مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: تجاوزر رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت و واکنش ایران نسبت به این حمله که پیش از آن اعلام شده بود در صورتی که اسرائیل هر اقدامی علیه لبنان انجام دهد، ایران واکنش نشان خواهد داد و این موضوع یکی از مسائل مطرح شده در شروط ایران در اعلام آتشبس هم بود، اقدامی غافلگیر کننده محسوب نمیشود.
نتانیاهو بزرگترین مخالف هرگونه مذاکره توافق بین ایران و آمریکا بوده و هست، چرا که نفع او در تداوم جنگ و تنش با ایران است و ایران را تهدید وجودی برای رژیم صهیونیستی میداند. برجام نیز در تحرکات و فشارها و مانع تراشیهایی که رژیم صهیونیستی در مسیر اجرایی آن انجام داد و در نهایت موجب خروج ترامپ از آن شد، با دسیسه و مخالفت همین نتانیاهو انجام شد. در طول مذاکرات اخیر نیز همواره یکی از متغیرهای مهم در خصوص سناریوهایی که در روند مذاکرات مطرح میشود همین بود که نخستوزیر رژیم صهیونیستی میتواند برای یک بار دیگر توافق بین ایران و آمریکا را به شکست بکشاند.
اما اینکه این حمله اسرائیل به لبنان تا چه حد با همسویی و همراهی ترامپ بوده، واقعیت این است که شاید در سطح رسانهها اختلافاتی را میان آمریکا و رژیم صهیونیستی مطرح کنند که این اختلافات نیز وجود دارد و نوع نگاه آمریکا به جمهوری اسلامی با نوع نگاه نتانیاهو تفاوتهایی دارد و آنها پس از جنگ ۴۰ روزه به این نتیجه رسیدند که واقعیتی به نام جمهوری اسلامی را نمیتوانند نادیده بگیرند. در خصوص آتشبس نیز ترامپ تلاش کرد آنچه را که در جنگ نتوانست بهدست آورد از طریق محاصره اقتصادی و فشارهای سیاسی به دست بیاورد.
البته از این نظر دستاوردی دست پیدا نکرد. استراتژی ترامپ در خصوص مذاکره ایران با آمریکا این است که میکوشد از طریق دیپلماسی اجبار خواستههای خود را به ایران تحمیل کند. از سویی از موفقیت مذاکرات سخن میگوید و از طرف دیگر مدام بر مخالفت با آزادی پولهای بلوکه شده ایران، غنیسازی و یا نابودی اورانیوم غنی شده در ایران سخن میگوید. موضوعاتی که جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه حاضر نیست هیچگونه امتیازی به آمریکا در این زمینه بدهد. تجربه دو جنگ تحمیلی علیه ایران در فاصله ۹ ماه به خوبی این سیاست را نشان داده و جمهوری اسلامی پس از جنگ و کنترلی که بر تنگه هرمز به دست آورده، دیگر حاضر نیست به موقعیت و شرایط پیش از جنگ برگردد. د
رباره ترامپ میتوان گفت الان منفعت او در این است که شرایط نهجنگ و تعلیق تداوم پیدا کند تا بلکه بتواند از این شرایط حداکثر فشار را به جمهوری اسلامی وارد کند تا شاید به یک مذاکره مستقیم دست پیدا کند تا شاید بعد از سه ماه جنگ و آتشبس دستاوردی برای او به دنبال داشته باشد. اما تفاوتی میان این نوع رویکرد ترامپ برای بازی با زمان و خریدن وقت به این امید که فرصتی برای آمریکا ایجاد شود، فقط برای ایران هزینه ندارد این برای آمریکا و برای بسیاری از کشورهای جهان که نفت و بسیاری از زنجیره تامین کالاها و محصولات کشاورزی و پتروشیمی برایشان مهم است و به تنگه هرمز ربط دارد، هزینه زیادی دربر خواهد داشت.
افزایش قیمت نفت و افزایش بسیاری از محصولات پتروشیمی تا همین اندازه هم جهان را در یک شوک اقتصادی فرو برده و افزایش تورم و رکود میتواند تاثیراتی در بسیاری از کشورهای جهان حتی کشورهای اروپایی و شرق آسیا نیز به دنبال داشته باشد. این باعث میشود که آمریکاییها مدام از موفقیت مذاکرات و احتمال توافق در امروز، فردا یا پس فردا سخن بگویند ولی عملا در روی میز چیزی دیده نمیشود که آمریکاییها داده باشند و ایران بتواند با صراحت نسبت به آن امیدواری واکنش نشان دهد.
ایران تا زمانی که از لحاظ عملی دریافت و تضمینی در جهت اجرای هرگونه توافقی به دست نیاورد، قطعا همچنان منتظر خواهد بود و واکنش نشان نخواهد داد که آمریکاییها بتوانند از آن استفاده سیاسی یا تبلیغاتی کنند؛ لذا به همان اندازه که احتمال جنگ و تداوم و تشدید تنش وجود دارد به همان اندازه هم امکان مذاکره و توافق وجود دارد.