با این حال، در میان تکرار این خاموشیهای پرهزینه، هنوز پاسخ روشنی به پرسش اصلی داده نشده است: چه کسی مسئول این خسارتهاست؟ در سالهای اخیر، اینترنت در ایران در چند مقطع حساس با محدودیتهای گسترده یا قطع کامل مواجه شده است؛ رخدادهایی که هر بار با عنوان شرایط ویژه یا ملاحظات امنیتی توضیح داده شد، اما پیامدهای آن بهمراتب فراتر از حوزه ارتباطات بوده و به اقتصاد، آموزش، رسانه، پژوهش و زندگی روزمره شهروندان سرایت کرده است. این روند از آبان ۱۳۹۸ و به دنبال افزایش قیمت بنزین آغاز شد و سالهای بعد در چند مقطع حساس تکرار شد، اما شدیدترین و بحثبرانگیزترین مرحله آن به موج پنجم در اسفند ۱۴۰۴ بازمیگردد. در این موج، همزمان با تشدید تنشهای امنیتی، اینترنت بینالملل در ایران بهتدریج از دسترس خارج شد و در مقاطعی به سطحی نزدیک به خاموشی کامل رسید. بر اساس دادههای منتشر شده از سوی شبکههای پایش اینترنت مانند نتبلاکس، سطح دسترسی کاربران در برخی دورهها به حدود یک درصد کاهش یافت.
*طولانیترین خاموشی
برآوردهای آماری نشان میدهد این وضعیت تا مقطع فعلی بیش از ۱۱۰۰ساعت اختلال یا قطعی شدید را رقم زده است؛ عددی که از نگاه کارشناسان، این دوره را به یکی از طولانیترین خاموشیهای اینترنت در تاریخ زیرساختهای دیجیتال منطقه تبدیل کرده است. اهمیت این قطعی زمانی روشنتر میشود که نقش اینترنت در ساختار امروز اقتصاد و جامعه در نظر گرفته شود. اینترنت دیگر صرفاً ابزار ارتباطی نیست، بلکه زیرساخت اصلی آموزش، تجارت، بانکداری، رسانه و حتی پژوهشهای علمی است. در همین دوره، بسیاری از دانشجویان و دانشگاهیان از اختلال جدی در دسترسی به منابع علمی، پایگاههای داده بینالمللی، ژورنالهای پژوهشی و پلتفرمهای آموزشی آنلاین خبر دادهاند؛ موضوعی که عملاً روند آموزش و تحقیق را در بسیاری از رشتهها کند یا مختل کرده است. در بخش اقتصاد، پیامدها بسیار گستردهتر بوده است. برآوردهای رسمی و کارشناسی نشان میدهد خسارت مستقیم روزانه به اقتصاد دیجیتال حدود ۵۰۰ میلیارد تومان، خسارت کلان اقتصادی تا حدود ۵ هزار میلیارد تومان در روز، برآوردهای بخش خصوصی حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار زیان روزانه تخمین زده شده است. همزمان نزدیک به ۱۰ میلیون نفر به شکل مستقیم یا غیرمستقیم معیشت خود را به اینترنت بینالملل وابسته میدانند. در میان آنها، حدود ۲.۵ میلیون کسبوکار کوچک در بستر شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام فعالیت دارند که در دوره قطعی عملاً با توقف فروش، حذف بازار و کاهش شدید درآمد مواجه شدهاند.
اقتصاد غیررسمی دسترسی
یکی از پیامدهای مستقیم این وضعیت، رشد شدید بازار فروش VPN و ابزارهای عبور از فیلترینگ بوده است. در شرایطی که دسترسی پایدار به اینترنت جهانی محدود میشود، تقاضا برای این خدمات افزایش یافته و قیمتها در بسیاری از موارد به شکل غیرعادی بالا رفته است. گزارشهای رسانهای و بررسیهای بازار دیجیتال نشان میدهد برخی اشتراکها و کانفیگهای دسترسی، در دورههای اوج محدودیت با قیمتهای چند برابر و حتی در مواردی با هزینههای چند میلیون تومانی برای حجم محدود داده عرضه شدهاند. کارشناسان این روند را شکلگیری یک اقتصاد غیرشفاف و رانتی میدانند؛ بازاری که از محدودیت دسترسی تغذیه میکند و همزمان شکاف طبقاتی دیجیتال را افزایش میدهد. در حوزه آموزش عالی نیز پیامدهای این خاموشی گسترده محسوس بوده است. دانشجویان و پژوهشگران در بسیاری از موارد با اختلال در دسترسی به پایگاههای علمی بینالمللی، ژورنالهای پژوهشی، کلاسهای آنلاین، ارتباطات علمی با دانشگاههای خارجی مواجه شدهاند. این مسأله نهتنها روند آموزش را کند کرده، بلکه در بلندمدت میتواند بر کیفیت تولید علم و جایگاه دانشگاهها در شبکه علمی جهانی اثرگذار باشد.
*بحران پاسخگویی
در کنار همه این پیامدها، پرسش اصلی همچنان بیپاسخ مانده است که مسئول این حجم از خسارت اقتصادی و اجتماعی کیست؟ در حالی که افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران اعلام کرده است: «قطع اینترنت روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم دارد» و ستار هاشمی، وزیر ارتباطات نیز گفته است: «خسارت روزانه به اقتصاد دیجیتال حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده و خسارت کلان اقتصادی نیز حدود ۵ هزار میلیارد تومان در روز است»، با وجود این ارقام، هنوز سازوکار مشخص و شفافی برای جبران خسارت میلیونها کسبوکار، فعال اقتصادی، دانشجو و کاربر وجود ندارد. همچنین مشخص نیست در صورت تداوم این وضعیت، چه نهادی مسئول پاسخگویی نهایی در برابر زیانهای انباشته خواهد بود. موج پنجم محدودیت اینترنت در ایران، دیگر صرفاً یک اختلال ارتباطی نیست؛ بلکه به یک بحران چندلایه در اقتصاد دیجیتال، آموزش، پژوهش و زندگی روزمره تبدیل شده است. بیش از هزار ساعت خاموشی، میلیونها کاربر بدون دسترسی پایدار، میلیاردها تومان خسارت روزانه و شکلگیری یک بازار غیررسمی گسترده، همگی نشان میدهند که اینترنت امروز نه یک انتخاب، بلکه یک زیرساخت حیاتی برای جامعه است؛ زیرساختی که اختلال در آن، هزینهای فراتر از تصور ایجاد میکند.