در این مسیر ترامپ که در حال سفر به ایالات مختلف آمریکا است، این روند را دنبال میکند که تا انتخابات نوامبر، در هر شهری که به نفع جمهوریخواهان توقف میکند و سخنرانی سر میدهد، خود را منجی جهان و کشورش به دنیا معرفی کند. او این بار در شهر گرندآیلند واقع در ایالت نبراسکا همانند سفرش به تگزاس، آلاباما و اوکلاهاما ضمن مشروط کردن کاهش قیمتها در آمریکا به پایان جنگ با ایران، مدعی شد که این جنگ از بدترین فاجعه جهانی جلوگیری کرد و باز هم سخنان خود در رابطه با اینکه اگر این جنگ به راه نمیافتاد، ایران به سلاح هستهای دست پیدا میکرد را تکرار کرد. او اینبار در بخشی از سخنان خود به آمادگی واشنگتن برای مذاکره مستقیم با ایران اشاره کرد، اما باز هم در ادامه اظهاراتش نه تنها مدعی شد که آمریکا مقادیر بیسابقهای نفت از تنگه هرمز خارج میکند، بلکه گفت «فکر میکنم ایران مسئول حادثه ۳۰ سپتامبر مربوط به هواپیمای فلایدبی است». این مواضع ترامپ در حالی مطرح میشود که اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا نیز مدعی شد که «عملیات طرد اقتصادی در حال نتیجه دادن است! ایران در ماه گذشته نفت خام بارگیری نکرده و حتی ایران نیز اذعان کرده که این کشور با یکی از دشوارترین دورههای تاریخ خود مواجه است».
قطر و مذاکره احتمالی
اینکه چرا ترامپ سعی دارد همزمان با ادعای اینکه ایالات متحده برای مذاکره مستقیم با ایران آماده است، همچنان گزینههایی را برای تهدید ایران در دستور کار خود قرار دهد دو دلیل احتمالی درون خود دارد. نخست اینکه او بر اساس تفکرات و نگاه محافظهکارانهاش به دنبال تزریق ابهام در فضای رسانه، سیاست و امنیت است که سر ریز آنرا میتوان در حوزه اقتصادی و به خصوص حوزه انرژی و نفت مشاهده کرد. ترامپ سعی دارد که بگوید آمریکا آماده مذاکره است، اما همزمان ناو و تفنگداران خود را به سمت خاورمیانه گسیل کرده و از سوی دیگر در حال اعمال فشار اقتصادی و حتی نسبت دادن حادثه خط هوایی فلای دبی به ایران است، تا بتواند از این طریق سایه تهدید را بالای سر ایران از جهات مختلف داشته باشد. اما دلیل دوم بدون شک، انتخابات میان دورهای است. او در بخشی از اظهارات اخیرش در نبراسکا صراحتاً اعلام کرده که فشار اقتصادی حاصل از جنگ ایران بر شهروندان آمریکا ناچیز است و باید آنرا دلیلی برای تامین امنیت جهان و ایالات متحده دانست و سپس گفته است که «در این انتخابات، از شما میخواهم فرض کنید که من نامزد انتخابات هستم». اشاره مستقیم وی در نبراسکا، به نوعی نشان میدهد که او همزمان با این روند، به دنبال تقویت پایگاه اجتماعی خود است و تلاش دارد تا هم ایران را برای این قشر، تهدید نشان دهد و هم اینکه اقدامات خود را نوعی از تحرک مثبت ملی به نفع تمام آمریکاییها قلمداد کند تا در نهایت بتواند سبد آرای جمهوریخواهان را تقویت کند. با این تفاسیر او حالا تئوری نعل و میخ را پیش میبرد، اما در سوی مقابل یعنی در ایران هم دقیقاً همین روال برقرار است. اخیراً اسکند مومنی، وزیر کشور به قطر سفر کرده و اظهارات او نشان میدهد که ایران همچنان خواهان دور شدن سایه جنگ از منطقه و کشورمان است. او از پیگیری موضوع خلبانان ایرانی در این سفر خبر داد و گفت که «درخصوص خلبانان ایرانی مذاکراتی انجام و مقرر شد که هیات فنی مجدداً مراجعه و در راستای ادامه کار، جلساتی را برگزار کنند». مومنی همچنین اظهار کرد که «موضوع تحولات منطقه مورد بحث قرار گرفت و ما از نقش منصفانه و میانجیگرانه کشور قطر، همراه با پاکستان، تقدیر کردیم و در این راستا، بحثهایی مطرح شد که امیدواریم منجر به کاهش تنشها، دور شدن سایه جنگ از منطقه و برقراری آرامش در کل منطقه شود». وی با تأکید بر اینکه امنیت، یک موضوع یکپارچه است و باید درونزا باشد گفت که «کشورهای منطقه باید با یکدیگر تعامل داشته باشند و امنیت را برقرار کنند». این در حالی است که برخی از منابع قطری نیز اعلام کردهاند که این کشور تماسها میان دو طرف را همچنان حفظ کردهاند تا شاید به نقطه مشخصی برسند.
از مذاکره ترسی نداریم
به موازات این روند، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت نیز صراحتاً اعلام کرد از مذاکره هیچ ترسی نداریم در عین آنکه با قدرت و به صورت جانانه از منافع و تمامیت ارضی کشور دفاع خواهیم کرد او همچنین گفت «چه با جنگ چه با مذاکره از کشور دفاع خواهیم کرد». سخنگوی دولت با بیان اینکه منطق ایجاب میکند مذاکره را انتخاب کنیم خاطرنشان کرد که «ما با مذاکره دنبال این هستیم که تعاملات علمی خود را با جهان ادامه دهیم، اما تحت هیچ شرایطی از حق خود کوتاه نخواهیم آمد»؛ بنابراین باید گفت که موضع ایران کاملاً روشن است و باید منتظر ماند و دید که سرانجام روند مذکور به کجا ختم خواهد شد و میانجیها چگونه رفتار میکنند.