بخش بزرگی از این جمعیت از مدتها قبل از شکلگیری کشور امارات در آن منطقه ساکن بودهاند. همین امروز هم کانونهایی از شیرازیها، بوشهریها و خوزستانیها در امارات فعال هستند و توانستهاند به خوبی با زندگی در ان منطقه سازگار شوند. ضمن اینکه بخش قابلتوجهی از ایرانیان ساکن در امارات مشغول تجارت و بازرگانی بوده و تعدادی در بخشهای املاک و حملونقل و در حوزه مالی فعالیت میکنند. نه تنها به خاطر زندگی ایرانیان، بلکه به دلیل نوع ارتباط سیاسی و اقتصادی با امارات، در بین همسایهها این کشور شرایط خاصی دارد. در کنار قطر و عمان، امارات متحده عربی در مواردی توانسته مسیر و کانال ارتباط اقتصادی را فراهم کند. به عبارت دیگر در طول سالها تحریم ظالمانه آمریکا بر علیه کشورمان، امارات یکی از دروازههای تجارت ایران با جهان بوده است. با همه اینها نباید از یاد برد که این کشور در هر فرصتی که پیش آمده بر ادعای خود اصرار کرده است؛ ادعایی درباره جزایر ایرانی در خلیج فارس. البته در همهحال ایران جانب همسایگی را نگه داشته و اجازه نداده که این مساله موجب تنش بین دو کشور شود. گو اینکه تلاش ایران برای کاهش تنش با همسایه جنوبی گاهی به درستی درک نشده و میتوان دلیل آن را تاثیر بازیگران خارج از منطقه بر حاکمان این کشور دانست. اسرائیل از مدتها قبل از روی کار آمدن ترامپ نگاه ویژهای به امارات داشت و سعی میکرد ارتباط نزدیکی با حاکمان این کشور ایجاد کند. این تلاش با آمدن ترامپ به کاخ سفید و طرح موسوم به پیمان ابراهیم، بیشتر شد، اما حاکمان امارات مانند دیگر حکام عرب، به خوبی از حساسیت مردم مسلمان کشورهای عربی و نفرت عمیق از اسراییل خبر دارند. همین نفرت است که تاکنون اجازه زیادهروی به حاکمان نداده است و هنوز هم با وجود ادعای عادی بودن روابط، سفرهای دیپلماتیک بین این کشورها و رژیم صهیونیستی در پنهان و دور از خبرنگارها انجام میشود.
پیچیدگی و سادهسازی
برخلاف سفر قبلی نتانیاهو به امارات که در سکوت خبری اتفاق افتاد و بعد از فاش شدن آن، خشم عمیقی در مردم امارات ایجاد شد، چند روز قبل نتانیاهو دوباره به امارات سفری چند ساعته داشته و این بار سفر نخست وزیر رژیم صهیونیستی رسانهای شده است. سفر نتانیاهو به امارات در تلاقی چند مساله مهم منطقهای صورت میگیرد. تنش بین ایران و آمریکا همچنان برقرار است و در عین حال تلاشهایی در جهت کنترل و کاهش آن جریان دارد، حضور پزشکیان در نشست سازمان ملل موجب تقویت موقعیت ایران در افکار عمومی جهان شده و در سوی دیگر، خروج مقامات ۷۷ کشور در زمان سخنرانی نتانیاهو نشان دهنده میزان مقبولیت این رژیم در افکار عمومی جهان است. اکنون سفر نتانیاهو به امارات و تکرار ادعای این کشور درباره جزایر سهگانه خلیج فارس را چطور میتوان ارزیابی کرد؟ آیا وجود چنین مواضعی به معنای تغییر ماهیت این کشور در مقابل ایران است؟ آیا امروز که تحریمهای آمریکا به حوزه حمل و نقل هوایی هم کشیده شده، ایران میتواند امارات را همچنان شریک اقتصادی بداند یا نشانههای دیگری وجود دارد که باید آن را رقیبی منطقهای دانست که در خدمت فشار بر تهران قرار گرفته است؟ شاید پاسخ درست، به هیچکدام از این تعابیر ربط نداشته باشد. پیچیدگی شرایط چنان است که اگر امارات را یکی از موارد گفته شده در نظر بگیریم به احتمال زیاد دچار خطا شدهایم. شاید به سادهترین شکل بتوان گفت امارات کشوری است که منافع خود را دنبال میکند و این منافع، گاهی با منافع ایران همپوشانی دارد و گاهی ندارد؛ بنابراین چنین پیچیدگیهایی را نمیتوان به یک وضعیت تقلیل داد که در آن یا دوست تعبیر شود و یا دشمن.
مسیر ارتباطی
امارات چند ماه قبل روابط تجاری و مالی خود را با ایران تعلیق کرد و در ادامه بانک ملی ایران هم از فعالیت در این کشور منع شد. همان وقت رویترز گزارشی منتشر کرد که در آن به این تصمیم امارات پرداخته و آن را در راستای پیچیدهتر شدن ارتباط مالی ایران و دیگر کشورهای منطقه بعد از جنگ با آمریکا عنوان کرده بود. در آن گزارش با تاکید بر نقش بانکهای اماراتی در باز کردن گره برخی مشکلات مالی دادوستد ایران با دیگر کشورها، تاکید کرده بود که بسته شدن این مسیر به هر دو کشور ضربه خواهد زد. سخت شدن مسیر نقل و انتقالات مالی بعد از این ماجرا به خوبی نشان میدهد که حتی اگر امارات دروازه ارتباط با جهان باشد، ایران نمیتواند به آن اتکای بیش از حد داشته باشد. خود داری ایران از توسعه بیشتر این ارتباط و ایجاد خطوط موازی با دیگر بانکهای منطقه، نشان از همین درک داشته است. به هر حال ارتباط ایران با امارات هنوز هم به شکل خاص خود برقرار است و با وجود چنین ارتباطی، نزدیکی نتانیاهو به سران این کشور را چطور باید دید؟ همانطور که قبلا اشاره شد، روابط امارات و اسرائیل همواره درگیر واقعیتی تحت عنوان افکار عمومی جهان عرب بوده است، نگاهی که با حمله اسراییل به غزه و جنایات عجیبی که مرتکب شد، تیرهتر هم شده است. با همه اینها توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۰ مناسبات ابوظبی و تلآویو را وارد مرحله تازهای کرد و همکاری دو طرف در حوزههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی گسترش یافت. سفر نتانیاهو به ابوظبی و دیدار او با محمد بن زاید در همین راستا تعریف میشود. سفری که بنا به گفته رویترز، در آن روابط دوجانبه و مسائل منطقهای، با تمرکز ویژه بر ایران، مورد بحث قرار گرفته، اما سه مقام اسرائیلی به رویترز گفتهاند که دیدار ششساعته عمدتاً درباره ایران بوده است.
ترکشهای ۷ اکتبر
در کنار گزارش رویترز از این سفر، منابعی در اسرائیل میگویند نتانیاهو در این دیدار از محمد بن زاید خواسته درباره گزارشهایی که میگویند پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ درباره حمله احتمالی حماس به او هشدار داده بود، موضع بگیرد یا آنها را رد کند. این موضوع برای نتانیاهو در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل اهمیت مستقیم سیاسی دارد. اگر روشن شود که او از قبل در جریان چنین اتفاقی قرار گرفته، پایگاه رای او در بین صهیونیستهای تندرو بشدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. اهمیت این گزارشها چنان است که با وجود تایید مقاماتی از امارات و مصر، نتانیاهو این گزارشها را رد کرده است؛ بنابراین شواهد موجود نشان میدهد که یک مسأله شخصی برای نتانیاهو در طراحی این سفر نقش داشته است و از این رو سفر نتانیاهو به ابوظبی را بیشتر باید سفری با یک انگیزه جدی داخلی دانست. وضعیت نتانیاهو در روزهای منتهی به انتخابات در سرزمینهای اشغالی به هیچ وجه برای او امیدبخش نیست. مخالفان سیاسی نتانیاهو تمام توان خود را جمع کردهاند که بتوانند او را پایین بکشند و نشانههای متعددی از عدم موفقیت او حکایت دارد. اگر نتانیاهو انتخابات اسراییل را از دست بدهد، بدون تردید آثار آن در تمام منطقه قابل مشاهده خواهد بود، البته اسراییلیها نشان دادهاند که در میل به تصرف سرزمینهای دیگر تفاوتی با هم ندارند، اما در بین آنها، نتانیاهو داستان دیگری دارد. او چند پرونده مهم دارد که با دور شدن از نخستوزیری باید در دادگاه حاضر شود.