زهرا نژادبهرام ، فعال سیاسی و اجتماعی نوشت: در رسانههای نوین، مسأله اصلی مشارکت است؛ یعنی مخاطب منفعل رسانه سنتی به مخاطبی فعال و کنشگر تبدیل میشود. ساختار این رسانهها به کاربر امکان بازیگری میدهد، اما پیششرط این بازیگری، پذیرش و بهرسمیت شناختن کاربر از سوی سیستم و الگوریتم است؛ امکانی که در رسانههای سنتی با این تعریف وجود ندارد.
ورود به حوزه رسانههای نوین در واقع با پذیرش کاربر بهعنوان کنشگر آغاز میشود. این پذیرش، دسترسی به امکاناتی مانند تولید و انتشار محتوا، ابراز نظر و احساس، واکنش به محتوا و تأثیرگذاری بر جریان ارتباطی را فراهم میکند. «میمها» نمونه روشنی از این ظرفیتاند؛ کاربران میتوانند با تغییر، بازتولید و ترکیب یک محتوا، معنایی تازه ایجاد و آن را در شبکه منتشر کنند. بنابراین، مقبولیت در اینجا به معنای پذیرش ظرفیت کنشگری کاربر از سوی سیستم رسانه است؛ ظرفیتی که امکان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متقابل را فراهم میکند.
در مقابل، رسانههای جریان اصلی عمدتاً بر الگوی یکسویه تولید و دریافت محتوا استوارند. رسانه محتوا را تولید و به مخاطب عرضه میکند و واکنش یا مشارکت او در ساختار اصلی ارتباط نقشی محدود دارد. همین تفاوت باعث میشود مخاطب در رسانههای نوین جایگاهی متفاوت پیدا کند. او دیگر صرفاً مصرفکننده نیست، بلکه کنشگری است که به رسمیت شناخته شده و میتواند در تولید، بازتولید و گردش محتوا و معنا مشارکت کند.
البته ممکن است تصور شود که در رسانههای نوین، به دلیل نقش گسترده ماشین و الگوریتم، عاملیت انسان نادیده گرفته میشود. اما واقعیت این است که تعامل میان انسان و سیستم بدون بهرسمیتشناختن ظرفیتهای کنشگری کاربر امکانپذیر نیست. الگوریتم اگرچه دسترسی، انتخاب، رتبهبندی، توزیع و میزان دیدهشدن محتوا را تنظیم میکند، اما معنا همچنان از کنش انسان و تعامل میان کاربران شکل میگیرد.
از این منظر، میتوان رابطه انسان و رسانه نوین را در زنجیرهای از مراحل توضیح داد: پذیرش کاربر، دسترسی (Accessibility)، امکان کنش (Affordance)، تعامل (Interaction) و عاملیت انسانی (Human Agency). سیستم ابتدا کاربر را بهعنوان موجودی دارای ظرفیت کنش به رسمیت میشناسد؛ سپس امکان ورود و دسترسی را فراهم میکند. کاربر با استفاده از امکانات موجود وارد تعامل میشود و در نهایت، از طریق تولید، تغییر، تفسیر و گردش معنا، عاملیت خود را نشان میدهد.
در این چارچوب، الگوریتم جایگزین انسان نیست؛ بلکه بر مسیر گردش و اثرگذاری معنایی که انسان تولید میکند تأثیر میگذارد. به همین دلیل، پذیرش کاربر را میتوان شرط مقدماتی ورود انسان به رابطه تعاملی با رسانه دانست. این تحول، رسانههای جریان اصلی را نیز با یک ضرورت جدی مواجه کرده است. آنها برای همگرایی با رسانههای نوین باید جایگاه مخاطب را از «دریافتکننده» به «کنشگر» تغییر دهند.
تلاش برای ارتباط با مخاطب، اگر همچنان بر معادله «تولید محتوا-دریافت محتوا» استوار باشد، نمیتواند پاسخگوی شرایط جدید باشد. بقای رسانههای سنتی در شرایط کنونی، نیازمند پذیرش همین تغییر بنیادین است: مخاطب دیگر صرفاً گیرنده پیام نیست؛ او بخشی از فرآیند تولید، تفسیر، بازتولید و گردش معناست. فاصله میان رسانههای جریان اصلی و این ساختار جدیدِ کنشگری، عاملیت و دسترسی، یکی از مهمترین چالشهای آینده رسانههاست.