حشمتا... فلاحتپیشه، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: همه شواهد نشان دهنده خستگی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای از جنگ است. یعنی جنگ به رغم اینکه ویرانیهای گستردهای را به بار آورد ولی ویژگی اصلی جنگها این است که این جنگها در نهایت فصلالخطاب قرار میگیرند. لذا کشورها تا زمانی که درگیر جنگ نشوند و منابع و منافعشان در جنگها در معرض خطر قرار نگیرد، به سختی میتوانند از مواضع خود عدول کنند. ولی جنگها به ویژه وقتی که این جنگها در یک شرایط برابر شکل بگیرند منجر به ایجاد نوعی توازن در مواجهه میشوند.
ایران باید قدر این توازن شکل گرفته در جنگ را بداند و از شرایط پیش آمده برای بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد استفاده کند. چون آمریکاییها از زمانی که داعیه ابرقدرتی دارند بیش از ۸۲ جنگ بزرگ را شکل دادهاند و در هیچ کدام از این جنگها تفاهمنامهای شبیه آنچه در اسلامآباد نهایی شد، شکل نگرفته است. چون شاخصهای خستگی از جنگ شاخصهای تاکتیکی نیست بلکه شخصهای واقعی است. یعنی الان ما هم از لحاظ نظرسنجی افکار عمومی و هم مقایسه توازن زرادخانهها و مخازن تسلیحاتی طرفها به این نتیجه میرسیم که عملاً بازیگرانی مثل آمریکا هم دچار چالشهای جدی برای ادامه جنگ شدهاند.
حالا اینکه میبینیم که لشکرکشیهای آمریکا ادامه دارد و کماکان سعی میکنند نوعی آمادگی را از لحاظ تجهیزاتی و نوآوری حفظ کنند. همه اینها به این دلیل است که هنوز نتایج ملموسی در میز دیپلماسی به دست نیامده است. مقدمه این نتایج ملموس توافق ایران و عمان بر بستر تنگه هرمز است چون من معتقدم این توافق تحت هر شرایطی که شکل بگیرد، بهتر از دوران قبل از جنگ برای ایران است. من معتقدم حتی آمریکاییها هم حاضرند با شرایطی بهتر از دوران قبل از جنگ موافقت کنند.
لذا باید از این موضوع استفاده کرد. ضمن اینکه باید بپذیریم آنچه در تفاهمنامه عمان امضا میشود، تبعی از تبعات قدرت در آینده است. یعنی اگر زمانی این تفاهمنامه امضا شود و به تدریج منجر به پایان جنگ و کاهش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه شود، در حوزه اجرا حتما ایرانیها دست بالاتر را خواهند داشت. لذا من معتقدم که تفاهم هرمز میتواند عملاً زمینهساز توافق بین ایران و آمریکا هم بشود.
بنابراین برخلاف کسانی که معتقدند آمریکاییها در حال نفسگیری هستند من معتقدم آمریکاییها برخلاف دوران قبل از جنگ نگاه توأم با صبر و انتظار بیشتری به دیپلماسی دارند. در گذشته آمریکاییها برای جنگ تصمیم گرفته بودند و دیپلماسی فقط به عنوان عاملی برای رسیدن به همان اهداف جنگ بود ولی در شرایط کنونی آمریکاییها امیدوارند که دیپلماسی مانع گسترش بیشتر جنگ شود و این یک تفاوت مهم نسبت به گذشته است.