برخی معتقدند طرفین به تفاهم اسلامآباد باز میگردند و برخی دیگر شروع دوباره جنگ را مطرح میکنند. در همین راستا برای بررسی تحولات پس از 60 روز میان ایران و آمریکا «آرمان ملی» با حشمتا... فلاحت پیشه تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*تحولات میان ایران و آمریکا را پس از پایان مهلت 60 روزه چگونه تحلیل میکنید؟
من معتقدم بعد از این ۶۰ روز چند سناریو وجود دارد که سناریوی اول این است که آمریکاییها همان سیاست محاصره با هدف ایجاد سنگینترین فشار اقتصادی علیه ایران را در پیش بگیرند که سعی میکنند این موضوع دنبال کنند. در چنین شرایطی به طور طبیعی ایران چون محاصره را تحمل نمیکند به رویکرد تهاجمی روی میآورد و سعی میکند عملاً تنگه هرمز را برای همگان بلااستفاده کند و این امکان یک درگیری نظامی را جدیتر میکند. سناریو دومی که وجود داره این است که طرفین اقدام نظامی علیه هم صورت ندهند و تابآوری جهانی و تابآوری اقتصادی ایران دوباره در یک دوره زمانی نامحدود بهگونهای در تقابل و توازن قرار بگیرد. در چنین شرایطی درگیری شکل نمیگیرد ولی ایران سعی میکند تابآوری دنیا را عملاً مورد سنجش قرار دهد و طرف آمریکایی هم سعی میکند با تداوم محاصره و جلوگیری از فروش نفت و خرید کالای اساسی از راه دریا با ایران روی تابآوری ایران برنامهریزی کند. خیلی هم امیدوار است که در این شرایط ایران در حوزههایی مثل سوخت، بنزین و کالای اساسی با کمبود و گرانی مواجه شود تا مجبور شود امتیازات بیشتری بدهد که من احتمال دوم را از احتمال اول کمتر میدانم. اما سناریو سوم خوشبینانه است و آن اینکه که طرفین توافق کنند و در عین حال محاصره اقتصادی ایران برداشته شود و ایران هم تنگه هرمز را با توافقی که با عمان صورت میدهد باز کند. حداقل دو ماه آتشبس تمدید و در این مدت امکان مذاکرات دیگر بین ایران و آمریکا فراهم شود. البته همانطور که گفته شد این راهکار سوم راهکار خوشبینانه بازگشت به موافقتنامه اسلامآباد است. سردی طرفهای میانجی و حتی تنشهای جدیدی مثل تنش بر سر موضوع خلبانان ایرانی در قطر که شکل گرفته نشان میدهد که راهکار دیپلماتیک با خوشبینی کمتری مواجه است.
* بسیاری معتقدند مساله اصلی بین ایران و آمریکا مساله تنگه هرمز است و اگر این مساله حل شود میتوان امیدوار بود طرفین بر سر موضعات دیگر به گفتوگو بنشینند؛ چه میزان با این گزاره موافقید؟
در شرایط کنونی تنگه هرمز واقعا به مهمترین مسئله بین طرفین تبدیل شده است. یعنی آمریکاییها سعی کردند با بمباران هستهای ایران ابزار هستهای را از دست ایران بگیرند در سمت دیگر ایران موضوع تنگه هرمز را در دستور کار سیاست استراتژیک خود قرار داده و پیش شرطهایی مطرح کرده در راس آنها پایان دادن به شرایط جنگی است که من به شخصه معتقدم شرایط جنگی بین ایران و آمریکا هیچ وقت پایان نمیپذیرد. مگر اینکه طرفین بر سر یک توافق جامع به نتیجه برسند اگر نه این چالش ادامه دارد. متاسفانه چون طرفین قدر فرصتهای دیپلماتیک موجود را ندانستند الان اوضاع به شدت بدبینانه است. توصیهای که بنده میکنم بر اساس نتایج است و بنده همیشه معتقدم نتایج این جنگ به ضرر همگان تمام میشود. به همین دلیل توصیه میکنم که طرفین به موافقتنامه اسلامآباد بازگردند چون معتقدم اگر دو طرف به موافقتنامه اسلامآباد بازنگردند آن موقع شرایطی حاکم میشود که همگان از آن آسیب میبینند. راه حل بازگشت به این شرایط هم این است که دو طرف به مذاکرات بدون شرط بازگردند. به نظر من همین که کشورها به سمت یک سری سازوکارهای امنیت جمعی حرکت کردند نشان میدهد که اینها اعتماد خود را به دیپلماسی بین ایران و آمریکا از دست دادند.
** از نگاه شما تحرکاتی که کشورهای منطقه در قبال مساله ایران و آمریکا صورت میدهند چقدر در رسیدن به توافق یا رفتن به سمت جنگ موثر خواهد بود؟
واقعیت قضیه این است که در این ۶۰ روزه بعد از تفاهمنامه اسلام آباد طرفین چه ایران چه آمریکا تنها کاری که صورت دادند این بود که آمادگی نظامی خود را بیشتر کردند. یعنی ایران به شدت تولید موشک و پهباد خودش را افزایش داده و به هر حال ارتش و سپاه در ایران روی یک برنامه برای گرفتن تلفات بیشتر از آمریکاییها برنامهریزی کردند. در سمت دیگر آمریکا سعی کرده که موشکهای نقطه زن و بمبهای نقطه زن و پدافند هوایی خود را تقویت کند. لذا در طول این مدت ما میبینیم که بیکارترین افراد دیپلماتهای طرفین بودند و تحت الشعاع شرایط نظامی قرار داشتند. کشورهای منطقه نتوانستند سازوکاری شکل دهند که منجر به توافق بین ایران و آمریکا شود که در درجه اول به سود امنیت خود آنها باشد و اگر شکستی صورت بگیرد در درجه اول شکست بین شکست میانجیهاست و این میانجیها هم از این شکست حتما آسیب خواهند دید. کشورهایی مثل ترکیه، مصر و پاکستان برای ایجاد یک سازوکار امنیت جمعی عجله کردند و توافق سه جانبه هنوز روی کاغذ است. به جای این کار باید به سمت میانجیگری جدیتری پیش میرفتند. ولی من معتقدم که همگان این فرصت را از دست دادند. به هر حال من معتقدم یک وسوسه نظامی هنوز میان آمریکاییها وجود دارد که جنگ دیگری به راه افتد و اگر این وسوسه از سر ترامپ خارج شود امکان تمدید آتشبس وجود دارد.