این در حالی است که اختلاف بر سر تنگه هرمز و چگونگی مدیریت بر آن رفع نشده و تا این اختلاف حل نشود نمیتوان منتظر گام بعدی بود. در همین راستا «آرمان ملی» با امیرعلی ابوالفتح تحلیلگر مسائل بیبنالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
** تحولات پیرامون ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟
اینکه آمریکاییها میگویند مقامات ایرانی در پشت پرده یک چیز میگویند و در آشکارا چیز دیگری میگویند، باید تاکید کرد که خود مقامات آمریکایی هم همین کار را میکنند و صحبتهای پشت پرده آنها با آنچه در رسانهها مطرح میکنند متفاوت است. این حرفی است که مقامات ایرانی هم بدان اشاره داشتهاند که اظهارات آمریکاییها در مذاکرات با چیزی که به صورت عمومی مطرح میکنند متفاوت است. در مجموع میتوان گفت فعلا چشماندازی از رسیدن به توافق میان طرفین وجود ندارد و اوضاع در حال پیچیدهتر شدن است. من از آنچه که در سطح عمومی و در سطح رسانهها مطرح میشود چنین نتیجهای میگیرم و به بیان دیگر از اطلاعات پشت پرده خبر ندارم و ممکن است طرفین مذاکره کنند، قول و قرار بگذارند و خبر آن منتشر شود. آن چیزی که الان میبینیم و در رسانهها بازتاب داده میشود، این است که شرایط روز بهروز در حال پیچیدهتر شدن است و هنوز چشماندازی برای توافق نهایی که هیچ، حتی برای بازگشت به تفاهم اسلامآباد هم چندان امیدی وجود ندارد. یعنی برای برگشتن به همان توافقی که دو طرف قبول داشتند. در حال حاضر طرفین در حال زورآزمایی هستند تا در بهترین موقعیت قرار بگیرند. اگر قرار باشد توافقی صورت بگیرد، هم آمریکاییها این کار را میکنند هم ایرانیها ولی به نظر من نه توافق، نه تفاهم بلکه حتی دسترسی به درک مشترک هم دشوار است.
** تصور میکنید چه موانعی بر سر راه بازگشت به تفاهم اسلامآباد وجود دارد؟
موضوع اصلی و مبنای جدل، تنگه هرمز است. ایران تاکید دارد که در متن تفاهم آمده و باید هر اقدامی که انجام میشود با نظر ایران باشد، اما آمریکاییها میگویند ما چنین قاعدهای را نمیپذیریم؛ لذا آتشبس نقض شد و الان شرایط دشوارتر هم شده و ایران برای باز کردن تنگه هرمز شروطی تعیین و آن را اعلام کرده است. از جمله جنگ به کل باید تمام شود، آمریکا باید خسارت و غرامت دهد و این خواستهها روز بهروز افزایش پیدا میکند و گره کور این داستان فعلا تنگه هرمز است. اگر این گره باز شود، تازه به اصل ماجرا خواهند رسید که برنامه هستهای است. من چشماندازی ندارم که در آینده کوتاهمدت مشکل تنگه هرمز رفع شود.
** برخی تحلیلگران معتقدند آمریکا دیگر چارهای جز مذاکره و رسیدن به توافق ندارد؛ اساسا چقدر این گزاره را درست و صادق میدانید؟
من امیدوارم این اتفاق بیفتد ولی احتمال نمیدهم و احتمال درگیری را همچنان مد نظر دارم. ممکن است ظرف یکی دو سه ماه آینده این اتفاق نیفتد ولی بعد دوباره آمریکاییها راند جدیدی از جنگ پر شدت مثل جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰ روزه را شروع کنند. فشار سنگینی که در داخل آمریکا روی ترامپ هست، هم از طرف اسرائیل و هم از طرف جریانهای جنگطلب در داخل آمریکا اجازه نمیدهد که ترامپ گزینه جنگ را کنار بگذارد. ضمن اینکه ترامپ چنین ویژگی ندارد؛ بنابراین همیشه باید این احتمال را در نظر بگیریم که وقتی مذاکرات در جریان است، ممکن است آمریکاییها دست به حمله بزنند.
** نقش میانجیها و اعراب منطقه در احتمال توافق طرفین را چطور میبینید؟
من معتقدم کار از دست میانجیها خارج است و اراده دو طرف مهم است. میانجیها کار زیادی نمیتوانند انجام دهند. اگر آمریکاییها به این نتیجه برسند که جنگ با ایران هزینه زیادی دارد، این کار را انجام نمیدهند؛ لذا من خیلی به میانجیها خوشبین نیستم و عاملیت و قدرتی برای آنها که بتوانند نظر ترامپ را تغییر دهند قائل نیستم. اگر کسی بخواهد اثر بگذارد من برای سرمایهداران آمریکا یعنی ابر ثروتمندان آمریکا بیشتر نقش قائلم تا رهبران کشورهای منطقه. یعنی آن کسانی که سرمایههایشان در کشورهای منطقه است و اگه جنگ بالا بگیرد و ایران به زیرساختها حمله کند، هزینه بسیار سنگینی به دارایی این کمپانیها وارد خواهد شد. آنها بیشتر میتوانند رای ترامپ را تغییر دهند تا اینکه مثلا شیخ منطقه یا نخستوزیر منطقه به ترامپ زنگ بزند که شما حمله نکنید. ضمن اینکه مسائل تسلیحاتی و لجستیک نظامی حائز اهمیت است. حالا اینکه ترامپ برای اینکه نخواهد بگوید کمبود تسلیحات داریم یا داراییهایمان به خطر میافتد میگوید رهبران کشورهای منطقه به من زنگ زدند و من جلوی جنگ را گرفتم. اگر نه من خیلی برای مثلاً ولیعهد عربستان، نخست وزیر پاکستان و... اعتبار قائل نیستم که بتوانند رای ترامپ را تغییر بدهند.