علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل بینالملل نوشت: ایران تاکنون سعی کرده مذاکرات با آمریکاییها را عمدتاً بهصورت غیرمستقیم پیش ببرد؛ هرچند نمایندگان ایران هر از گاهی، برای مثال در پاکستان یا ژنو، مذاکرات مستقیم نیز داشتهاند. از مدتها پیش این بحث مطرح بوده که به جای کشورهایی مانند قطر، عمان، پاکستان، ترکیه یا سایر کشورهای عربی، کشورهایی مانند چین یا روسیه وارد این روند شوند و بهعنوان میانجی یا ضامن مذاکرات ایفای نقش کنند. چین و روسیه بهعنوان دو قدرت بزرگ، با توجه به وزن سیاسی، نظامی و اقتصادی و نفوذ بینالمللی خود، میتوانند در برابر آمریکا نقش مؤثرتری ایفا کنند.
آمریکاییها ممکن است بهراحتی بتوانند با میانجی مانند عمان برخورد متفاوتی داشته باشند و حتی در صورت بروز اختلاف، آن کشور را تهدید کنند؛ اما در مورد چین یا روسیه چنین برخوردی به این سادگی امکانپذیر نیست. بنابراین، حضور چنین قدرتهایی میتواند تعهدات طرفین را در سطح بالاتری از نظر سیاسی، امنیتی و حتی نظامی قرار دهد و آمریکا را به اجرای تعهدات خود ملزمتر کند. به این دلیل، اصل ایفای نقش چین بهعنوان میانجی اصلی میان ایران و آمریکا را میتوان مثبت ارزیابی کرد؛ موضوعی که از قبل نیز مطرح بوده است. اما تحقق آن بستگی دارد به اینکه چین اساساً بخواهد چنین نقشی را بپذیرد یا خیر.
چین ممکن است دلایل خاص خودش را برای ورود به این روند داشته باشد. این کشور نمیخواهد نفوذی را که در حوزه خلیج فارس، بهویژه در زمینه انرژی و تجارت دارد، از دست بدهد. از سوی دیگر، چین علاقهمند است مانع تسلط کامل آمریکا بر حوزه خلیجفارس، کشورهای عربی و بهخصوص حوزه انرژی شود. بنابراین، این احتمال وجود دارد که چین از ورود به چنین روندی منافعی داشته باشد؛ از جمله جلوگیری از وقوع جنگ مجدد و ممانعت از اینکه آمریکا در مذاکرات آتی به دنبال امتیازگیری گسترده از ایران باشد. چنین وضعیتی میتواند با منافع چین نیز همخوانی داشته باشد.
با این حال اگر چین بتواند بهعنوان ضامن یا واسط وارد این روند شود، از این منظر میتواند نسبت به کشورهایی مانند عمان، قطر یا پاکستان نقش مؤثرتری داشته باشد. وزن سیاسی و اقتصادی چین ممکن است باعث شود آمریکا نیز نتواند بهراحتی از تعهدات خود عدول کند و در نهایت، زمینه برای رسیدن به توافق فراهم شود. در این خصوص باید توجه داشت که آمریکاییها احتمالاً بهراحتی با چنین ترتیباتی موافقت نخواهند کرد.
ترامپ و مجموعه حاکمیت آمریکا ظاهراً همچنان بر این باورند که میتوانند ایران را وادار به پذیرش شرایط مورد نظر خود کنند؛ به گونهای که ترامپ همچنان به دنبال نوعی معامله است که از یکسو منافع مورد نظر او را تأمین کند و از سوی دیگر، هیبت و جایگاه آمریکا را که به اعتقاد آنها در نتیجه تحولات اخیر زیر سؤال رفته، دوباره احیا کند.
در کنار این موضوع، این احتمال وجود دارد که آمریکاییها، چه پیش از انتخابات و چه پس از آن، ابتدا بخواهند با نشان دادن قدرت نظامی خود نوعی ضرب شست نشان دهند و سپس پای میز مذاکره با ایران بنشینند؛ موضوعی که ایران نیز بر آن اشراف دارد. عامل دیگری که غیرقابل پیشبینی است و ممکن است بر احتمال میانجیگری چین تأثیر بگذارد، مسئله اسرائیل است. به نظر میرسد اسرائیل و جریانهای نزدیک به آن همچنان از موضع خود عقبنشینی نکردهاند و بر این باورند که تحریمها، فشارهای دریایی و هوایی و در مجموع فشار اقتصادی علیه ایران در حال نتیجه دادن است.
بر همین اساس، ممکن است این دیدگاه وجود داشته باشد که هنوز زمان آن نرسیده است که آمریکا شرایط ایران را بپذیرد و پای میز مذاکره بنشیند؛ لذا به نظر میرسد چینیها با دقت شرایط را دنبال میکنند و احتمال میدهند هنوز زمان مناسب برای چنین میانجیگریای فرا نرسیده باشد؛ مگر اینکه در ماههای آینده، مثلاً در اواخر نوامبر یا دسامبر، مجدداً مذاکراتی شکل بگیرد؛ بنابراین باید دید آیا چین حاضر است در برابر کارشکنی احتمالی یا عدم اجرای تعهدات از سوی آمریکا، ضمانت لازم را بر عهده بگیرد یا خیر؛ چراکه این موضوع همچنان در ابعاد گسترده محل بحث است.