او به رغم دههها اعمال تحریم یکجانبه علیه ایران و مقاومت در برابر این فشارها ادعا کرد که «در ونزوئلا، زمانی که محاصره را اعمال کردیم جواب داد و اکنون در کوبا در حال جواب دادن است و در ایران نیز پاسخ خواهد داد». در این میان بسنت در بخشی از مصاحبه خود اعلام کرد که «انزوای اقتصادی هماهنگ شدهای علیه تهران اعمال خواهد شد و برنامه دولت ترامپ برای درهم شکستن اقتصاد ایران، احتمالاً نیاز به عملیات نظامی بیشتر آمریکا را از بین خواهد برد». وزیر خزانهداری آمریکا همچنین متحدان واشنگتن را تهدید کرد که در ارتباط با تلاش برای اعمال انزوای اقتصادی ایران، آنها «یا با ما هستند یا علیه ما».
ترامپ و جنگ اقتصادی
به موازات سخنان وزیر خزانهداری آمریکا و تهدید تهران به اعمال تحریمهای جدید، دونالد ترامپ مانند گذشته مواضع خود را در قبال ایران تکرار کرد. او در گفتوگو با رادیو دبلیوای. بی. سی اعلام کرد که چارهای جز حمله به ایران نداشتیم و اگر ۱۰۰ بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام میدادم، چراکه ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد. بخش دوم سخنان ترامپ به اظهارنظرهای اقتصادی علیه ایران معطوف بود. او مدعی شد که «آنها در وضعیت بدی هستند. نرخ تورم آنها حدود ۳۰۰ درصد است و ارزش پول آنها تقریبا از بین رفته و نیروهای نظامی هم حقوق دریافت نمیکنند و بنابراین در شرایط بسیار بدی قرار دارند». اگر اظهارات ترامپ و وزیر خزانهداری دولت او را در کنار یکدیگر قرار دهیم به وضوح میبینیم که آمریکا با توجه به هزینهها و پیامدهای اقتصادی که جنگ علیه ایران برای واشنگتن به بار آورده دنبال آن است تا به نوعی از ادامه درگیری نظامی با ایران خودداری کند و به جای آن تحریمها و محاصره اقتصادی را پیش ببرد. در این مسیر ترامپ دنبال آن است تا از دیگر کشورهای منطقه و فرامنطقه علیه ایران استفاده کند و در اظهارات خود صراحتاً اعلام کرده که «ما به همه متحدانمان نیاز داریم تا در کنار آمریکا بایستند و برای منزوی کردن و شکست تهدید ایران همکاری کنند و هر کشوری که به موسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها و یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع حمایتی از ایران ارائه دهند، با پیامدهای شدید اقتصادی روبهرو خواهد شد». این نشان میدهد آمریکاییها به تنهایی نمیتوانند استراتژی فشار حداکثری علیه تهران را عملیاتی کنند. وال استریت ژورنال در جدیدترین گزارش خود نوشت که امارات متحده عربی پس از هفتهها فشار دولت ترامپ، معاملات مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورد؛ چراکه تلاش ترامپ برای تحت فشار قرار دادن ایران، تا حد زیادی به مهار یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی این کشور، یعنی دبی، بستگی خواهد داشت. این در حالی است که جی. دی ونس نیز اعلام کرد که «فشارهای اقتصادی بر ایران، محاسبات آنها را درباره نوع توافق یا ترتیباتی که مایل هستند با ما منعقد کنند، تغییر میدهد؛ چراکه فشارهای اقتصادی باعث خواهد شد ایران به این فکر کند که آیا میخواهد اقتصادش برای همیشه در وضعیت خفگی باقی بماند یا ترجیح میدهد روابط بهتری با غرب ایجاد کند».
نظر مخالفان ترامپ
با توجه به اینکه تقریبا تمام دولتهای آمریکا در طول بیش از چهار دهه این راهبرد را علیه ایران امتحان کردهاند، بسیاری از مقامات پیشین آمریکا (دموکرات و جمهوریخواه)، صراحتاً اقدامات ترامپ را محکوم به خروجی صفر میدانند. رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران در ایکس نسبت به این سیاست هشدار داد و نوشت: کمتر چیزی به اندازه این تصور فریبنده و مغالطهآمیز است که اگر فشار اقتصادی شکست خورده است، فشار اقتصادی بیشتر موفق خواهد شد! سپس ریچارد نفیو، معاون پیشین فرستاده ویژه آمریکا در امور ایران در زمان اوباما در تایید پست رابرت مالی، گفت اینکه فکر کنیم، چون دستور دادهایم سیاست فشار اقتصادی بیشتر اعمال شود پس حتما این سیاست نتیجه میدهد، خطاست. آلن ایر، سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه آمریکا نیز در این خصوص اعلام کرد که تحریمهای جدید علیه ایران نشان دهنده درماندگی دولت آمریکا است و درخت تحریمها علیه ایران قطع شده است. اعتراضات به راهبرد ترامپ به دموکراتها ختم نشد و حتی مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت اول ترامپ که سابقه ریاست سازمان سیا را نیز در کارنامه دارد نوشت: «خبر رسیدن بدهی ملی ما به ۴۰ تریلیون دلار، یک رویداد تعیینکننده تیره برای هر کسی است که به آینده کشورمان اهمیت میدهد. این فقط یک بحران مالی نیست، بلکه تهدیدی علیه امنیت ملی ماست. وظیفه ما در قبال نسل آینده این است که این وضعیت را اصلاح کنیم». استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل متحد در واکنش به جنگ اقتصادی واشنگتن علیه تهران اعلام کرد که «آنچه ما نیاز داریم، بازگشت جدی به مذاکرات است، زیرا افزایش فعالیتهای نظامی و افزایش درگیری اقتصادی، برای اقتصاد جهانی خوب نخواهد بود». در نهایت سیدعباس عراقچی در این خصوص گفت که تهدید به شروع عملیات اقتصادی علیه ایران، در واقع برای انحراف افکار عمومی آمریکا از بحرانهای مالی داخلی است؛ یعنی بدهیهای بیسابقه و افزایش سرسامآور بهرههای بانکی در آمریکا. بر این اساس باید منتظر بود و دید که آیا متحدان منطقهای و فرامنطقهای ترامپ علیه ایران با او و تا آن حدی که وی انتظار دارد، همکاری میکنند یا خیر!