بستن
کد خبر: ۱۵۱۷۷۳۵
«آرمان ملی» از وضعیت نشر و بازار کتاب گزارش می‌دهد

بازار کتاب در تنگنای هزینه و تقاضا

بازار کتاب در تنگنای هزینه و تقاضا
آرمان ملی- هادی حسینی‌نژاد: بازار نشر در میانه مردادماه ۱۴۰۵ با تصویری دوگانه مواجه است؛ از یکسو قیمت بسیاری از نهاده‌های تولید کتاب همچنان در سطوح بالایی قرار دارد و از سوی دیگر، آمار‌های رسمی از کاهش تعداد کتاب‌های منتشرشده حکایت می‌کنند.

 در چنین شرایطی، خبر اختصاص تسهیلات کم‌بهره به فعالان نشر می‌تواند بخشی از فشار نقدینگی این صنعت را کاهش دهد، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا تزریق تسهیلات می‌تواند فاصله میان هزینه تولید کتاب و توان خرید مخاطب را جبران کند؟

آخرین قیمت‌های اعلام‌شده از بازار کاغذ و ملزومات چاپ، از فشار‌های اقتصادی در بخش تولید کتاب، پرده برمی‌دارد: هر بند کاغذ تحریر ۷۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ حدود ۶ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان و در قطع ۶۰×۹۰ حدود ۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان قیمت دارد. برای کاغذ ۸۰ گرمی نیز قیمت هر بند در قطع ۷۰×۱۰۰ به حدود ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان و در قطع ۶۰×۹۰ به حدود ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. این ارقام به‌تنهایی برای توضیح وضعیت اقتصاد نشر کافی نیستند، اما وقتی در کنار سایر نهاده‌های چاپ قرار می‌گیرند، تصویر روشن‌تری به دست می‌دهند. هر کیلو مرکب رنگی تحریر حدود یک میلیون و ۱۱۰ هزار تومان و مرکب مشکی تحریر حدود ۸۵۵ هزار تومان قیمت دارد. مرکب‌های خارجی نیز بسته به برند و کیفیت در محدوده ۷۸۰ هزار تا یک میلیون و ۲۱۰ هزار تومان عرضه می‌شوند. زینک دوورقی حدود ۴۳۰ تا ۴۴۰ هزار تومان و زینک چهارونیم‌ورقی حدود ۸۰۰ تا ۸۵۰ هزار تومان قیمت دارد. چسب سرد ایرانی نیز حدود ۳۶۶ هزار تومان و چسب گرم حدود ۴۱۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است. (ایبنا-۲۲ مرداد) به این ترتیب، حتی اگر در یک مقطع کوتاه قیمت کاغذ نوسان شدیدی نداشته باشد، هزینه تولید کتاب تنها به کاغذ وابسته نیست. افزایش قیمت مرکب، زینک، چسب، دستمزد، انرژی، حمل‌ونقل و سایر خدمات چاپ و پس از چاپ، مجموعه‌ای از هزینه‌های فزاینده را به ناشر تحمیل می‌کند. به همین دلیل، ثبات چندروزه یا چند هفته‌ای قیمت کاغذ را نمی‌توان به معنای خروج صنعت نشر از بحران هزینه دانست. 

کاهش تولید؛ افزایش هزینه!

همزمان با افزایش هزینه‌های تولید، آمار‌های نشر نیز نشانه‌هایی از کوچک‌تر شدن بازار تولید کتاب را نشان می‌دهند. در سه ماهه نخست امسال، ۲۳ هزار و ۹۵۲ اثر در سامانه جامع امور ناشران به ثبت رسیده است؛ در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۲۷ هزار و ۸۲۵ اثر بوده است. به این ترتیب، تعداد آثار ثبت‌شده در سه ماهه نخست امسال حدود ۱۴ درصد کاهش یافته است. این کاهش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که آمار چهارماهه را نیز کنار آن بگذاریم. براساس جداول آماری خانه کتاب و ادبیات ایران، در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ مجموعاً ۲۸ هزار و ۱۲۲ عنوان کتاب منتشر شده، در حالی که این رقم در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۴، ۳۳ هزار و ۱۹۴ عنوان بوده است؛ یعنی تعداد عناوین منتشرشده در چهار ماه نخست امسال حدود ۱۵. ۳ درصد کمتر از سال گذشته بوده است. (سایت خانه کتاب)
بنابراین، اگر سه‌ماهه نخست را یک نشانه اولیه بدانیم، آمار چهارماهه نیز همان مساله را تأیید می‌کند: تولید کتاب در حال کاهش است. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. بررسی جزئی‌تر جدول، نکته مهم دیگری را آشکار می‌کند. در چهار ماه نخست امسال تعداد چاپ اول کتاب‌ها ۲۰ هزار و ۵۸۵ عنوان بوده، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۲۲ هزار و ۲۳۵ عنوان ثبت شده است. کاهش تعداد در تجدیدچاپ‌ها بیشتر بوده: ۱۰ هزار ۹۵۹ عنوان در چهارماهه اول سال قبل به هفت هزار و ۵۳۷ عنوان در چهارماهه سال جاری رسیده است. از سوی دیگر، مجموع شمارگان کتاب‌های منتشرشده در چهار ماه نخست سال گذشته بالغ بر ۲۶ میلیون و ۵۸۳ هزار و ۴۲۳ عنوان بوده که در مدت مشابه سال جاری به ۱۹ میلیون و ۲۷۳ هزار و ۱۴۶ عنوان رسیده است. میانگین شمارگان نیز از ۸۰۰ نسخه به ۶۸۵ نسخه تنزل یافته و همه‌این پارامتر‌ها گواهی می‌دهد تولیدکنندگان، از سرعت تولید کاسته‌اند. 

دور باطل در بازار کتاب

براساس جدول رسمی، میانگین قیمت هر کتاب در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ حدود ۲۶۲ هزار و ۵۰۰ تومان ثبت شده است، در حالی که مشاهدات در بازار کتاب، حکایت متفاوتی دارد. در حال حاضر انواع کتاب -به نسبت نوع جلد شومیز یا سخت- عمدتا بین صفحه‌ای ۲۵۰۰ تا ۳۵۰۰ تومان قیمت‌گذاری می‌شود. یعنی مخاطب برای یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای چیزی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان بپردازد. این رقم با توجه به قیمت کاغذ و سایر هزینه‌ها و ملزومات تولید و خدمات پس از آن و با توجه به موج تورمی در انواع محصولات، رقم موجهی می‌نماید، اما پرداخت آن از سوی قشر کتابخوان که عمدتا از طبقات میانی جامعه‌اند، رقم بالایی‌ست. 
مسأله صنعت نشر امروز تنها «گران شدن تولید» نیست؛ بلکه همزمانی افزایش هزینه‌ها با محدودیت قدرت خرید مخاطب است. ناشر از یک سو با کاغذی مواجه است که قیمت هر بند آن در برخی گرماژ‌ها به چند میلیون تومان رسیده و از سوی دیگر، نمی‌تواند هر میزان افزایش هزینه را مستقیماً به قیمت پشت جلد منتقل کند. افزایش قیمت کتاب در بازاری که بخش قابل توجهی از مخاطبان آن پیش از خرید، قیمت را به‌عنوان یکی از عوامل اصلی تصمیم‌گیری در نظر می‌گیرند، می‌تواند به کاهش تقاضا منجر شود. در چنین وضعیتی، ناشر میان دو انتخاب دشوار قرار می‌گیرد: یا قیمت نهایی را افزایش دهد و احتمال کاهش فروش را بپذیرد، یا بخشی از افزایش هزینه را از حاشیه سود خود پرداخت کند؛ انتخاب دوم نیز در بلندمدت می‌تواند توان ادامه فعالیت و سرمایه‌گذاری برای انتشار آثار جدید را کاهش دهد. این فشار فقط متوجه ناشر نیست. چاپخانه، صحاف، توزیع‌کننده، کتاب‌فروش و در نهایت مخاطب، حلقه‌های زنجیره‌ای هستند که افزایش هزینه در یکی از آنها می‌تواند به دیگری منتقل شود. نتیجه این رویه، یک دور باطل فزاینده-کاهنده است: کتاب گران- قدرت خرید پایین- کاهش اجباری شمارگان- افزایش ناگزیر قیمت... 

خریدن زمان با تسهیلات!

در چنین شرایطی، تصویب نهایی پرداخت ۸ هزار میلیارد ریال تسهیلات کم‌بهره به ناشران، کتاب‌فروشان و اهالی فرهنگ، در قالب تفاهم‌نامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد مستضعفان، می‌تواند برای بخشی از فعالان این حوزه نقش حمایتی داشته باشد. اما باید میان «تأمین نقدینگی» و «حل مسئله اقتصادی نشر» تفاوت قائل شد. وام کم‌بهره می‌تواند سرمایه در گردش ناشر را تقویت کند، امکان خرید کاغذ و سایر ملزومات را فراهم آورد، بدهی‌های کوتاه‌مدت را مدیریت کند و به کتاب‌فروش برای عبور از دوره‌های کم‌رونق کمک کند. اما اگر قیمت نهاده‌ها همچنان افزایشی باشد و قدرت خرید مخاطب رشد متناسبی نداشته باشد، تسهیلات در نهایت بخشی از فشار را به آینده منتقل خواهد کرد. به بیان دیگر، وام می‌تواند برای ناشر «زمان» بخرد؛ اما لزوماً نمی‌تواند مسأله «هزینه» و «تقاضا» را حل کند. 
آنچه اکنون در آمار و قیمت‌های بازار دیده می‌شود، بیش از آنکه یک بحران مقطعی قیمت کاغذ باشد، نشانه فشار همزمان بر چند حلقه از زنجیره نشر است. این ترکیب نشان می‌دهد بازار نشر الزاماً به شکل یکدست کوچک نشده است؛ بلکه در حال تغییر ترکیب نیز هست. تعداد عناوین کاهش یافته، اما شمارگان متوسط افزایش پیدا کرده است. ممکن است بخشی از ناشران به سمت انتخاب محتاطانه‌تر عناوین و تمرکز بر کتاب‌هایی با احتمال فروش بالاتر حرکت کرده باشند. با این حال، این فرض برای اثبات نیازمند داده‌های فروش است و آمار انتشار به‌تنهایی چنین نتیجه‌ای را قطعی نمی‌کند. آنچه قطعی‌تر است، افزایش فشار هزینه‌ای بر تولید است؛ فشاری که قیمت‌های جدید کاغذ و سایر مواد مصرفی چاپ آن را تأیید می‌کنند. از همه بدتر اینکه شرایط جنگی، افزایش تحریم‌ها و تداوم شرایط «نه جنگ؛ نه صلح» روز‌به‌روز اثرات مخرب بیشتری را بر اقتصاد و شرایط بازار دارد و با این اوصاف، اگر این دور ناگزیر هرچه زودتر متوقف نشود، باید انتظار تداوم افزایش قیمت کتاب در نیمه‌ی دوم سال نیز باشیم. 

کتاب؛ افتان و خیزان!

بازار کتاب برای ادامه حیات به ناشری نیاز دارد که بتواند تولید کند، چاپخانه‌ای که بتواند با هزینه قابل تحمل کار کند، کتاب‌فروشی که توان نگهداری و عرضه کتاب را داشته باشد و مخاطبی که بتواند کتاب بخرد. اگر یکی از این حلقه‌ها از کار بیفتد، افزایش قیمت کاغذ دیگر صرفاً یک خبر در بازار مواد اولیه نخواهد بود؛ بلکه به مسئله‌ای مستقیم برای آینده تولید و مصرف کتاب تبدیل خواهد شد. اکنون داده‌های چهار ماه نخست سال، در کنار قیمت‌های مردادماه، یک پیام روشن دارند: تولید کتاب هنوز ادامه دارد، اما با اقتصادی دشوارتر و حاشیه امن کمتر. مسئله اصلی صنعت نشر دیگر فقط این نیست که کاغذ و سایر هزینه‌های تولید چقدر گران شده است؛ مسئله این است که این افزایش هزینه تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند، بدون آنکه حلقه‌های زنجیره نشر و در نهایت مخاطب کتاب از تحمل آن بازبمانند.

انتشار :
آخرین اخبار