در این میان دو تقسیم کار مشخص صورت گرفت. رئیسدستگاه دیپلماسی بر اساس عرف دیپلماتیک با همتایان خود در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل دیدار کرد و صراحتاً مواضع ایران را به سمع و نظر آنها رساند و در این میان علاوه بر رایزنیهای دو جانبه، به صورت مشخص به برخی از مواضع مخرب کشورها علیه تهران که در طول بیش از شش ماه گذشته و پس از حمله نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران اتخاذ شده بود، پاسخ داد. این اقدام عراقچی علاوه بر اینکه از منظر دیپلماتیک دارای اهمیت و ارزش است، از حیث دیپلماسی رسانهای و دیپلماسی عمومی نیز حائز ارزش ذاتی است؛ چراکه در شرایط کنونی رسانه و جنگ روایتها به یکی از اهرمهای تاثیرگذاری در جهان تبدیل شده است. رئیسجمهور پزشکیان نیز با توجه به سخنان ترامپ و سپس نتانیاهو در صحن مجمع عمومی سازمان ملل متحد، صراحتاً در مصاحبههای خود با رسانههای مطرح آمریکا و حتی رسانههای عربی مواضع اصولی ایران را بازگو کرد. او از دیپلماسی گفت و همزمان دفاع از کشور در برابر هرگونه اقدام نظامی را صراحتاً تشریح کرد و به نوعی توانست از نیویورک پیام ایران را برساند.
در انتظار پاسخ میانجیها
در این وضعیت، بسیاری از اخبار بر این تحلیل استوار هستند که پاسخ منفی ایالات متحده به پیشنهاد اخیر ایران در مورد طرح هفت روزه بازگشایی تنگه هرمز و ورود به دور جدید مذاکرات، به نوعی نقشه راه را نشان داده، اما اظهارات عراقچی در این خصوص گویای این است که همچنان دیپلماسی در حال فعالیت است. رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان در این خصوص اعلام کرده که «اولین واکنش را از رئیسجمهور آمریکا دیدیم، ولی هنوز از میانجیها چیزی به ما منتقل نشده است. البته رئیسجمهور آمریکا هم حرفهای ضد و نقیض زیادی زده که متأسفانه زیاد از ایشان شنیده میشود». عراقچی تصریح کرد که «منتظر هستیم نظرات قطعی توسط واسطهها به ما منتقل شود و بر اساس آن تصمیم خواهیم گرفت. بههرحال، شروط ما مشخص است و هرگونه حرکت رو به جلو برای باز شدن تنگه هرمز منوط به محقق شدن این شروط است و از آنها هم کوتاه نخواهیم آمد». وزیر خارجه کشورمان در بخش دیگری از سخنان خود صراحتاً اعلام کرد که «هیچ راهی جز یک راهحل مذاکرهشده، مبتنی بر شرافت و عدالت و با تأمین حقوق مردم ایران و تأمین خواستههای برحق آنها وجود نخواهد داشت. فقط یک راهحل مذاکرهشده میتواند آنها را از این بنبست خارج کند و این موضع اصلی ما خواهد بود که البته بسیاری از کشورها در این موضع با ما همراهی دارند و آنرا درک میکنند». در این خصوص، برخی از رسانههای خارجی اعلام کردهاند که میانجیگران در تلاش هستند تا نشست دیگری میان ایرانیها و آمریکاییها برگزار کنند. ارم نیوز در این خصوص نوشته است که «آنها بر برگزاری این نشست در نیویورک تمرکز دارند و میخواهند از زمان باقیمانده برای تدوین پیشنویس آتشبس و بازگشت کشتیرانی در هرمز استفاده کنند تا پس از آن، مذاکرات با سرعت بیشتری در دوحه، مسقط یا یک شهر اروپایی دیگر تکمیل شود».
چین میانجی نهایی؟
اینکه تا چند روز منتهی به آخر هفته چه اتفاقی در نیویورک رخ میدهد و اینکه آیا اساساً میانجیهای فعال میان تهران-واشنگتن یعنی پاکستان، قطر و عمان چه اقدامی را برای برون رفت از این وضعیت انجام خواهند داد، موضوعی است که باید منتظر خروجی آن بود. اما آنچه در این میان به عنوان یک موضوع مهم (حداقل در فضای تحلیلی، رسانهای و سیاسی کشورهای خارجی و حتی ایران) مطرح بوده این است که آیا چینیها میتوانند به عنوان یک میانجی قدرتمند میان ایران و آمریکا برای باز شدن گره کور این پرونده ایفای نقش کنند یا خیر؟ در این خصوص اخیراً علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه پیشین کشورمان که مدتی هم ریاست سازمان انرژی اتمی را به عهده داشت به این موضوع اشاره کرده که چین به دلیل دارا بودن وزن بینالمللی میتواند میان ایران و آمریکا میانجی شود. اینکه چنین پیشنهادی از سوی پکن مورد قبول قرار بگیرد یا خیر، یکی از اصلیترین موضوعات است، اما مساله اینجاست که نشست شی جینپینگ و دونالد ترامپ در واشنگتن هیچ تعهد ملموس و جدیدی درباره خاورمیانه یا ایران به همراه نداشت. المانیتور در این خصوص نوشته است که موضوع «ایران در اظهارات علنی هیچیک از دو رهبر در روز پنجشنبه مطرح نشد، اما خبرگزاری شینهوا در گزارشی جداگانه اعلام کرد که شی ابراز امیدواری کرده است آمریکا و ایران هرچه سریعتر به مسیر حلوفصل مسائل از طریق گفتوگو و مذاکره بازگردند، اما این گزارش هیچ اشارهای به تعهد جدید چین برای کمک به تحقق چنین روندی نکرده است». المانیتور همچنین در گزارش خود به نقل از گرنت راملی، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک آورده است که «از نظر تاریخی، پکن بهندرت از اهرم نفوذ خود در منطقه برای دلایلی استفاده میکند که مستقیماً به نفع چین نباشد». با وجود این تحلیلها اینکه چین در قاموس یک قدرت بینالمللی در عرصه اقتصادی، سیاسی و نظامی که روابط درهم تنیده با آمریکا دارد بتواند میان تهران و واشنگتن میانجیگری کند یک امر مثبت خواهد بود، اما باید دید که آیا پکن نیز تمایلی به این اقدام دارد یا خیر.