آیتا... محسن غرویان؛استاد حوزه و دانشگاه نوشت: رهبر انقلاب به عنوان رهبر جامعه و عالیترین مقام کشور، صراحتا اعلام کردند که ما با مشکلاتی روبهرو هستیم و باید صدای اعتراضات مردم شنیده شود. ایشان مسئولان را موظف کردند که به مطالبات و نارضایتیها توجه کنند. همین تأکید خود بیانگر آن است که مشکلات موجود عینی و واقعی است و نمیتوان آنها را نادیده گرفت یا صرفا به عوامل بیرونی نسبت داد. وقتی بالاترین مقام کشور بر وجود مشکلات صحه میگذارد دیگر جای انکار باقی نمیماند و مسئولان باید با نگاهی مسئولانهتر و عملیتر وارد میدان شوند.
بخش مهمی از این مشکلات ماهیت اقتصادی دارد. هر روز ارزش پول ملی کاهش مییابد گرانی گسترش پیدا میکند و فشار معیشتی بر دوش اقشار مختلف جامعه سنگینتر میشود. سفره مردم کوچکتر شده و قدرت خرید آنان بهطور محسوسی کاهش یافته است. این واقعیتها برای مردم ملموس است و با آمار و ارقام رسمی نیز قابل مشاهده است؛ بنابراین انتظار عمومی آن است که مسئولان این وضعیت را جدی تلقی کنند و به جای ارائه توضیحات تکراری اقدامات عینی و اثرگذار در دستور کار قرار دهند. به نظر من یکی از ریشههای اصلی وضعیت کنونی شکاف میان دولت و مردم است. هرچه این فاصله بیشتر شود بیاعتمادی نیز افزایش مییابد.
در چنین شرایطی دشمنان کشور نیز تلاش میکنند از این شکاف بهرهبرداری کنند و بر دامنه مشکلات بیفزایند. اگر این فاصله ترمیم نشود نارضایتیها میتواند به شکل نهفته باقی بماند و در فرصتی دیگر به صورت انفجار اجتماعی خود را نشان دهد. تاریخ جوامع مختلف نشان داده که انباشت نارضایتی بدون پاسخ مناسب میتواند پیامدهای پیشبینیناپذیری به همراه داشته باشد. رهبر انقلاب همچنین به داغها و خسارتهایی که جامعه متحمل شده اشاره کردند. اینکه هزاران نفر از مردم ایران به دلایل مختلف جان خود را از دست دادهاند و خانوادههای بسیاری عزادارند. این داغها صرفا آمار نیست؛ پشت هر عدد، خانوادهای، رنجی و اندوهی نهفته است.
چنین وضعیتهایی خود به اضطراب اجتماعی دامن میزند و فضای روانی جامعه را ملتهب میکند. در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری نیاز به همدلی، صداقت و اقدامات عملی برای کاهش فشارها احساس میشود. از سوی دیگر مسئله روابط ما با غرب و روند مذاکرات نیز به عاملی برای افزایش نگرانیهای عمومی تبدیل شده است. مردم میپرسند این مذاکرات چه دستاوردی برای زندگی آنان خواهد داشت؟ آیا قرار است تحریمها کاهش یابد؟ آیا وضعیت اقتصادی بهبود پیدا میکند؟ یا برعکس، احتمال درگیری و جنگ وجود دارد؟ این پرسش که آیا جنگ میشود، پرسشی است که در میان مردم بهکرات شنیده میشود. این سطح از اضطراب، نشانه آن است که جامعه در وضعیت بلاتکلیفی بسر میبرد.
مسئولان بهویژه در حوزه سیاست خارجی باید بتوانند چشماندازی روشن و قابل اتکا به مردم ارائه دهند. مردم با نگرانی دائمی و فضای مبهم نمیتوانند زندگی عادی خود را پیش ببرند. استمرار این وضعیت فرسایش روانی ایجاد میکند و سرمایه اجتماعی را کاهش میدهد. اگر افق روشنی ترسیم نشود، این نگرانیها ممکن است در آینده به شکل نارضایتیهای جدیتر بروز کند. امروز انتظار جامعه از دولتمردان، بازگرداندن آرامش به فضای عمومی و بهبود ملموس در معیشت مردم است.
مردم میخواهند نشانههایی واقعی از ثبات اقتصادی، امنیت روانی و کاهش تنشهای خارجی ببینند. آینده نباید برای شهروندان با اضطراب و ابهام تعریف شود. وظیفه مسئولان آن است که با تصمیمهای سنجیده، شفاف و کارآمد، هم شکافهای داخلی را کاهش دهند و هم کشور را از درگیر شدن در بحرانهای پرهزینه دور نگه دارند. تنها در این صورت است که میتوان امید را به جامعه بازگرداند و از تبدیل شدن اضطرابهای امروز به بحرانهای فردا جلوگیری کرد.