ما وسط بحران هستیم؛ ما هنوز از جنگ خارج نشدیم. حجتالاسلام و المسلمین حسن روحانی در دیدار با جمعی از سفیران، استادان و صاحبنظران سیاست خارجی یکی از مهمترین مسائل پیش روی ایران را این دانست که چگونه و در چه زمانی از مرحله درگیری نظامی به ترتیبات سیاسی پایدار منتقل شود و تأکید کرد: دفاع در برابر متجاوز باید ادامه یابد، اما تصمیم درباره زمان انتقال از میدان به سیاست نیز باید بر اساس محاسبه منافع ملی صورت گیرد. رئیس جمهور پیشین گفت: باید در نقطهای این انتقال انجام شود که احتمال تجاوز بعدی کاهش یافته باشد و ترتیبات حاصل، منافع ایران را تضمین کند.
پایان موفق جنگ صرفاً به معنای توقف حملات نیست. اگر درگیری متوقف شود، اما احتمال آغاز دوباره جنگ همچنان بالا باقی بماند، امنیت پایدار به دست نیامده است. روحانی تصریح کرد: تصمیم درباره ادامه یا توقف درگیری باید با سنجش سود و زیان آن برای کشور همراه باشد و هدف، رسیدن از «ترتیبات میدان» به «ترتیبات پایدار سیاسی» باشد. ایران پس از پایان درگیری نظامی باید از «فضای جنگ» نیز خارج شود، زیرا تداوم فضای ناامنی و بحران، سرمایهگذاری، توسعه اقتصادی و بهبود زندگی مردم را دشوار میکند. رئیسجمهوری پیشین با بیان اینکه هدف نهایی «عزت کشور»، «امنیت پایدار»، توسعه و رفاه مردم است، یادآور شد: قدرت سیاسی و دیپلماسی را نباید در برابر قدرت نظامی قرار داد. دیپلماسی میتواند پیش از بحران برای جلوگیری از وقوع جنگ، در جریان بحران برای کنترل آن و پس از درگیری برای انتقال از میدان به ترتیبات سیاسی استفاده شود.
روحانی با اشاره به تجربه پرونده هستهای در سال ۱۳۸۲ و فضای منطقه پس از سقوط بغداد گفت: در آن مقطع دیپلماسی توانست در جلوگیری از افزایش تهدید علیه ایران نقش ایفا کند. تجربه جنگهای اخیر باعث ایجاد تردید در بخشی از جامعه نسبت به مذاکره شده است، اما این تجربه نباید باعث کنار گذاشتن یکی از منابع قدرت کشور شود. وی با بیان اینکه «ما هیچوقت نباید یک پایه قدرت خودمان را کنار بگذاریم.» تصریح کرد: قدرت نظامی همچنان یکی از پایههای اصلی جلوگیری از تحمیل اراده خارجی به ایران است و ضعفهای آشکارشده در جنگ، بهویژه در حوزه فناوری و جنگ مدرن، باید بررسی و جبران شود.
در جنگ جدید، برتری در فناوری، کشف زودتر تهدید، توان راداری، برد تسلیحات و سرعت واکنش میتواند نتیجه نبرد را تعیین کند. امنیت ملی را نمیتوان صرفاً بر قدرت آفندی و پدافندی بنا کرد. رئیسجمهوری پیشین اقتصاد، دیپلماسی، موقعیت جغرافیایی، پدافند غیرعامل و سرمایه اجتماعی را بخشی از بازدارندگی دانست و گفت: مجموع این ظرفیتها باید به «بازدارندگی ملی» تبدیل شود. روحانی با بیان اینکه بالاتر از قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی، حضور یکپارچه مردم قرار دارد، اعتماد مردم به اطلاعات رسمی، پاسخگویی مسئولان، مشارکت عمومی و اقناع جامعه را از اجزای قدرت ملی دانست.
وی با تاکید بر اینکه نارضایتی یا اعتراض به عملکردها لزوماً به معنای همراهی با دشمن خارجی نیست، یادآور شد: تجربه جنگ نشان داده است که هنگام حمله به کشور، مردم برای ایران، استقلال و تمامیت سرزمینی آن میایستند. هرچه اعتماد و رضایت عمومی بیشتر باشد، توان کشور برای مقاومت در برابر فشار خارجی نیز افزایش مییابد. روحانی با تاکید بر اثرگذاری بازدارندگی ایران در ممانعت از تحقق بسیاری از اهداف دشمنان، گفت: فروپاشی نظام، تجزیه ایران، تسلیم حکومت و از بین بردن توان موشکی و هستهای بهعنوان نمونههایی از اهداف دشمن بود که محقق نشدهاند.
رئیسجمهوری پیشین ادامه داد: اکنون مسأله اساسی این است که مقاومت چگونه به امنیت پایدار و کاهش احتمال جنگ بعدی تبدیل شود. وی به تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: تاکنون هرمز بیشتر بهعنوان اهرمی برای فشار در زمان جنگ و بحران مورد توجه بوده است، اما باید بررسی کرد چگونه میتوان آن را به پایهای برای وابستگی متقابل و توسعه ایران تبدیل کرد.
ثبات هرمز برای امنیت انرژی، کشتیرانی و اقتصاد بسیاری از کشورها اهمیت دارد و این کشورها باید در ثبات ایران نیز منفعت پیدا کنند. وی عنوان کرد: باید از ظرفیت هرمز برای افزایش سرمایهگذاری، تجارت، فناوری و روابط اقتصادی ایران با کشورهای منطقه، آسیا و اروپا استفاده کرد. اگر چنین تحولی رخ دهد، میتواند یکی از مهمترین دستاوردهای ایران از شرایط کنونی باشد. دیپلماسی را نباید به مذاکره محدود کرد و وظیفه اصلی سیاست خارجی «مدیریت فضای بیرون کشور» است.