پرسش قابل تامل این است که چرا هر زمان قوه قضائیه افراد دیگر را محکوم میکند، مورد تفقد و حمایت جریان خاص قرار میگیرد و اکنون که برای یکی از چهرههای شناخته شده این جریان حکم صادر کرده مهر بیعدالتی به او میزنند؟ برای بررسی نوع مواجهه تندروها با حکم حمید رسایی و اقدام قوه قضائیه «آرمان ملی» با جلال رشیدی کوچی نماینده پیشین مجلس گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
* اخیرا شاهد حکم محکومیت آقای حمید رسایی نماینده مجلس بودهایم؛ اما جریانی خاص بابت این مساله هجمههای تندی را به دستگاه قضایی وارد میکند؛ این مساله را چگونه میبینید؟
من نیز این مسائل را در فضای مجاری دیدم؛ اما میخوام یک مقایسه دیگری داشته باشم و از یک جنبه دیگربه این مساله بپردازم که مهمتر است. چند وقت قبل آقای غضنفرآبادی نماینده مجلس از فردی به نام آقای شاکر بوری که در اینستاگرام محتوای طنز سیاسی تولید میکند شکایت کرد و وی به سیزده ماه حبس محکوم شد. متعاقب آن جمع کثیری از مردم عادی از این جوان حمایت کردند و از اینکه یک نماینده مجلس از وی شکایت کرده اظهار ناراحتی میکردند. این موضوع را با این اتفاقی که امروز برای آقای رسایی افتاده مقایسه کنید؛ من به شما قول میدهم که افراد زیادی از این محکومیت خوشحال شدهاند. نگاه نکنید به جریان خاص و نزدیک به پایداری که امروز یکصدا علیه حکم آقای رسایی صحبت میکنند که اینها سرمایههای انقلاب هستند و... دقیقا چه کسی گفته و مشخص کرده که آقای رسایی جزء سرمایههای انقلاب است؟ به نظر من سرمایه نظام و انقلاب مردم بوده و هستند. متاسفانه به دلیل نوع مواضع و عملکرد آقای رسایی و دوستان ایشان شاهد افت این سرمایه بودهایم و امروز به رغم اینکه خیلیها از چنان عملکردهایی ناراحت هستند، به خاطر شرایط خطیری که برای کشور ایجاد شده و با درک درست از واقعیت، همچنان در خدمت کشور بوده و کمک میکنند. از نظر من این افراد سرمایههای انقلاب و نظام محسوب نمیشوند، مردم سرمایه نظام و انقلاب هستند. از طرف دیگر نمیشود که احکام قضایی همیشه برای بقیه خوب باشد و وقتی به یکی از چهرههای متمایل به جبهه پایداری برسد آن را قبول نکنیم. حکم را قاضی صادر میکند و نمیشود وقتی جریانی از حکم رضایت داشت، بهبه و چهچه کنند، اما وقتی همان سیستم قضایی به ضرر همان جریان حکم داد، شروع به تخریب کنند. در حالی که این هیچ ربطی به نمایندگی مجلس آقای رسایی نداشته است. او یک اتهامی را مطرح کرده و از او شکایت شده است. وقتی نتوانسته حرف خود را ثابت کند، محکوم شده است. اتفاقا من این مساله را به فال نیک میگیرم که بقیه هم به این مساله توجه کنند. قرار نیست هر کسی هر تهمتی دوست داشت بزند و بگوید من از جریان انقلابی هستم و کسی نباید با من کاری داشته باشد. میتوان در محکومیت را با هم مقایسه کرد و واکنشها را سنجید. برخورد مردم با محکومیت فرد عادی مثل شاکر بوری با محکومیت فردی مثل آقای رسایی و این مقایسه برای آنهایی که میاندیشند نکتهها دارد. من امیدوارم برخورد قاطع با هر کس و هر جریانی که موجب از دست رفتن فرصتهای این کشور میشود تشدید شود تا بفهمند که شرایط از چه قرار است.
* اینکه جریان خاص با یک حکم درست و قانونی قوه قضائیه را به بیعدالتی متهم میکند از کجا نشأت میگیرد؟
به نظر میرسد مشکل این دوستان با عدالت نیست، مشکل این است که چه کسی شاکی است و چه کسی محکوم میشود. اگر کسی که محکوم شده از دوستان و همفکران خودشان باشد دستگاه قضاضی را به بیعدالتی متهم میکنند، اما اگر شکایت و محکوم از دیگر جریانات باشد همین صحبتهایی را مطرح میکنند که میبینیم و میشنویم. به نظر من جای تعجب دارد که وقتی حکم علیه خودشان صادر میشود ظلم، بیعدالتی است، اما وقتی حکم برای رقبای سیاسی آنها صادر میشود، اجرای عدالت نام میگیرد. برخی از این افراد زمانی که در قدرت بودهاند رفتار دیگری از خود نشان میدادهاند و شاهد بودهایم که به چه آسانی تهمتهای ناروا نسبت داده میشد. نمیتوان وقتی در قدرت هستیم آنطور رفتار کنیم و وقتی از قدرت فاصله داریم، زمانی که به تهمتها و افتراها رسیدگی میشود بیعدالتی باشد؛ لذا رفتارهای دوگانه میتواند نشان دهنده این باشد که موضوع عدالت نیست و من سالها این را فریاد زدهام. برای برخی از این افراد مهم این است که شاکی و متهم چه کسانی هستند. آنها به راحتی میتوانند روی تمام ارزشها و معیارها پا بگذارند. اگر زمانی ارزشها و معیارهای انقلابی، اسلامی و دینی و مذهبی را با آدمها سنجیدیم باید منتظر واکنش مردم باشیم، نه اینکه آدمها را با ارزشهای واقعی بسنجیم. به نظر میرسد که این رویکرد در حال تغییر است و امیدوارم دیر نشده باشد.
* این اقدام قوه قضائیه تا چه حد میتواند گام مثبتی در جهت جلوگیری از اظهارات بیحساب و اتهامات و افتراهای بیسند باشد؟
من این رویکرد را میپسندم و ارزش چنین کارهایی زمانی بیشتر میشود که آن دسته افرادی که به اسم مبارزه با فساد سعی میکنند برنامههای خود را پیش ببرند، زیر ذرهبین قرار گیرند و این رویکرد را باید به فال نیک گرفت که واقعا بیطرفانه اتفاق میافتد. من امیدوارم که استمرار داشته باشد که اگر قرار است صحبتی گفته شود بر اساس مبنا و بر اساس اسناد باشد نه بر اساس گفتههایی که ذهن مردم را خراب میکند.