری یا حضور در این انتخابات باید چگونگی مواجهه جامعه با این فرایند را تعریف کرد و بهدرستی به نوع نگرش جامعه در این خصوص دست یافت.
* تکرار رویه اشتباه
امروز به جرأت میتوان گفت مساله انتخابات پیشروی شورها جزو ۱۰ مساله مهم و مدنظر جامعه نیست و با اتفاقات رخ داده اخیر جامعه حداقل در شرایط کنونی وقع چندانی به این مساله نمینهد، هیچ اکت یا واکنشی نسبت به تحولات پیرامون این حوزه ندارد. این نوع رویکرد به احتمال فراوان منجر به کاهش مشارکت خواهد شد. از همینرو طی چند ماه گذشته بارها گفته شد که باید در این فرآیند بسیار دقیق عمل کرد تا حداقل نگاه جریانات و جامعه بیش از این بدین فرآیند تخریب نگردد. با این حال روزگذشته مشخص شد که اساسا اتفاقات و تحولات اجتماعی بر تصمیمات و اقدامات تاثیر خاص و بسزایی نمیگذارد. جاییکه پس از فعل و انفعالات صورت گرفته تهران، بررسی صلاحیت ۵۰۴۴ داوطلب عضویت در شورای اسلامی شهر تهران به پایان رسید. در حوزه انتخابیه تهران، ری و تجریش صلاحیت ۴۸۷۵ نفر از ثبتنامکنندگان تایید شده و صلاحیت ۱۶۴ نفر نیز مورد تایید قرار نگرفت. شاید این عددها در نگاه اول آمار بسیار خوبی باشد و نشان از نگاه همهجانبه به همه جریانات سیاسی و شهروندان باشد، اما وقتی ردصلاحیت شدهها را نیز مورد بررسی قرار میدهیم تازه درمییابیم که داستان از چه قرار است و چه نگاهی پشت ماجرای ردصلاحیتها بوده است. بهجای اینکه با توجه به شرایط کنونی فضا را باز شده و تلاش شود با حضور همه چهرهها از جریانات سیاسی مختلف مقداری جامعه به مشارکت ترغیب گردد رویه سابق پیش گرفته شده و بازهم شاهد ردصلاحیتهای جهتدار هستیم. این رد صلاحیتها نه تنها جریان اصلاحطلب که اصولگرایان منتقد را نیز شامل شده و برخی از آنهایی که در در دوره ششم منتقد زاکانی، شهردار تهران بودهاند زیر تیغ رد صلاحیت رفتهاند تا خالصسازی بیش از گذشته انجام شود. ماجرا جایی جالبتر میشود که بدانیم سه عضو هیأت نظارت بر انتخابات رضا تقیپور انوری، ابوالقاسم جراره و مالک شریعتی نیاسر نمایندگانی هستند که قرابت ویژهای با تندروهای اصولگرا بهویژه جبهه پایداری دارند. در چنین شرایط و رویهای دیگر حاجت به گفتن نیست که اکثریت کاندیداهای اصلاحطلب مثل نادره رضایی، علی پیرحسینلو، مهدی شیرزاد، اسماعیل گرامیمقدم، علی تاجرنیا، محمد خونچمن، ابوالفضل رضوی، اسماعیل دوستی، حبیبه گلرخ، حسن فایضی، مینو خالقی و... رد صلاحیت شدهاند. پرسش این است که اگر قرار است اصولگرایان به ویژه تندروها به وزنکشی درون جریان خود بپردازند و بقیه را حذف کنند، اساسا برگزاری انتخابات چه معنایی میدهد؟ لیستی تهیه کنند و همانها به شورا بروند. اینگونه دیگر نه وقت مردم و بسیاری افراد برای انتخابات گرفته میشود و نه هزینهای برای انتخابات شده است.
* وزنکشی تندروها
یک فعال سیاسی اصولگرا در خصوص رد صلاحیتهای انتخابات شوراهای شهر به روال گذشته اظهار داشت: من وقتی با اسامی کاندیدای رد صلاحیت شده مواجه شدم که احتمالا تعداد خیلی زیادی هم باشند توئیتی منتشر کردم که این رد صلاحیتهایی که بهصورت تندتر در انتخابات مجلس اتفاق افتاد، نتیجهاش همین مجلس چند درصدی است که میبینیم الان مجددا در حال رخدادن در انتخابات شوراها است. محمد مهاجری به «آرمان ملی» گفت: حتی اگر این رد صلاحیتها نبود برخی از برآوردها نشان از میزان مشارکت بسیار پایین دارد، اما حال که رد صلاحیت میکنید چرا انتخابات برگزار میکنید؟ همین افراد حاضر را یک دوره تمدید کنید یا یکسری افراد دیگر را برای شوراها منصوب کنید. این فعال رسانهای بیان کرد: این کارها واقعا بیشتر مردم را عصبانی میکند و اصلا اعتراضات و خشم مردم ناشی از همین رفتارهایی است که اصلا از آن درس نمیگیریم. اگر مجددا اتفاق دیگری رخ دهد این مسئولان چگونه میخواهند خود را از اتفاقات تلخ تبرئه کنند؟ اصلا وزیر کشور داریم؟ ببیند چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. من پیشنهادم این بود که انتخابات شوراها در شهرهای بالای ۱۰۰ هزار نفر ششماه به تعویق بیفتد روی افکار عمومی کار شود و مقداری اعتماد ایجاد گردد، وضعیت معیشتی مردم بهتر شود تا به انتخابات دلگرم شوند. با این کارهایی که انجام میشود دائما روی زخم مردم نمک میپاشند و زمینه نارضایتی بیشتر را فراهم میکنند. وی تصریح کرد: دنبال این هستند که دعوای داخلی جریان تندرو اصولگرا را به وزنکشی بین خودشان برسانند. جریان آقای قالیباف، زاکانی، بذرپاش و... دنبال وزنکشی بین خودشان هستند. دنبال این هستند که با رسیدن به کرسیهای شورا برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بعدی فضای سیاسی ایجاد کنند. واقعا با این وضعیتی که در حال رقمزدن آن هستند، جز ایجاد نارضایتی بیشتر در جامعه بازتاب و بازدهی نخواهد داشت. مهاجری تاکید کرد: نتیجه انتخابات از هماکنون معلوم است و اگر لیست کاندیداها را اعلام کنند از همین الان میتوان ۹۰ درصد پیشبینی کرد که چه کسانی قرار است وارد شورای شهر هفتم شوند.