جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه مقاطعی بودند که جامعه با ایستادگی خود و مسئولان با اقدامات خود در مسیر این انسجام قدم برداشتند و شاهد نوعی همگرایی ملت- حاکمیت بودیم. امروز هم به رغم تمامی مشکلات اقتصادی که در جامعه وجود دارد همچنان این وحدت و انسجام ساری و جاری است. با این حال با وجود اینکه همه روسای قوا از لزوم حفظ انسجام ملی میگویند و همه تلاشها را بر همین مبنا به کار گرفتهاند، شاهدیم که برخی جریانات به ویژه صداوسیما در قامت رسانه ملی چنین رویهای را دنبال نمیکند و گویا نگاه متفاوت با رویکردی دارد که مسئولان بر آن تاکید میکنند. به عبارت دیگر انگار صداوسیما با حرکت در خلاف جریان آب میخواهد اینگونه به جامعه القاء کند که آنچه از وحدت و انسجام ملی مطرح میشود روایت درستی نیست و وانسجام واقعی باید همان چیزی باشد که از سمت این رسانه، برنامهها و کارشناسانش مطرح میشود؛ روایت یکجانبه از مسائل که جز روایت خود دیگر روایتها و نظرات را باطل میداند و مورد حمله و تخریب قرار میدهد. چندی پیش محمدباقر قالیباف در انتقادی تند به صداوسیما اظهار کرد: «در توطئه جدید دشمن، جنگ شناختی کلیدیترین نقش را بازی میکند و نقش رسانه ملی بیش از هر زمان دیگر است، اما متاسفانه تاکنون موفقیتهای لازم را در این زمینه نداشته است. تبیین ناکارآمدی ساختاری، رویکردی و عملکردی صداوسیما فرصتی مبسوط میطلبد، اما در این مجال میتوان بر اینکه نکته تاکید کرد که رسانه ملی باید بهکانون انسجامبخشی و امیدآفرینی برای ۹۰ میلیون ایرانی وطندوست با سلیقههای مختلف سیاسی و تفاوتهای اجتماعی تبدیل شود»؛ لذا گرچه مسئولان و مدیران صداوسیما درظاهر از انسجام ملی میگویند، اما آنچه در عمل مشاهده میشود چیز دیگری است.
* وحدتشکنی
رفتارهایی توسط صداوسیما در ماههای اخیر مشاهده شده است که نمیتوان آن را به سادگی توجیه کرد تا چه رسد به اینکه چنین رویهای را در امتداد وحدت و انسجامبخشی به جامعه درنظر آورد. گویی در این رسانه برخی نشستهاند ببینند مسئولان در دولت یا شخصیتهای سیاسی و مسئولان سابق چه میگویند تا در برنامههای خاص خود به آنها بتازند و تخریب کنند. اقداماتی که به هیچ عنوان با انسجام و وحدت ملی همخوانی ندارد و صرفا روند اختلاف افکنی و دو قطبیسازی در جامعه را تشدید میکند. در این میان شاید بتوان یکی از مهمترین این اقدامات و اظهارات را صحبتهای وحید جلیلی قائم مقام صداوسیما پس از جنگ ۱۲ روزه دید در که در برنامهای در مقابل محمد قوچانی قرار گرفت و گفت: «برخی میخواهند به اسم همبستگی ملی و وحدت ملی وطن را به آغل تبدیل کنند». هر چند که این تنها اتفاق ضد انسجام و وحدت در صداوسیما نبود و پس از آن باز هم شاهد این دست اظهارات بودیم. جایی که در بهمن ۱۴۰۴، در برنامه «خطخطی» شبکه افق، موضوع نگهداری اجساد جانباختگان حوادث دیماه به سؤال طنز تبدیل شد و گزینههایی مانند «یخچال سایدبایساید»، «دستگاه بستنیساز» و «فریزر سوپرمارکتی» روی آنتن مطرح شد. اعتراضها آنقدر گسترده بود که صداوسیما برنامه را متوقف کرد و مدیر شبکه افق نیز برکنار شد. روابط عمومی سازمان نیز آن اتفاق را «بیدقتی فاحش در مدیریت محتوا» خواند. سانسور سخنان رئیسجمهور، قطع سخنان رئیس مجلس که از قضا هر دو در باب اهمیت تفاهم اسلامآباد و پایان جنگ بود یا صحبتهای اخیر مجری دیگر صداوسیما در برنامه بدرقه که گفته است جنوب ایران فدای جنوب لبنان هم به بیانی میتواند در مسیر خلاف انسجام تلقی گردد. نمونه دیگر اظهارات محمدجعفر خسروی مجری شبکه سه است که چند وقت پیش در برنامهای خطاب به عراقچی، وزیر امور خارجه گفته است: «با ما کف خیابان صحبت کنید نه در ایکس که توئیت منتشر میکنید». این در حالی است که مخاطب پست عراقچی درباره بازگشایی تنگه هرمز طرف بینالمللی بوده است. یا اظهارات مقدمفر کارشناس صداوسیما که گفتوگوی وزیر خارجه با فاکسنیوز را دوقطبیساز خوانده است. از اینها بدتر اظهارات رجبی دوانی کارشناس مذهبی در شبکه ۴ است که چندی پیش در حمله به روسای جمهور پیشین حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی و حجتالاسلام حسن روحانی را منافقون و مرجفون خوانده است. یا اظهارات سخیف محمدرضا شهبازی مجری برنامه پاورقی که با تخریب مسئولان سابق کشور آنها را دروغگوهای بیشرم و آبرو خوانده است. یکی دیگر از این اظهارات را میتوان صحبتهای حسینی مجری شبکه افق دانست که اخیرا در برنامهای با تمسخر وعدههای روسای جمهور گفته بود که «وعدهها برای ملت ایران هیچ ارزشی ندارند». اینها بخشی از اقدامات و اظهاراتی است که در صداوسیما خلاف انسجام ملی و همگرایی ملت و حاکمیت انجام شده و گویا همچنان نیز ادامه دارد. حال پرسش از مسئولان این رسانه، بهویژه مسئولانی که از نظر حقوقی در این رسانه اثرگذار هستند، این است که آیا با این رویه باز هم معتقدید که صداوسیما در مسیر انسجام ملی قدم برمیدارد و سایر رسانهها نباید این اقدامات را زیر ذرهبین نقد خود ببرند؟
* تخریب خاتمی
اخیرا حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق در دیدار با اصحاب رسانه در اظهاراتی گفته است: «بعد از جنگ فرصتی فوقالعاده برای کشور و مردم پدید آمد که جلوه آن را در تفاهمنامه که به امضای دو رئیسجمهوری رسید، میبینیم. امیدوارم اینبار فرصت فراهم آمده از دست نرود؛ چنانکه متأسفانه بارها از دست رفته است که اگر رفت، تهدیدها شدیدتر خواهد شد. باید شجاعت و فداکاری رئیسجمهوری محترم را که با امضای تفاهمنامه افتخاری را نصیب ایران عزیز کردند قدر دانست». این اظهارات خاتمی در صداوسیما به نحو دیگری منعکس شد و وحید خضاب مجری برنامه به وقت ایران به رئیسجمهور سابق به تندی حمله کرد. جایی که گفت: «تفالههای رژیم پهلوی از بین همه پیغمبران روی شما دست گذاشتند و من میتوانم چوب بردارم و تا آقای خاتمی هر حرفی زد بگویم آدم خوبی است، اما حرف پهلویچیها را میزند. خاتمی میگوید خردی وجود دارد که این را میگوید و آنها که این را نمیگویند بیخرد هستند». حال پرسش اینجا است که در صداوسیما اگر کارکرد افراد تعریف شده باشد، مشخص میشود که هر کسی برای چه کاری گمارده شده است. اساسا کسی که در مقام مجری قرار میگیرد صرفا پیش برنده برنامه است و در جایگاهی قرار ندارد که بخواهد سخنان رئیسجمهوری پیشین ایران را تحلیل کند، تمسخر یا انتقادی به آن وارد کند. به نظر میرسد در صداوسیما آنتن به اندازهای ساده به افراد داده میشود که افراد خلاف انسجام و وحدت ملی هر چه خواستند بگویند و هیچ برخوردی هم صورت نگیرد.