بستن
کد خبر: ۱۵۱۳۱۱۰

فوتبال ما، از اتحاد تا تفرقه!

چند سال است که به هر بهانه‌ای عده‌ای سعی دارند بین تیم ملی فوتبال و آحاد مردم فاصله بیندازند

فوتبال ما، از اتحاد تا تفرقه!امید علی‌بابایی، فعال حوزه جوانان نوشت: ورزش بستری است برای نمایش قدرت، خلاقیت و انگیزه جوانان تا یک خانواده، یک شهر و یک کشور به افتخار جوانانی که در این فضا می‌درخشند، از زندگی لذت ببرند یا حداقل برای لحظاتی از دردهایشان کم شود. در این بین، فوتبال جزئی از تفریحات روزمره و حتی بخشی از زندگی بسیاری از افراد است و هر اتفاقی در آن ممکن است مثل یک زخم یا التیام بر تن و بدن علاقه‌مندانش بنشیند.

اما داستان فوتبال ما غم‌انگیز است؛ پر از حاشیه، بی‌تدبیری، لجبازی، تبعیض، شوآف و... این روز‌ها در جهان بهانه برگزاری فوتبال در بالاترین سطح چیزی جز اتحاد نیست. واژه‌ای که شاید برای تیم‌های ملی فوتبال سایر کشور‌ها عین واقعیت باشد، واقعیتی که در زمان‌های نه چندان دور مردم ما هم آن را تجربه کرده‌اند، اما اکنون در جایی از تاریخ هستند که عده‌ای سعی دارند فضا را تیره کنند.

چند سال است که به هر بهانه‌ای عده‌ای سعی دارند بین تیم ملی فوتبال و آحاد مردم فاصله بیندازند. از هر زاویه‌ای به این قضیه نگاه شود وظیفه تیم ملی فوتبال، باشگاه‌های فوتبال و اصلِ فوتبال، راضی کردن و سرگرم کردن مردم است و در جایی که مردم به هر دلیلی از فوتبال کشور راضی نباشند هیچ توجیهی وارد نیست! در جامعه امروز ما که تبعیض و اختلاف طبقاتی عمیق شده، حجم انبوه پول‌های بی‌حساب و کتاب عمدتا غیرخصوصی یکی از عوامل ایجاد تفرقه بین مردم و فوتبال است.

در شرایطی که حقوق کارگران و کارمندان شاید حدود ۲۰۰۰ دلار در سال باشد ولی یک فوتبالیست در باشگاه‌های داخلی درآمد چند صد هزار دلاری دارد (آن‌هم در شرایطی که همین بازیکنان به اذعان خودشان اگر در اکثر لیگ‌های اروپایی بودند چنین پول‌هایی نمی‌گرفتند!) مصداق تفرقه است. قصه آنجایی رنج‌آور می‌شود که یک جوان با تحصیلات عالی در حالت خوش‌بینانه در سی‌سالگی وارد فضای کار می‌شود و بعد از سی‌سال کار حتی اگر جزو نخبه‌های رشته خود باشد و تمام حقوق‌های سی‌سال کارش را پس‌انداز کرده باشد، قطعا نمی‌تواند به اندازه یک سال فوتبال بازی کردن جوانی بیست و چند ساله درآمد کسب کند.

درآمدی که دلیلش سرگرم کردن میلیون‌ها نفر عنوان می‌شود، میلیون‌ها نفری که از نگاه مدیران و عوامل فوتبال حاضرند حتی از جیب‌های خالی خودشان برای فوتبال خرج کنند، ولی در کف جامعه مشخص است که این میلیون‌ها نفر، نه این فوتبال را دوست دارند و نه عواملش را! نکته کلیدی داستان آنجایی است که این اختلاف طبقاتی مشهود مایه فخرفروشی فوتبالیست‌ها و عوامل آن می‌شود و با وجود شخصیت‌های محترم در فوتبال، نوعی شوآف از برخی‌ها سر می‌زند.

اگر تصمیم‌گیران تیم ملی در یک تصمیم‌گیری عجیب از سر لجبازی با کادر فنی سابق تیم ملی در تلاش هستند تا با استفاده از همان بازیکنان قدیمی و پا به سن گذاشته ثابت کنند که می‌توانند نتایجی بهتر از پیشینیان بگیرند، چیزی جز خودخواهی نیست. اینکه در حرف گفته شود تیم ملی برای مردم بازی می‌کند ولی از بازیکنانی غیر محبوب دعوت شود تا یکی از پیرترین تیم‌های جهان تشکیل داده شود در حالی‌که بسیاری از فوتبالیست‌های جوان پشت فکر‌های بسته برخی تصمیم‌گیران فوتبال قرار گرفته و این تصمیم‌گیران در مقابل انتقادات به آماربازی روی می‌آورند، آنهم در حالی که نقاط درخشان کارنامه کاری خودشان به حدود دو دهه پیش و در جوانی‌شان بر می‌گردد، تنها به بیشتر شدن آمار مخالفان فوتبال کمک می‌کند.

در نهایت سیاست! فوتبال در تمام جهان سیاسی است و در کشور ما با اتفاقات و حوادث سیاسی متوالی، این پارامتر پررنگ‌تر است. ولی نباید فراموش کرد که بهانه‌های سیاسی دلایلی نخ‌نما برای عدم موفقیت و نتیجه‌گیری است آن‌هم زمانی که بسیاری از اصحاب فوتبال در ایران، با کمک سیاست و سیاستمداران به جایگاه‌های کنونی رسیده‌اند، به‌خصوص در شرایطی که پیرسالاری در سیاست به فوتبال هم سرایت کرده باشد؛ همین کافی است تا در جامعه‌ای که سیاست‌گریزی یکی از شاکله‌های فکری نسل‌های جوان در آن است، فوتبال عامل تفرقه شود نه اتحاد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار