بستن
کد خبر: ۱۵۱۷۸۴۰
«آرمان ملی» توصیه پورمحمدی را بررسی می‌کند

آیا تفاهم اسلام‌آباد در حال ورود به اجماع درون ساختاری است؟

آیا تفاهم اسلام‌آباد در حال ورود به اجماع درون ساختاری است؟
آرمان ملی- عماد موحد: اظهارنظر اخیر مصطفی پورمحمدی در حضور مسعود پزشکیان مبنی بر اینکه «باید تفاهمنامه اسلام‌آباد را دنبال کنیم»، صرف‌نظر از سرنوشت نهایی این تفاهم، از یک جهت اهمیت سیاسی ویژه دارد: گوینده آن صرفاً یک فعال سیاسی یا عضو جریان اصلاح‌طلب نیست، بلکه از چهره‌های باسابقه جمهوری اسلامی است که سال‌ها در سطوح مختلف امنیتی، اجرایی و سیاسی حضور داشته است.

 از همین رو، سخن او را نمی‌توان صرفاً در حد حمایت یک شخصیت سیاسی از سیاست خارجی دولت تلقی کرد. اهمیت اصلی این سخن شاید در این باشد که تفاهم اسلام‌آباد را به عنوان یک گزینه قابل قبول درون ساختار سیاسی مطرح می‌کند؛ گزینه‌ای که باید دنبال شود، نه توافقی که صرفاً متعلق به دولت پزشکیان باشد. پورمحمدی تاکید می‌کند که ایران در تفاهمنامه اسلام‌آباد امتیاز‌های خوبی به دست آورد و امتیاز‌های اندکی به طرف مقابل داد.

تفاهم شکننده

تفاهمنامه اسلام‌آباد در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ میان مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ امضا شد و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، نیز به عنوان میانجی در آن حضور داشت. این سند چارچوبی کلی برای پایان جنگ ایران و آمریکا و ورود دو طرف به مذاکرات بعدی فراهم کرد. پس از آن نیز دولت پزشکیان تلاش کرده است مسیر تفاهم را زنده نگه دارد. رئیس‌جمهور ایران صراحتاً گفته است که اگر طرف آمریکایی به تفاهم پایبند باشد، ایران نیز به تعهدات خود عمل خواهد کرد. اما تفاهم همچنان با مخالفت‌ها و تردید‌های سیاسی در داخل و اختلافات درباره نحوه اجرای آن روبه‌روست؛ بنابراین برای پزشکیان، مسأله فقط مذاکره با آمریکا نیست؛ مسأله ایجاد پشتوانه سیاسی داخلی برای ادامه مسیر مذاکره نیز هست.

اهمیت سخن پورمحمدی 

پورمحمدی سابقه‌ای دارد که به او اجازه می‌دهد درباره چنین موضوعی از جایگاهی متفاوت از یک فعال حزبی سخن بگوید. او سال‌ها در ساختار‌های امنیتی و اجرایی جمهوری اسلامی حضور داشته و در مقاطعی وزیر کشور و وزیر دادگستری بوده است. به همین دلیل، وقتی چنین شخصیتی در حضور رئیس‌جمهور از ضرورت پیگیری تفاهم با آمریکا سخن می‌گوید، پیام آن می‌تواند این باشد که دیپلماسی و توافق الزاماً پروژه یک جناح یا یک دولت نیست. این نکته برای پزشکیان اهمیت زیادی دارد. زیرا یکی از دشواری‌های دولت این است که مخالفان مذاکره می‌توانند هرگونه توافق با آمریکا را به عنوان تصمیم شخصی دولت یا نتیجه فشار جریان‌های اصلاح‌طلب معرفی کنند. اما وقتی چهره‌ای با سابقه طولانی در ساختار جمهوری اسلامی از پیگیری تفاهم دفاع می‌کند، این استدلال دشوارتر می‌شود.

اعتباربخشی پورمحمدی

البته روشن است که پورمحمدی به تنهایی توان اثرگذاری بر این روند را ندارد و اگر قرار است اتفاقی بیفتد سخنان او می‌تواند نشان دهنده همراهی بخشی از اصولگرایان باشد که برای دولت پزشکیان سرمایه‌ای سیاسی محسوب می‌شود. تصمیم درباره موضوعاتی مانند رابطه با آمریکا، تحریم‌ها، مسائل هسته‌ای و تعهدات امنیتی، در سطحی بسیار فراتر از یک حزب یا حتی دولت اتخاذ می‌شود، اما برای به سطح عمل رسیدن چنین تصمیماتی نیاز است که در دروع ساختار سیاسی اجماع شکل بگیرد. در عین حال نمی‌توان منکر شد که پورمحمدی سرمایه دیگری نیز در اختیار دارد و آن قدرت اعتبار بخشی سیاسی است. یعنی می‌تواند به دولت کمک کند تا بگوید پیگیری توافق با آمریکا صرفاً خواست پزشکیان و اطرافیان او نیست، بلکه بخشی از نیرو‌های باسابقه و ریشه‌دار نظام نیز آن را در شرایط فعلی به مصلحت کشور می‌دانند. اهمیت واقعی سخن پورمحمدی زمانی آشکارتر خواهد شد که این موضع به او محدود نماند. اگر در ادامه، چهره‌هایی از اصولگرایان سنتی، مدیران سابق امنیتی و دیپلمات‌های باسابقه نیز بگویند که تفاهم اسلام‌آباد باید حفظ و تکمیل شود، آن وقت اتفاق مهم‌تری در حال وقوع خواهد بود. در آن صورت، تفاهم از یک توافق پزشکیان با آمریکا به یک گزینه حکمرانی برای کاهش هزینه‌های تقابل تبدیل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که می‌تواند توازن سیاسی پیرامون مذاکرات را تغییر دهد. پزشکیان برای پیشبرد تفاهم، بیش از حمایت نیرو‌های نزدیک به خودش به حمایت کسانی نیاز دارد که بتوانند در برابر مخالفان مذاکره بگویند مسئله، اصلاح‌طلب و اصولگرا نیست؛ مسئله هزینه و فایده تصمیم برای کشور است. اگر کاهش تنش بتواند به فروش نفت، کاهش فشار‌های اقتصادی، گشایش در تجارت خارجی و ثبات بیشتر منجر شود، دفاع از مذاکره دیگر صرفاً یک موضع جناحی نخواهد بود. 

آزمون یک تغییر 

در نهایت، اهمیت اظهارنظر پورمحمدی شاید بیش از آنکه به شخص او مربوط باشد، به تغییر احتمالی در نگاه بخشی از نیرو‌های درون ساختار مربوط شود. ممکن است بخشی از اصولگرایان به این نتیجه رسیده باشند که در شرایط کنونی، ادامه تقابل با آمریکا هزینه‌هایی دارد که دیگر نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. چنین تغییری الزاماً به معنای پذیرش همه خواسته‌های آمریکا یا کنار گذاشتن اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای پذیرش این واقعیت باشد که دیپلماسی نیز یکی از ابزار‌های حفظ قدرت و منافع ملی است. اگر چنین روندی شکل بگیرد، پزشکیان می‌تواند از یک فرصت سیاسی مهم استفاده کند: تبدیل تفاهم اسلام‌آباد از موضوعی مناقشه‌برانگیز به موضوعی که بخش‌های مختلف ساختار، با وجود اختلاف نظر، اصل پیگیری آن را به مصلحت کشور می‌دانند. می‌توان گفت سخن پورمحمدی به این معنا نیست که به تنهایی قدرت تصمیم‌گیری درباره تفاهم اسلام‌آباد را در اختیار دارد و البته نمی‌توان آن را یک اظهارنظر تشریفاتی دانست. اهمیت آن در جایگاه گوینده و مخاطب آن است؛ یک چهره باسابقه درون ساختار، در حضور رئیس‌جمهور، از ضرورت حفظ و پیگیری مسیر توافق سخن گفته است. اگر این صدا تکثیر شود، آن‌گاه می‌توان گفت تفاهم اسلام‌آباد در حال عبور از یک توافق شکننده و تبدیل شدن به یک گزینه قابل قبول برای بخشی از ساختار حکمرانی ایران است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار