اما بسیاری معتقدند این نوعی قدرت نمایی برای چانهزنی در مذاکرات است. در همین راستا برای بررسی تحولات میان ایران و آمریکا «آرمان ملی» با علی بیگدلی تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*تحولات حول محور ایران و آمریکا به ویژه پس از تبادل آتش در سهشنبه شب چگونه ارزیابی میکنید؟
من معتقدم ایران و آمریکا برای اینکه یک نوع قدرتنمایی کنند و توان نظامی خود را به رخ یکدیگر بکشند تا سر میز مذاکره بتوانند امتیاز زیادتری بگیرند اینگونه حملات را به طور محدود انجام میدهند. از طرف دیگر اگرچه ما هنوز پا در دیپلماسی داریم ولی هنوز فضای نظامی از روی هر دو کشور رفع نشده و دوم اینکه هر دو کشور دیگر توانایی ادامه جنگ را ندارند و به نفعشان نیست و جامعهشان نیز قبول نمیکند و با فشارهایی که الان روی ترامپ وجود دارد به هیچ وجه اجازه نمیدهد که یک جنگ جدید را شروع کند. مگر اینکه اتفاقی بیفتد که قابل پیش بینی نیست. البته ایران نیز شرایط اقتصادی خوبی ندارد و سطح بالای قیمتها بیکاری و. زیاد است منتها خودمان را از توان ننداختیم. البته اگرچه شامگاه سهشنبه خط آتشی میان ایران و آمریکا رد و بدل شد، اما هنوز چارچوبهای ارتباط دیپلماتیک قطع نشده است. ممکن است مقداری در روند دیپلماسی تاخیر بیفتد ولی هنوز قطع نشده و هیچ کدام از دو طرف هم میل ندارند که این کار متوقف شود. اگرچه طرفین گاهی زخمههایی به هم میزنند ولی این نکته خیلی مهم است که ما نسبت به امریکا بر عکس اسرائیل آن خصومت قلبی را نداریم و به رغم اینکه سالها گفتیم مرگ بر آمریکا، اما خیلی سر جنگ نداریم. دولت آمریکا را به رسمیت میشناسیم و با اینکه رابطهای نداریم ما رابطه نداریم ولی خشمی هم نداریم. چنانکه آقای قالیباف نیز در جریان دور اول مذاکرات با آقای ونس مذاکره کرده است. یعنی تحولاتی که میان ایران و آمریکا طی چند مدت اخیر رخ میدهد پیش از این در بعد از انقلاب نداشتیم. از طرفی در طرف آمریکا هم لحن ترامپ خیلی خوب و سازشکارانه است و آقای ونس نیز خیلی بیشتر تمایل به آشتی و توافق با ایران دارد. هرچند که شاید بخواهد در سال آینده بخواهد نامزد ریاست جمهوری شود؛ لذا برخی تحرکات نبایستی چارچوبهای مذاکرات را مختل کند اگرچه ممکن است یک تعللی اتفاق بیفتد، اما هر دو طرف به مذاکره و توافق احتیاج دارند.
* آمریکاییها از طرفی از تمایل به توافق صحبت میکنند و از طرفی نسبت به پیش شرطها و خواستههای ایران چندان نگاه مثبتی ندارند؛ اساسا این تناقض را چگونه میتوان تحلیل کرد و ایتنگونه توافقی بدست میآید؟
من پیشتر هم گفتم که سطح انتظارات آمریکا بالا است منتها اشتباه کرد که سال ۲۰۱۸ از برجام بیرون رفت و اشتباه بزرگتر اینکه به ایران حمله کرد، اما به هر جهت الان ترامپ منتظر امتیازی است که به رخ جامعه آمریکا بکشد و به نهادهای مدنی آمریکا نشان دهد که قدرتی داشته و غیر از آقای اوباما است. من خودم موافقم که ایران تنگ هرمز را باز کند محاصره برداشته شود و ایران نیز مطالبات و پولهای بلوکه شده را از آمریکا بگیرد، چراکه هم ایران و هم آمریکا درگیر تنگناهای شرایط داخلی هستند. البته آمریکا الان به ایران پول نمیدهد و ما باید به سمت یکنواختی مذاکره برویم، چراکه این کار را برای ترامپ سخت میکند که بخواهد امتیازاتی بدهد و بگیرد؛ لذا باید در یک جلسه اختلافات با آمریکا را حل کنیم و مساله را دو مرحلهای نکنیم. به نفع ما است که توافق در یک جلسه انجام شود که انشاا... به تفاهم و توافق هم خواهند رسید.
* از نگاه شما آمریکاییها نیز همین روال حل مساله در یک جلسه با پذیرش خواستههای ایران میپذیرند؟
بله من معتقدم در مرحله اول تنگه هرمز را باز کنیم و آنها محاصره دریایی را بردارند و بخشی از داراییهای بلوکه شده ایران را بدهند. ولی هنوز امتیازی میان طرفین رد و بدل نشده است. شید این نکته مطرح شود که طی توافقی فعالیتهای هستهای ایران ۱۵ سال زیر نظر آژانس متواقف شود، اما باید ۴ درصد حق غنی سازی را به ایران بدهند، چون طبق منشور سازمان انرژی هستهای همه کشورها حق دارند تا ۴ درصد غنیسازی کنند. آمریکا میخواهد از ایران امتیاز بگیرد و این امتیاز همین توقف فعالیت هستهای ایران تا محدودی زیر نظر آژانس است که دستاوردی هم برای ترامپ محسوب شود.