در چنین شرایطی بسیاری معتقدند که دولت باید اقداماتی را در دستور کار قرار دهد تا بستری برای بروز نارضایتیهای جدیدی مهیا نشود. در همین راستا «آرمان ملی» با رسول منتجبنیا دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* با وجود برخی نارضاینیها در جامعه مواجهه حاکمیت با این شرایط را چطور ارزیابی میکنید؟
اول باید ببینیم اشکال و سوال واقع است یا نه. ما باید قبل از اینکه به دنبال حل مسئله باشیم ببینیم که در جامعه ما مسئلهای وجود دارد به عنوان نارضایتی و انتقاد و اعتراض که اگر وجود ندارد با خیال راحت به کار خود بپردازیم و مسئولان هم به کار خود بپردازند؛ اما اگر که پذیرفتیم که اشکال وارد است و مشکلی وجود دارد مسئلهای وجود دارد اینجا باید دنبال حل مسأله برویم. در تحقیق همیشه اول مسأله را مطرح میکنند و بعد به دنبال راهحلش میگردند. اگر ما پذیرفتیم که مسالهای، انتقادی یا اعتراضی در جامعه وجود دارد ولو در حد بالقوه لازم نیست که فریادی به گوش ما برسد. همین که احساس کنیم جای این هست که فریادی بلند شود و اعتراضی به گوش برسد این را اگر پذیرفتیم باید به دنبال راه حل برویم. ما متاسفانه قبول داریم که مسألهای هست و مردم مطالباتی دارند و اشکالهایی به کار و مدیریت ما وارد است ولی به دنبال راه حل نمیگردیم و گاهی هم مردم را بدهکار میدانیم میگوییم مردم خود بروند مشکلات را حل کنند، یا بیایند کمک کنند یا یا بالاتر از آن وقتی شرایط جنگی است میگوییم چرا مردم اعتراض میکنند شرایط جنگی و بحرانی است. چند موردی که در سالهای قبل اتفاق افتاد همه اعتراف میکردند که اشکال وارد است و اعتراض وجود دارد و اعتراض کردن حق مردم است، اما ما ندیدیم که آقایان به دنبال حل مسأله و رفع اعتراض باشند. از جنگ ۱۲ روزه و بعد از جنگ این فریاد من بوده که ما مردم را دریابیم، صدای مردم را بشنویم. لازم نیست مردم به ما سنگ بزنند و توهین کنند. وقتی ما قبول داریم که اشکال وارد است و انتقاد و اعتراض کردن حق مردم است. پس دنبال راه حل برویم.
* رئیسجمهور در پاسخ به انتقادات همواره مردم و اقتصاددانها را به کمک میطلبد؛ اساسا این رویکرد آقای پزشکمان در همگرایی با جامعه را چگونه تحلیل میکنید؟
من این منطق جناب آقای پزشکیان را نمیپذیرم که میفرمایند هر کس که بهتر میتواند مشکلات را حل کند بیاید حل کند. یا همه اقتصاددانها جمع شوند حل کنند. این چه حرفی است فلسفه وجودی دولت همین است که مشکلات مردم را شناسایی و نمایندگی و آنها را حل کند. اگر بنا بود خود مردم حل کنند پس فلسفه وجودی چیست؟ اگر بنا بود که نخبگان خودشان جمع شوند و مشکلات را حل کنند پس وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و این همه سازمانها و دستگاهها برای چیست؟ اینها امکانات در اختیار دارند و حقوق میگیرند که مشکلات را حل کنند. قبل از آن که فریاد مردم بلند شود باید مطالبات مردم را شناسایی کرده باشند و حل کنند.
*با توجه به شرایط اقتصادی عملکرد دولت در قبال جامعه را چگونه میبینید؟
با گفتار درمانی که مسائل اجتماعی و مسائل اقتصادی و معیشتی مردم را حل نمیشود. بله مردم قبول کردند که آقای پزشکیان آدم با صداقتی است خدمتگزار است و واقعاً هم در دوران جنگ خود ایشان و همکارانش تلاش کردند در حدی که میشد امکانات را در جامعه در اختیار مردم گذاشتند ولی مردم توان خرید ندارند سفره مردم تنگ نشده بلکه سفره مردم کوچکتر شده که میشد جلوی این حرکت گرفته شود. خود اقتصاددانها میگویند درصد زیادی از منابع ما هرز میرود. چرا در مسائل اقتصادی شجاعانه برخورد نمیشود مسئولان از چه میترسند؟ قبول دارید که امروز مافیای اقتصادی در کشور همه کاره هستند؟ قبول دارید که الان بسیاری از منابع مالی شما در اختیار یک عدهای اندکی از جامعه است و مردم یا بی نصیب یا کم بهره هستند؟ اگر قبول دارید برخورد کنید. شما رضایت اقلیتی را حفظ میکنید ولی به نارضایتی جمعیت و مردم رو توجه ندارید. بگذارید ۵۰ نفر در کشور ناراضی باشند و اگر کارشکنی کردند رسماً اعلام کنید تا قوه قضاییه با اخلاگران برخورد کند. هنوز خیلی از واردات و صادرات و منابع ارزی ریالی در اختیار جمع اندکی است. الان شرایط جنگی است و چند وقت دیگر که جنگ به پایان بر سد مردم مطالبه گر میشوند دیگر نمیتوانید بگویید جنگ است و نوبت شماست.