اما صحبت ترامپ مبنی بر توافق طی چند روز آینده و انتشار متن تفاهم ۱۴ مادهای نگاهها را به توافق بازگرداند. در همین راستا «آرمان ملی» با مرتضی مکی تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* ارزیابی شما از پیشنویس ۱۴ مادهای تفاهمنامه ایران و آمریکا چگونه است؟
پیشنویس ۱۴ مادهای که در سطح گسترده در رسانههای داخلی ایران منتشر شده تقریباً همان پیشنویسی است که پیش از نشست هیأتهای ایران و آمریکا در اسلامآباد منتشر شده بود. گفته شد که آمریکاییها پذیرفته بودند که تقریبا با همین شروط پای میز مذاکره بیایند، اما خواستههای حداکثری خود را مطرح کردند و آن نشست به بنبست رسید. تحرکات سیاسی که پس از نشست اسلامآباد صورت گرفت برای نزدیک کردن دیدگاه دوطرف بود که عملاً ترامپ زیر بار مابهازایی که بابت تعهداتی که از ایران میخواست نمیرفت و همچنان بر خواستههای حداکثری خود تاکید میکرد. البته تاکنون از سوی مقامات کشورمان هیچ واکنش رسمی نسبت به این پیشنویس مطرح نشده و متقابلا از سوی مقامات آمریکایی نیز موضع رسمی در خصوص این پیشنویس ندیدهایم و اینکه به نظر میرسد این پیشنویس ۱۴ مادهای بیشتر در سطح رسانههای داخلی ایران انعکاس پیدا کرده ولی در سطح رسانههای بینالمللی چندان به این پیشنویس پرداخته نشده است، اما خبری از محتوای اصول محوری توافق ایران و آمریکا منتشر شد که شاید آن خبر بیشتر به حقیقت نزدیک باشد. اینکه ترامپ رفع محاصره و آزادی بخشی از پولهای بلوکه شده ایران را پذیرفته، البته این شرط را گذاشتند که در مصارف بشردوستانه هزینه شود و اورانیوم ۶۰ درصدی غنیسازی شده در داخل ایران رقیق شود. تا پیش از این آمریکاییها با هیچ یک از این محورها موافقت نمیکردند و ترامپ فقط بر توقف برنامههای هستهای ایران و خارج کردن اورانیوم غنی شده از ایران و مخالفت با پرداخت هرگونه آزادی پولهای بلوکه شده ایران تاکید داشت. اینکه در سطح رسانه داخلی آمریکا این خبر منتشر میشود فقط از این به نظر قابل توجه است که انعطافی در مواضع آمریکاییها مشاهده میشود. حال اینکه ایران آن را پذیرفته یا نه بحث جدایی است ولی اینکه آمریکاییها از خواستههای حداکثری فاصله گرفته و محورهایی را مطرح کردهاند که نشان میدهد تا حدودی در مواضع خودشان تعدیل ایجاد کردهاند، گامی در جهت نزدیک شدن دیدگاههای دو طرف است. ولی تا زمانی که مقامات جمهوری اسلامی ایران موضع رسمی اتخاذ نکنند قطعا نمیتوان تنها بر مواضع رسمی دولت آمریکا تکیه کرد و آن را در خصوص روند مذاکرات ایران و آمریکا مبنای حقیقت و راستیآزمایی قرار داد. گمانهزنیهایی هم در خصوص نشست ژنو با حضور هیأتهای بلندپایی آمریکایی و ایرانی مطرح است. گفته میشود آمریکاییها ۴ هواپیمای پشتیبان را به سمت ژنو حرکت دادند تا شرایط حضور جیدی ونس را در ژنو فراهم کنند، اما تنها موضعی که در این خصوص از سوی جمهوری اسلامی داریم موضع آقای بقایی سخنگوی وزارت خارجه و هیأت مذاکره کننده ایران است که گفتند روی متنی که گفته شده، روی سر فصلهای توافق کار میکنند ولی اینکه این متن تا چه حد به توافق آمریکا و ایران رسیده هنوز موضع رسمی اتخاذ نکردهاند. با توجه به حرفهای متناقضی که از سوی مقامات آمریکایی در این خصوص داریم نمیتوان روی این محورها اعتماد جدی کرد.
*سایر عناصر مثل جامجهانی یا مهمتر از آن انتخابات میاندورهای کنگره چقدر بر توافق احتمالی تاثیر گذار بوده و هست؟
من معتقدم چند گزاره برای توافق احتمالی تاثیرگذار است. اینکه به هر حال بازیهای جام جهانی شروع شده، رقابتهای جدی انتخاباتی کنگره شروع شده و ترامپ فرصتی برای اینکه بخواهد جنگ دیگری را علیه ایران در این بازه زمانی آغاز کند ندارد و هرگونه جنگی تبعات اقتصادی و روانی برای جامعه آمریکا خواهد داشت و آن بهرهبرداری سیاسی -تبلیغاتی که آمریکا میخواهد از بازیهای جام جهانی کند، شاید نتواند استفاده کند. به همین دلیل شاید باید مذاکرات را جدیتر مدنظر قرارداد و احتمال اینکه دو طرف به یک تفاهمنامه توافق موقت دست پیدا کنند، بیش از گذشته است که باید جدی گرفت.
* چه میزان میتوان مطمئن بود که با توجه به مسائل مختلف موثر توافق احتمالی آمریکاییها به آنچه خود گفتهاند نیز پایبند بمانند و دوباره زیر میز توافق نزنند؟
در این خصوص که این طرح چهارده مادهای که در سطح رسانهها منتشر شده و آمریکاییها با آن موافقت کردند، تردید جدی وجود دارد. به هر حال با توجه به شدت اختلافات و شکافی که میان خواستههای ایران و آمریکا وجود دارد و ترامپ هم دنبال یک دستاوردی برای خروج آبرومندانه از وضعیتی است که در آن گرفتار شده، این طرح نمیتواند برای ترامپ دستاوردی داشته باشد که بخواهد بر آن تکیه کنه و به افکار عمومی آمریکا بفروشد. اما اینکه فرض بگیریم آمریکاییها با این طرح موافقت کردند، آیا به تعهداتشان پایبند خواهند بود؟ باید گفت که در نظام بینالملل چیزی به نام اعتماد وجود ندارد و کشورها با توجه به میزان قدرت و اقتدار و نفوذشان در سطح جهانی و با توجه به توانمندیهای خود اهدافشان را پیش میبرند. ما در حین دو دور مذاکره مورد حمله آمریکا قرار گرفتیم و این نشان میدهد که آمریکا عملاً به هیچ قاعدهای پایبند نیست و هر جا منافعش اقتضا کند به راحتی تغییر موضع میدهد. به خصوص ترامپ که جدای از همه روسای جمهور آمریکا است و به شکل آشکاری قواعد حقوقی بشردوستانه را در سیاستهایش کنار گذاشته و میخواهد با ابزار قدرت نظامی به هر آنچه که به ذهنش میرسد دست پیدا کند و همین خطای محاسبه از فضای داخلی ایران بود که تصور میکرد میتواند با یک حمله به آنچه میخواهد دست پیدا کند، اما عملا در یک تله و باتلاق گرفتار شد و حال دنبال راه خروج از آن میگردد. به هر حال پس از جنگ ۴۰ روزه اتفاقاتی در سطح منطقه و جهانی افتاده که شرایط نسبت به قبل تفاوت کرده و آمریکا دیگر به راحتی و سهولت گذشته نمیتواند تعهدات خود را زیر پا بگذارد و اگر چنین اقدامی انجام دهد هم برای آمریکا هزینه خواهد داشت و هم برای متحدان آمریکا.