رییسجمهور پزشکیان طی روزها و هفتههای اخیر، چند نوبت از ضرورت بازگشت به متن تفاهمنامه صحبت کرده و آن را راهحل عبور از تنشهای اخیر معرفی کرده است. بازگشت به متن تفاهمنامه ایران و امریکا، در نگاه رییسجمهور صرفا یک توصیه دیپلماتیک نیست، بلکه تلاشی برای بازگرداندن سیاست خارجی به مدار «متن» به جای «تفسیر» است.
وقتی گفته میشود مفاد این تفاهمنامه کاملا در راستای منافع ایران است، معنایش آن است که دولت میخواهد از فضای فرساینده منازعههای لفظی و روایتهای متناقض فاصله بگیرد و بر سندی تکیه کند که به زعم حامیانش، میتواند مبنای یک توافق عملی و قابل اجرا باشد. اما اهمیت این موضع در آن است که در فضای پرتنش میان تهران و واشنگتن، هر بار که گفتوگوها از مسیر سند مکتوب و تعهدات روشن خارج شده، زمینه برای سوءبرداشت، بدعهدی و بازگشت به بحران بیشتر شده است. از این منظر، تأکید رییسجمهور بر بازگشت به تفاهمنامه در واقع تأکید بر اصل «پایبندی به تعهد» و «قابلیت راستیآزمایی» است.اگر یک توافق، به ویژه در پروندهای حساس مانند آیند و روند در تنگه هرمز قرار است کارکرد داشته باشد، باید بر پایه جزییاتی باشد که منافع ملی را تضمین کند و امکان تفسیرهای متضاد را کاهش بدهد. از سوی دیگر، توصیف این تفاهمنامه به عنوان «سندی در راستای منافع ملی» نشان میدهد دولت آن را ابزاری برای تثبیت منافع کشور میبیند. در این خوانش، مذاکره و توافق زمانی ارزش دارد که بتواند فشارها را کاهش بدهد، هزینههای امنیتی و اقتصادی را کم کند و دست ایران را در میدان و دیپلماسی به صورت توأمان تقویت کند.
بنابراین، ایده بازگشت به متن تفاهمنامه را میتوان تلاشی برای پیوند دادن قدرت میدانی با عقلانیت دیپلماتیک دانست. مسیری که اگر با اجماع داخلی و دقت اجرایی همراه شود، میتواند به جای تعلیق بحران، به مدیریت پایدار آن کمک کند.
علی باقری: بازگشت به تفاهمنامه در راستای منافع ایران است
یک فعال سیاسی اصلاحطلب با تاکید بر اینکه تفاهمنامه ۱۴ بندی ایران و امریکا از همان روز انعقاد به نفع تهران ارزیابی شده، از مواضع اخیر مقامات ایرانی بهخصوص رییسجمهور درخصوص ضرورت بازگشت به مفاد این سند دفاع میکند.
علی باقری، فعال سیاسی اصلاحطلب درخصوص ضرورت بازگشت به مفاد تفاهمنامه در عین حفظ دست برتر ایران در میدان، با اشاره به مواضع اخیر ریاستجمهوری میگوید: «آقای پزشکیان در مراسم روز خبرنگار از تفاهمنامهای که با امریکا امضا شده دفاع کردند و تأکید داشتند که ما باید به آن بازگردیم؛ ایشان معتقد بودند حتی یک بند از این توافق نیز برخلاف منافع ملی ایرانیان نیست. در ادامه نیز شاهد بودیم که بسیاری از مقامات میدانی و سیاسی نیز همین تحول و ضرورت بازگشت به این چارچوب را مطرح کردند.»
باقری درباره ماهیت این سند میگوید: «این تفاهمنامه ۱۴بندی از همان روز انعقاد، مورد تأیید تحلیلگران سیاسی، نظامی و استراتژیستها در داخل و خارج از کشور بوده. تلقی عمومی بر این بود که این تفاهمنامه به طور محسوسی به نفع ایران است؛ موضوعی که به تواتر توسط کارشناسان مختلف تأکید شده است.»
او در ادامه با اشاره به مخالفان این سند یادآور میشود: «تا آنجا که من مشاهده کردهام، تنها دو جریان اقلیت با این موضوع مخالف هستند. نخست، برخی تندروهای داخلی که بدون ارائه استدلال جدی، با این تفاهمنامه ضدیت دارند و آن را ضد منافع ایران میدانند. دوم، شخص نتانیاهو، ترامپ و تیم اطرافیانش هستند که تلقی آنها از این تفاهمنامه احتمالا با جریان عمومی و بینالمللی متفاوت است.»
باقری با کنار گذاشتن این دو جریان افزود: «اگر این دو را کنار بگذاریم، تقریبا همه دنیا بر کیفیت خوب متن تفاهمنامه اذعان دارند. این کیفیت هم در پنج بند مقدماتی که راه ورود به سایر مسائل است، و هم در کلیت بندها مشهود است.»
این فعال سیاسی با اشاره به محتوای تفاهمنامه تأکید میکند: «در واقع مطالبات ایران در تمامی بندها برتری دارد و ایران در این ۱۴ بند چیزی به امریکاییها نداده است. غیر از تضمین بازگشایی موقت تنگه هرمز که آن هم با ترتیبات و شرایط ایرانی انجام میشود، طرف امریکایی هیچ دستاورد دیگری در این متن ندارد؛ لذا در اینکه این تفاهمنامه کاملا به نفع ایران است و بازگشت به اجرای این تفاهمنامه منافع ملی کشور را تأمین میکند، فکر میکنم این زیاد به استدلال نیاز ندارد. یعنی متن خودش گویای این مدعاست.
باقری درباره ابهاماتی که پیرامون مسائل هستهای وجود دارد، توضیح میدهد: «برخی نکات در این تفاهمنامه تعمدا نیامده و به آینده موکول شدهاند که عمدتا مربوط به بحثهای هستهای است. ساختار تفاهمنامه به این صورت است که فعلا این بخش اجرایی میشود و بحثهای جدی و نهایی هستهای در این مرحله وارد نشده است. بنابراین، آنچه در این ۱۴ بند آمده، اگرچه تمام ابعاد اختلافات را شامل نمیشود، اما بر بخشهایی که به آنها اشاره دارد تمرکز دارد و بازگشت به آنها قطعا منافع ملی را تأمین میکند. مسائل هستهای در فاز بعدی و در جریان بحثهای آتی بررسی خواهد شد. باقری در پایان با تأکید بر درستی مسیر طی شده، گفت: «موضع رییسجمهور محترم در این زمینه، هم از نظر کارشناسی درست است و هم کاملا معطوف به تأمین منافع ملی کشور بوده است.»
حسین کنعانیمقدم: قضاوت زودهنگام مفری برای پیمانشکنی امریکاست
در شرایطی که علی باقری از ایده بازگشت به متن تفاهمنامه دفاع میکند حسین کنعانیمقدم، فعال سیاسی اصولگرا از زاویه دیگری به بحث ورود کرده درخصوص ایده رییسجمهور برای بازگشت به تفاهمنامه، این موضوع را نیازمند بررسی عقلای قوم و طی مسیر قانونی میداند. او تأکید میکند که قضاوت زودهنگام در این باره تنها برای امریکا مفری ایجاد میکند که دوباره جنگافروزیها و ماجراجوییهایش را از سر بگیرد.
کنعانیمقدم با اشاره به محاصره دریایی و وضعیت اقتصادی کشور، تصمیمگیری نهایی در این زمینه را منوط به تصویب شورای عالی امنیت ملی و تأیید مقام معظم رهبری اعلام میکند. این تحلیلگر با اشاره به وضعیت کشور میگوید: «اساسا تصمیمگیری در چنین مواردی جزو تصمیماتی است که رییسجمهور میتواند از طریق شورای عالی امنیت ملی مورد بحث قرار بدهد و پس از تصویب در شورا توسط مقام معظم رهبری تأیید شود. تأیید موضوع توسط رهبری این امکان را ایجاد میکند که این ایده و اساسا هر تصمیم و سیاست دیگری اجرایی شود و همه باید تابع آن باشند. هیچ نهاد اجرایی، تقنینی و نظارتی به تنهایی نمیتواند در این خصوص تصمیمی بگیرد که ارکان نظام بخواهند آن را انجام بدهند.»
کنعانیمقدم با تأکید بر ضرورت بررسی همهجانبه توافقنامه اظهار میدارد: «شرایط به گونهای است که آسیبشناسی روی توافقنامه باید انجام شود و تحلیل کامل صورت بگیرد که چه بندهایی به نفع ماست، چه بندهایی قابل تفسیر است و چه بندهایی در کوتاهمدت، میانمدت یا بلندمدت به ضرر ماست. بعد از این تحلیل کارشناسی و آنالیزهای مختلف از اقدامات اتفاق افتاده امریکا، محاصره دریایی که ایجاد کرده و عمل نکرده به بسیاری از بندها، آن وقت قابل تصمیم است. برخی قضاوتهای زودهنگام تنها میتواند برای امریکاییها مقداری مفری ایجاد کند تا بتوانند با اقدامات جنایتکارانه خود و نقضی که کردند، امید داشته باشند که ما به توافقنامه یا توافق بعدی برگردیم. این موضوع باید مورد بحث و بررسی قرار بگیرد و نظر نهایی نیز توسط رهبری انجام شود.»
وی خاطرنشان میکند: «اگر به این نتیجه رسیدند که همین توافقنامه که دارای مزایا و معایبی است میتواند مبنایی برای مذاکره باشد، یا بندهایی باید به آن اضافه شود که تضمین تعهدات امریکا را بکند، نیاز به یک بررسی مجدد و آسیبشناسی درست وجود دارد.» این فعال سیاسی در پایان با اشاره به فضای هیجانی در جریان مباحث مربوط به مذاکرات گفت: «هر زمان که مباحث مرتبط با تفاهمنامه یا مذاکرات شکل میگیرد، برخی افراد و گروهها فضایی ایجاد میکنند که امکان آسیبشناسی عالمانه را مسدود میکند؛ فضا هیجانی میشود و بعضا شعارهای تند داده میشود و اصل موضوع، بهرغم رهنمودهای رهبری، زیر سوال میرود.» کنعانیمقدم تأکید میکند: «باید از ورود به فضای هیجانی پرهیز کرد. همان طور که ضربالمثلی چینی میگوید، بعضی مواقع مسوولان زیر آب حرف میزنند و این زیر آب حرف زدن یعنی فقط حباب بیرون میآید و هیچ نتیجهای ندارد. برای تصمیمگیری در چنین موضوعاتی به فضای آرام و نقدهای عالمانه نیاز است.»