از این جهت دولت و مجموعه حاکمیت باید در اتخاذ هر تصمیم یا اقدامی که به چنین احتمالی دامن بزند و سویههایی از ملتهب کردن جامعه را بتوان در آن مشاهده کرد، پرهیز کنند. واقعیت این است که امروز جامعه در حوزههای مختلف شاهد شکافهای بسیاری است که هر کدام قابلیت بروز نارضایتی در جامعه را دارند و باید با نگاهی محتاطانه به این حوزهها پرداخت. با این حال برخی مسائل در جامعه همواره محل التهاب و تشنج بوده که شاید مهمترین آنها بحث تغییر قیمت حاملهای انرژی به ویژه بنزین بوده است که هر زمان این مساله به میان آمده تبعات خاص خود را داشته است. اتفاقات رخ داده در مقاطع مختلفی، چون شهریور ۸۶ و آبان ۹۸ که منجر به آتش زدن چند پمپ بنزین شد و اعتراضات و اتفاقات ناگواری که پس از آن چندماه کشور را در التهاب نگه داشت، باعث شده که دولتهای دیگر در این خصوص توان اتخاذ تصمیم را نداشته باشند و دست به عصا و با احتیاط به این مهم نزدیک شوند و قبل از هر اقدامی تابآوری جامعه و تبعات احتمالی پس از آن را در نظر بگیرند. به همین قیاس دولت پزشکیان هم در وضعیت سختی قرار گرفته است.
* بنزین و دو نگاه متفاوت
بنزین و حواشی آن امروز به یکی از مسائل مناقشه برانگیز تبدیل شده و این موضوع را میتوان از زوایای مختلف سنجید. از نگاه اجتماعی باید تصریح کرد که جامعه به دلیل مشکلات معیشتی در وضعیت خاصی قرار دارد و اگر تصمیمی بدون توجه به ابعاد احتمالی نارضایتی گرفته شود، بنزین مبنای نارضایتی بوده و روشن است که در آن صورت فضا جامعه امنیتی خواهد شد. حساسیت مساله جایی بیشتر میشود که برخی از احتمال بازگشت آمریکا به جنگ سخن میگویند و این شرایط حساس، مواجهه با تنش در داخل را برای دولت و حاکمیت دشوار میکند؛ لذا هر تصمیمی که منجر به التهاب شود، باید به زمان دیگری موکول گردد. اگر از دریچه اقتصادی به موضوع بنگریم شرایط متفاوت است. دولت با ناترازی شدید در بودجه مواجهه است و با وجود محاصره دریایی برای اینکه بتواند کسب درآمد و ناترازی را به نحوی مدیریت کند مجبور است قیمت انرژی را افزایش دهد. هر چند که در این حوزه نیز ملاحظاتی در نظر گرفته میشود. اما قدر مسلم راه سومی نیز وجود دارد که اگر مجدانه و محکم به آن پرداخته شود نه تنها ناترازی حل خواهد شد بلکه میلونها لیتر بنزین هم صرفهجویی خواهد شد. راه سوم جلوگیری از قاچاق سوخت است، اما این مساله نیازمند عزم راسخ و حمایت همه ارکان حاکمیتی است و به تنهایی از توان دولت خارج است. گرچه در این مسیر در دولت سیزدهم طرحی تحت عنوان طرح رزاق با هدف مقابله با خروج غیرقانونی سرمایه کشور و اشتغال پایدار برای مرزنشینان ایجاد شد، اما این مساله نیز پس از چندی با چالشهایی مواجه گردید. نخست حضور سوختبرهای غیرقانونی و بدون کارت که سوخت را از مبادی قاچاق تهیه کرده و از طریق کورهراهها و ورودیهای غیرقانونی به پاکستان میبرند و دوم عدم تعامل مرزبانان پاکستانی و سوم آنکه اساسا درآمد حاصل از این مساله در کلان ماجرا به کجا میرود؟ خزانه دولت یا جای دیگر؟ آنچه مسلم است باید تصمیمات درستی اتخاذ شود تا همزمان هم ناترازی دولت حل شود، هم از قاچاق سوخت جلوگیری گردد و هم بابت این مساله به جامعه فشار نیاید. هر چند که مردم در شرایط باید در مصرف صرفهجویی کنند. اگر اینگونه نباشد اتفاقات و التهابات اجتناب ناپذیر خواهد بود.
* از غافلگیری تا توجیه مردم
همگان ماجرای آبان ۹۸ و افزایش قیمت بنزین و تحولات پس از آن را به خاطر دارند. آن زمان دولت وقت تصور نمیکرد که با افزایش قیمت بنزین جامعه تا چندماه متلاطم شود. در واقع تبعات این قضیه در نظر گرفته نشد و شد آنچه که نباید میشد. اسحاق جهانگیری در کتاب خاطرات خود به این موضوع اشاره کرده و نوشته است: «از ابتدای سال ۹۸ مجدداً موضوع بنزین در دستور کار قرار گرفت. در مورد قیمت بنزین و با فرض تداوم اعطای سهمیه به هر خودرو، آقای روحانی دو قیمت ۱۵۰۰ و ۲۵۰۰ را در نظر داشت. قرار شد در دولت گروههای مختلفی ملاحظات اجرایی، رسانهای و امنیتی را بررسی کنند تا راهحل مناسب پیدا شود. به نظرم مردم آمادگی اجرای این طرح را بهطورکلی نداشتند و رسیدن به زمینهای مناسب برای اجرای این طرح واقعاً دشوار بود. به هر حال تدارک اولیه برای اعمال طرح سهمیهبندی در اردیبهشتماه انجام شد، اما دولت غافلگیر شد و رسانههای منتقد دولت (فارس و تسنیم) چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت خبری منتشر کردند که سه روز بعد (شنبه) قیمت بنزین تغییر میکند. همانطور که انتظار میرفت و ریسک اصلی این اقدام هم همین بود، از پنجشنبه صفهای طویلی در پمپبنزینها درست شد و مصرف بنزین از ۹۲ میلیون لیتر روزانه ناگهان به ۱۵۵ میلیون لیتر رسید و طرح دولت متوقف شد. البته نظر آقای روحانی این بود که در هر صورت طرح اجرا شود، اما با اعلام این خبر اجرای طرح ناممکن شده بود». چنین رویهای گویا در دولت فعلی هم جاری است و با اینکه گفته میشود قرار بر افزایش قیمت نیست، اما جامعه به استقبال این موضع رفته است. چنانکه معاون اول رئیسجمهور گفت: «امروز سهم مصرف دهک ۱۰، یعنی پولدارترین دهک، نسبت به دهک اول حدود ۲۳ تا ۲۴ برابر است. وقتی قرار است اصلاحی در این زمینه انجام شود، اتفاقاً بخشهایی از اقشار آسیبپذیر و کسانی که به هر حال در زندگی با مشکلاتی روبهرو هستند، تحریک میشوند که بگویند بنزین نباید گران شود. دولتها میآیند و میروند و کاری هم انجام نمیشود». محمدرضا عارف افزود: «چرا اینگونه میشود؟ چون دولتها دنبال دردسر نمیگردند. وظیفه دولتها این است که درآمدی را که دارند خرج کنند و پول خودشان را هزینه کنند. ما نمیتوانیم سالانه چند میلیارد دلار از انفال، بیتالمال و پول مردم را برای این موضوع هزینه کنیم، اما امروز این کار را انجام میدهیم». عارف افزود: «طبیعی است که چنین تصمیمات اقتصادی باید با زمینهسازی و همکاری همراه باشد و باید مردم را توجیه کنیم تا بدانند که بخشی از درآمدهای کشور صرف تامین بنزین میشود و این موضوع هزینه و فشارهایی را به بخشهای دیگر تحمیل میکند».