این در حالی است که جریان خاص و تندرو که اساسا فهم درستی از منافع ملی، امنیت ملی و مفاهیمی از این دست ندارد نهایت تلاش خود را در جهت معکوس میکند تا اتحاد و انسجام ایجاد شده را مخدوش کرده و بهم بزند تا با ایجاد چند دستگی و دوقطبی در جامعه، دشمنان را در جهت پیشبرد اهدافشان امیدوارتر کند. نگاهی به مواضع چند وقت اخیر تندروها در مجامع مختلف بیانگر همین واقعیت است که آنها به هر نحوی دنبال ایجاد التهاب و اختلاف در جامعه هستند. این نکته را میتوان در اظهارات تفرقهافکنانه تندروها در مخالفت با دولت، مذاکره و تفاهم دید که به طور مداوم از رسانههای مختلف به تخریب و تخطئه مشغولند و در این مسیر از تخریب مسئولان سیاسی گرفته تا فرماندهان نظامی مضایقه نمیکنند. گویی اینکه موافقت همه اعضای شعام بجز لیدر تندروها یعنی سعید جلیلی باعث شده تا آنها دیگر نه فقط پزشکیان، قالیباف و عراقچی که سایرین را نیز مورد تخریب قرار دهند. اقدامی که صدای برخی چهرههای همراه مثل میثم مطیعی مداح را نیز در آورده و به آنها نهیب زده است، اما به واقع اگر بخواهیم به بررسی عملکرد تندروها در تهدید، تخریب و اهانت به مسئولان بپردازیم باید در سه سطح آنها را دستهبندی کنیم.
*صداوسیما
صداوسیما به عنوان رسانهای که نام ملی بر خود دارد؛ اما به واقع طبق اهداف و منویات جریان خاص پیش میرود و از برنامههای تولیدی و زنده تا به ظاهر کارشناسان همه در راستای یک برنامه از پیش تعیین شده پیش میروند. تخریب دولت و مسئولان، حمله به تفاهم و مصادره به مطلوب پیام رهبری در جهت القای این موضوع که رهبری نیز با مذاکره و تفاهم مخالف است فعل پر تکراری است که در صداوسیما اجرا میشود. شاید پر رنگترین این عملکردها حضور سیدمحمود نبویان نماینده تندرو تهران در پخش زنده شبکه خبر و افشای اسناد، مذاکرات محرمانه، مکاتبات و نظر رهبر انقلاب درباره روند مذاکرات بود که پس از چند دقیقه آنتن زنده از وی گرفته شد و این اظهارات واکنشهای تندی را در پی داشت تا جایی که مدیرکل خبر شبکه خبر را به استعفا کشاند، اما مساله این است تا زمانی که رویکرد حاکم بر صداوسیما تغییر نکند و به طور در بست در اختیار تندروها باشد نباید انتظار حفظ و تقویت انسجام ملی از صداوسیما داشت، چراکه این رسانه با رویکردهای بسته و برنامهها و مهمانان حداقلی خود از سردمداران دمیدن بر آتش تفرقه و تضعیف انسجام در جامعه است.
* تجمعات شبانه
خیابان قرار بود نقش حامی میدان و دیپلماسی را ایفا کند و حضور شبانه مردم در تجمعات باعث نوعی همگرایی، همدلی و نهایتا تقویت انسجام ملی گردد، اما هرچه از شبهای نخستین به جلو آمدیم این رویه تغییر کرد و تریبونهای شبانه رفتهرفته سمت و سوی دیگری گرفت. چنانکه طی یکی دو هفت اخیر عملا به جای ندای وحدت، صدای حمله و تهدید مذاکره کنندگان؛ دولت و تسویه حساب با برخی اشخاص شنیده میشود. چه اینکه تریبونها عملا در اختیار چهرههای متصل و متمایل به جبهه پایداری است و از برخی چهرهها گرفته تا برخی نمایندگان مجلس به اسم انقلابیگری دولت و مذاکره کنندگان را به خیانت و سازش متهم میکنند. چنانکه در جدیدترین اظهار نظرات منان رئیسی نماینده قم در تجمعی شبانه گفته است: «شما از مفاد مذاکرات در شعام اطلاع ندارید و من اطلاع دارم که یکی از مسئولان در جلسه تهدید کرده اگر تفاهم امضا نشود و موافقت نشود من دیگر نیستم و ول میکنم میروم. مسئولان نظامی بر سر یک دوراهی گیر کردند که اگر مخالفت میکردند کشور دچار یک خلأ سیاسی میشد و در کشور گیر یک دوگانگی میافتاد؛ لذا موافقت کردند». جدای از صحت یا کذب این گفته پرسش این است که چرا باید آنچه در جلسات محرمانه شعام مطرح شده در منظر و مرآی جامعه گفته شود؟ لذا تجمعات نیز اخیرا بیش از آنکه در نقش تقویت انسجام ملی برگزار شوند بیشتر نقش اختلاف افکنی پیدا کردهاند.
*فضای مجازی
تندروهایی که از تریبون مجلس محرومند تا از پشت آن به تخریب مذاکره و تفاهم بپردازند فضای مجازی را به عنوان سومین مسیر خود برای حمله به دولت، مذاکره و تفاهم و ایجاد تفرقه و دو قطبی در جامعه در نظر گرفتهاند. چنانکه شاهد انواع سمپاشیها، سیاهنماییها و دروغ پراکنیها علیه دولت و تیم مذاکره و تفاهم هستیم. شاید جدیدترین این واکنشها اتهامات اخیر قاسمیان روحانی نزدیک به سعید جلیلی علیه قالیباف و تیم مذاکره است که گفته است: «مذاکره کنندگان انسانهای خوبی هستند؛ اما به شبکهای وصل هستند که به شبکه یهود میرسد. احتمال کودتا وجود دارد و جان رهبر انقلاب در خطر است». جالب اینکه اینها در حالی مسئولان نظام را به کودتا، نفاق و اتصال به شبکه یهود منتسب میکنند که بسیاری خود این افراد و اظهاراتشان را همراستا با اسرائیل و خط نفوذ قلمداد میکنند.
* ورود دستگاه قضا
در نهایت به نظر میرسد باید با جریان خاص تندرویی که کاری جز برهم زدن وحدت و انسجام در جامعه ندارد و از هرگونه تنش و درگیری استقبال میکند برخوردهای قاطع و لازمی صورت بگیرد؛ لذا انتظار از دستگاه قضا این است همانطور که که در مسائل مختلف قاطعانه و مجدانه با تخلفات و تحرکات خلاف امنیت و منافع ملی برخورد میکنند، در حوزه تخریب و سیاهنمایی علیه مسئولان و نهادهای حاکمیتی نیز فارغ از اینکه گوینده چه کسی است برخوردهای لازم را صورت دهد تا این باور در جامعه نهادینه گردد که دستگاه قضایی بدون مماشات با هر شخص یا جریانی که بخواهد به تخریب تصمیمات ملی و اتحاد و انسجام ملی بپردازد برخوردهای بازدارنده قانونی خواهد داشت تا دیگر کسی هوای تهدید، توهین، اتهام و افترا به مسئولان رده بالای کشور را نکند.