جملهای که با تماشای سریال" بامداد خمار "به ذهنتان خطور خواهد کرد، این خواهد بود: شما میتوانید کسی را از حافظهتان پاک کنید؛ اما پاک کردن او از قلبتان داستان دیگریست.
سریال" بامداد خمار " یک عاشقانه بسیار خاص و متفاوت با چاشنی دلدادگی است و میتوانید مطمئن باشید که چنین سریالی را میشود پی گرفت. بازیهای متفاوتی که هنرمندان زن از ترلان پروانه تا لاله اسکندری و از رضا کیانیان تا علی مصفا و از حمید صفت تا شیدا یوسفی و...، ارائه دادهاند به شدت در اقبال به مخاطب موثر بوده است.
نرگس آبیار کارگردان در این سریال نشان داده که از تمام تجربیات سینمایی خود و به ویژه فیلم نفس که در چند برهه زمانی روایت شده، نهایت استفاده را کرده و سریالی ساخته که تا سالهای سال در کارنامه صنعت تاریخی سازی ایران باقی خواهد ماند.
" بامداد خمار " داستان عشق پر درد محبوب را روایت میکند. رابطه محبوب و رحیم، غافلگیریهای متعددی برای شما به همراه دارد. همین نکته نیز بر تعلیق و کشش سریال " بامداد خمار "افزوده. وجود داستانهای فرعی جذاب و روابط جالب توجه شخصیتهای دیگر سریال نیز، در انسجام و قوام بخشیدن به اثر تأثیری بسزایی داشته است.
داستان " بامداد خمار " درباره عشقی است که زمان زیادی طول میکشد تا شناخته شود و به وصال برسد. عشقی که مقدر باشد به سرانجام برسد، بالاخره خواهد رسید. "بامداد خمار"در تولید بسیار هنرمندانه و حرفهای و با در نظر گرفتن استانداردهای روز تولید فیلم و سریال پیش رفته؛ بازیها، لوکیشنها، صحنهها و اغلب عوامل به حرفهایترین شکل ممکن چیده شده تا نوعی نوزایی در تاریخی سازی به وجود آید. محمدحسین قاسمی با تیزهوشی تجربیات تاریخی معیار تلویزیون و سینما را زیرنظر گرفته و از نمونههای مختلف چه آثاری با زمینههای مذهبی مانند مختارنامه (داوود میرباقری) و چه آثار ایرانی مثل سمک عیار (محمدرضا اصلانی) را به خوبی آنالیز کرده و کوشیده سبکی تازه در تاریخی سازی را بنیان گذارد؛ تاریخی سازی با رفتن به دل لوکیشن و معرفی بناهای تاریخی ذیل روایت داستانی ماجراجویانه.
" بامداد خمار " فقط یک داستان عاشقانه نیست، بلکه تصویری از فداکاری، حسرت و عطش وصال است و با دقتی شاعرانه روابط عاشقانه را بهتصویر میکشد و نشان میدهد عشق حتی در میانۀ خون و خاکستر نیز راه خود را پیدا میکند. ترکیب صحنههای باشکوه، موسیقی تأثیرگذار و بازیهای قدرتمند این سریال را به یکی از ماندگارترین آثار عاشقانه درشبکه نمایش خانگی تبدیل کرده است. تماشای " بامداد خمار" تجربهای است دربارۀ آنچه انسان حاضر است برای عشق از دست بدهد و آنچه عشق میتواند در عین شکوه نابود کند.
قاببندیهای دقیق، نورپردازی شاعرانه و موسیقی جذابش فضایی خلق میکند که تماشاگر را در حسرت و دلتنگی فرومیبرد. هر حرکت آهسته، سکوت طولانی و نگاه دزدیدهشده معنایی عمیق و چندلایه دارد.
داستان عشق و دلدادگی با چنان ظرافتی در سریال بهتصویر کشیده شده که تماشاگر پس از پایان فیلم نیز درگیر حسرت شخصیتها باقی میماند. سریال "بامداد خمار" بیش از آنکه داستان عشق باشد، خود حس عشق است؛ شیرین، تلخ، گذرا و جاودانه.
هیجان و جذابیت در تاروپود سریال تنیده شده، داستان غیرقابل حدس، نمایشی دقیق و تماشایی از زندگی شخصی و عاطفی شخصیتها و روایت داستان آدمهایی است که برای دستیابی به عشقشان حاضرند، دست به هر کاری بزنند به سریال جلوهای قابل تامل بخشیده.
کوروش افشانی (فارغالتحصیل هنرهای نمایشی)