ایرانیها که بحرانهای معیشتی شدیدی را در سالهای اخیر تجربه میکنند، سال بهسال از تمایل خود برای فرزندآوری میکاهند و در عین حال جمعیت جوانِ موجود به سمت سالمندی در حرکت است. بررسی آمارهای موالید ده سال گذشته ایران که از سوی مرکز آمار منتشر شده نشان میدهد تولدها طی ده سال بیش از ۴۰ درصد کاهش داشته است و از حدود یک و نیم میلیون نفر در سال ۹۵ به حدود نهصد هزار تولد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. وضعیت سالمندی نیز در ایران از هشدارها فراتر رفته است، بنابر اعلام مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور، اگر امروز از هر ۱۰ ایرانی یک نفرشان سالمند میباشد تا سه دهه آینده از هر ۳ ایرانی یکنفرشان سالمند بالای ۶۰ سال خواهد بود. در راستای این شرایط جمعیتی کشور، قانون جوانی جمعیت در سال ۱۴۰۰ به تصویب رسید. قانونی که با ارائه برخی راهکارها و بستههای حمایتی در تلاش برای حل بحران جمعیت در ایران بود.
رضایت زنان جلب نشد.
اما گزارشی که مرکز پژوهشهای مجلس خردادماه سال جاری منتشر کرد نشان داد که این قانون نتوانسته رضایت مردم را به خود جلب کند. نمره ارزشیابی کلی مردم در این پژوهش ۴۰ از ۱۰۰ برآورد شد که حاکی از نارضایتی مردم از آن بود. دو مساله مشکلات اقتصادی و دغدغههای تربیتی در مسئله فرزندآوری تاثیر چشمگیری دارند و مردم مشوقهای مقطعی همچون وام را کافی نمیدانند و خواهان تامین پایدار معیشت هستند. مسکن به عنون رکن دیگر فرزندپروری از دغدغههای مهم مردم در این گزارش بیان شد. اما یکی از نکات مهم در گزارش مرکز پژوهشها مساله امنیت شغلی زنان بود که بر کاهش فرزندآوری اثرگذار ارزیابی شد؛ یکی از مطالبات اصلی در حوزه اشتغال مادران، تضمین امنیت شغلی پس از زایمان و کاهش «هزینه فرصت مادری» بوده است. همچنین نگرانیها درباره تجربه ایمن زایمان و دوران نوجوانی فرزندان بیپاسخ مانده است. رسول صادقی رئیس موسسه تحققیات جمعیت کشور در گفتوگو با «آرمان ملی» درباره دلایل ناموفق بودن سیاستهای حمایتی در سالهای اخیر توضیح میدهد. وی همچنین درباره چرایی اصرار بر رشد جمعیت در ایران در شرایطی که کشور با بحرانهای مهمی همچون کمبود آب، تغییرات اقلیمی و مشکلات اقتصادی و معیشتی فراگیر روبهرو است توضیحاتی مطرح میکند. رئیس موسسه تحققیات جمعیت کشور معتقد است بستههای حمایتی که برای جبران کاهش نرخ موالید در کشور ارائه میشوند چندان منطبق با شرایط جامعه نیستند و با مثالی آنرا توضیح میدهد: برای مثال در جامعهای که تورم بسیار بالایی دارد، مشوق وام فرزندآوری ارائه میشود و در اینجا تورم خود به عاملی تبدیل میشود که اثر بسیاری از این مشوقها را خنثی میکند.
تناسب بستههای حمایتی
صادقی همچنین معتقد است که این بستهها تناسبی با شرایط ندارند: «اجرای بستههای مالی معمولا در اکثر موارد پاسخی دریافت نمیکنند و در اینجا نیاز است که به صورت زیرساختی، نهادی و سیاستگذاری به موضوع ورود شود. مثلا در محیط کار اینکه چقدر بین آشتی و سازش بین کار و خانواده ایجاد شود بسیار مهم است و یا اینکه در موضوع مرخصی، به جای اینکه مرخصی زایمان صرفا برای زنان در نظر گرفته شود، برای مردان نیز در نظر گرفته شود که از زمان تولد بتوانند به فرزند پروری کمک کنند و بار مسئولیت تنها برعهده زنان نباشد.» او راهکار دیگر را در انعطافپذیری مرخصیها به زنان میداند که نباید صرفا به دوره زایمان تجمیع شوند. صادقی مساله سپردن کودکان به مراکز نگهداری را نیز چالش مهمی میداند که چندان نمیتوانند نیاز خانوادهها را برآورده کنند. به اعتقاد وی این مراکز هزینه بسیار زیادی برای خانوارها دارد و از طرفی کیفیت پایینتری دارند و ممکن است مربیان دورههای حرفهای بلندمدت نگذرانده باشند و این یک مساله بسیار مهم و چالش جدی برای خانوادهها است که بستههای حمایتی خیلی به آن ورود نکردند. اما نکته مهم دیگر که در سیاستهای فرزندآوری باید در نظر گرفته شود، مسائلی همچون چالشهای اقلیمی، مهاجرتهای اجباری، کمبود آب و بحرانهایی از این دست است که این سوال را برای بسیاری از خانوادهها ایجاد میکند که چرا در چنین شرایطی باید نسبت به فرزندآوری اقدام کرد. رئیس موسسه تحقیقاقت جمعیت کشور معتقد است سیاستی که در حال دنبال شدن است، به دنبال افزایش جمعیت نیست، بلکه به دنبال آن است که از کاهش جمعیت جلوگیری کند. از طرفی بخشی از چالشهای آب و اقلیم مربوط به جمعیت است و بخشی دیگر به الگوی مصرف، مدیریت و دیگر موارد بازمیگردد. صادقی میگوید جمعیت به همان اندازه مهم است که محیط زیست مهم است و بخشی از چالشهای ما به توزیع نابرابر جمعیت باز میگردد. در تهران با جمعیت بالای ۱۳ میلیون ردپای اکولوژیکی و فشاری که بر محیط زیست وارد میشود بسیار بیشتر از مناطق دیگر است و پخشایش جمعیتی میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد.
زنان و اشتغال
وی در واکنش به دغدغه مهم مادران شاغل و ترس از دست دادن شغل که حالا به یکی از فاکتورهای کاهش فرزندآوری تبدیل شده است توضیح میدهد: «امنیت شغلی مادران موضوع مهمی است و اگر مادری احساس کند که بعد از فرزندآوری شغل خود را از دست میدهد قطعا ممکن است سراغ آن نرود. نمودارهای الگوی بازار کار نشان میدهد اشتغال زنان بیشترین در محدوده ۲۵ تا ۳۰ سال است و بعد از آن به جای اینکه کاهش بعد از ۵۰ سالگی رخ دهد، از همان محدوده ۳۰ سال شاهد کاهش هستیم. در واقع وقتی زنان وارد موضوعات ازدواج و فرزندآوری میشوند از بازار کار خارج میشوند». رئیس موسسه تحقیقات جمعیت کشور دلیل این موضوع را قانون کار میداند که خانواده محور نیست: «مثلا دولت تصویب میکند که به دلیل صرفهجویی در مصرف انرژی کارمندان ساعت ۶ صبح سرکار باشند، کدام مهدکودکی در این ساعت باز است؟ در ژاپن مشوقهای مالی برای افزایش باروری وضع شد، اما در ادامه به این نتیجه رسیدند که یک عامل خیلی مهم است و فرهنگ کار سخت باعث شد آدمها از خانواده بزنند و در محیط کار بمانند. این بستگی به روحیات افراد دارد، برخی زنان کارمحور هستند و برخی خانواده محور، اما عمدتا تطبیقپذیر هستند و میخواهند این دو را با همدیگر آشتی دهند». وی تاکید دادر که مهم است که سیاستگذار این گروه تطبیق پذیر ار که خواهان ایجاد تعادل میان کار و زندگی هستند را ببیند چرا که سهم بسیار بیشتری دارند و در پایان تاکید دارد که امنیت شغلی و انعطاف پذیری کاری دو موضوعی است که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد.