بستن
کد خبر: ۱۵۱۳۱۰۵
فیاض زاهد در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی»:

تداوم جنگ به تاب آوری جامعه ضربه می زد

تداوم جنگ به تاب آوری جامعه ضربه می زد
آرمان ملی- سهیل ثابت: ایران و آمریکا پس از تفاهم ابتدایی صورت گرفته و امضای آن توسط روسای جمهور دو کشور اکنون با حضور در سوئیس و مذاکرات به دنبال راه‌هایی برای تحقق مفاد تفاهم اسلام‌آباد هستند.


 این در حالی است که پاکستان و قطر نیز به عنوان میانجی برای نزدیک کردن مواضع تهران و واشنگتن به یکدیگر تلاش می‌کنند. در همین راستا «آرمان ملی» با فیاض زاهد تحلیلکر مسائل سیاسی و بین‌الملل به گفت‌و‌گو پرداخته است که می‌خوانید.

*تفاهم اولیه ایران و آمریکا و مذاکرات در سوئیس را چگونه تحلیل می‌کنید؟

امروز با پایمردی حکومت، دولت و مردم ایران در همه ارکان، نقشه‌ای که آمریکا و اسرائیل برای ایران کشیده بودند با شکست روبه‌رو شده است. چه آنهایی که بدبین و معتقدند آمریکایی‌ها دنبال فرصت مجددی هستند، مثلا جام جهانی را پشت سر بگذارند، یا بحران قیمت نفت را کنترل کنند یا اجازه ایجاد اختلال در بازار سهام بورس‌های بزرگ را ندهند و چه کسانی که معتقدند به صورت راهبرد استراتژیک دولت عمیق ایالات متحده آمریکا به این نتیجه رسیده که ایران را نمی‌توان از طریق جنگ ساقط کرد و به دلیل مکانیزم هیبریدی که در دل این ساختار سیاسی وجود دارد در نهایت می‌بینند به رغم وجود نارضایتی قابل ملاحظه در بخش‌های مختلف جامعه ایران، مولفه‌های دیگری بر تحلیل نهایی مردم ایران و ارزیابی حاکمیت از وضعیت خود بر آنچه که طراحان کودتا یا آغازکنندگان جنگ در کاخ سفید و اسرائیل تصور می‌کردند غلبه پیدا کرده است؛ لذا از آنجایی که آن ارزیابی‌ها نادرست بود امکان ادامه همان ارزیابی‌های سنتی درباره ایران وجود ندارد که مثلا ایران به زودی سقوط خواهد کرد و چنین ارزیابی‌هایی جای خود را به ارزیابی منطقی داده و آن اینکه طرفین می‌دانند که ادامه جنگ به نفع طرفین نیست. ایران دریافته که طبق ارزیابی منطقی تداوم جنگ و بستن تنگه هرمز همانطور که به اقتصاد آمریکا و اسرائیل لطمه می‌زند، کشور را هم دچار نوعی ناپایداری و فقدان تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی خواهد کرد. ایالات متحده هم به این نتیجه رسید که تداوم این وضعیت منجر به افزایش قیمت، بهم خوردن بازار بورس، از دست دادن انتخابات ماه نوامبر، ایجاد هرج و مرج در منطقه، فراگیری سطح تنش برای کشور‌های حوزه خلیج فارس و از همه مهم‌تر اینکه کشوری با جمعیت ۹۰ میلیون نفری در ارزیابی‌هایی که سازمان سیا و دیگر نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی و سیاسی آمریکا کرده‌اند شبیه شدنش به وضعیت لیبی به هیچ وجه با منافع راهبردی آنها سازگار نیست. مجموعه این عوامل در کنار اینکه شاید غرب فکر می‌کند که سطح جدیدی از رهبران در ایران به قدرت رسیده و شاید ارزیابی مجموعه عوامل داخلی در درون حاکمیت آنها را وادار به اتخاذ مواضعی کند که امکان تاب‌آوری را برایشان بیشتر کند. شاید طرفین را به نقطه‌ای برساند که در عین حال که شاید در قدم اول دورنمایی برای ایجاد روابط گسترده‌تر وجود ندارد، اما می‌توان به ترک مخاصمه در دو جبهه ایران و متحدانش و آمریکا و متحدانش اقدام کرد. برای ایران موضوع حزب‌ا... لبنان و برای آمریکا موضوع اسرائیل کلیدی محسوب می‌شود. به نظر من ارزیابی عقلانی طرفین از این نوع دسته‌بندی‌ها و جمع‌بندی‌ها به ما افقی می‌دهد که شاید بشود نسبت به انجام گفت‌و‌گو‌ها و تفاهم نهایی با آمریکا و جبهه غرب امیدوار بود، اما نباید خیلی خوشبین باشیم و با دست باز عمل کنیم. برای اینکه فاصله طرفین از هم زیاد است. دو جنگ رخ داده و رهبر کشور و بسیاری از فرماندهان و مقامات به شهادت رسیده‌اند و این مساله‌ای نیست که به راحتی بشود در ایران با آن کنار آمد. از طرف دیگر در نظر آمریکایی‌ها در ایران هنوز یک تصمیم برای تغییر راهبردی و تغییر پارادایم رخ نداده است؛ لذا به نظر من از آنجایی که دیوار بی‌اعتمادی بلند و فاصله بین دو طرف زیاد است، طرفین تلاش می‌کنند با ارزیابی‌های منطقی قدم به‌قدم گام بردارند و می‌شود امیدوار بود که در عین اهتزاز پرچم‌های تردید و نگرانی در مذاکرات به همان اندازه شانس رسیدن به یک نقطه در ادراک مشترک میان طرفین به‌وجود آید.

* تصور می‌کنید با خاطره تلخ خروج آمریکا از برجام، آنچه آمریکایی‌ها در مفاد تفاهمنامه پذیرفته‌اند در عمل چقدر امکان‌پذیر باشد؟

اگر واقعا ایران دنبال این است که از مزیت‌های تفاهم بهره‌برداری کند ضمن هوشیاری و رصد رفتار آمریکا و اسرائیل حسن نیت و حسن رفتار خود را نیز باید نشان دهد که امری طرفینی است. یعنی اگر آنها ببینند که واقعا ایران نسبت به نیات خود صداقت دارد و ایران هم ایران صداقت را در رفتار آمریکایی‌ها ببیند، این فاصله کم می‌شود، اما اگر هر دو طرف بخواهند از زمان به نفع خود استفاده کنند، امکان اینکه مجددا به سطحی از تنش و برخورد نزدیک شویم وجود دارد.

*نقش میانجی‌هایی مثل پاکستان و قطر را در نزدیکی مواضع طرفین چگونه ارزیابی می‌کنید؟

میانجی‌ها از این جهت مهم هستند که طرفین باید آنها را قبول داشته باشند. دولت پاکستان در بین کشور‌های عربی مخصوصاً عربستان سعودی دارای پایگاه و ارتباط بسیار استراتژیک است و حتی پیمان امنیتی- نظامی و دفاعی مشترک با عربستان سعودی و با قطر دارد. ضمن اینکه دولت پاکستان روابط بسیار عمیقی با دولت چین دارد. در عین حال پاکستانی‌ها به شکل سنتی با آمریکایی‌ها روابط خوبی داشته‌اند، اما الان جایگاهی که چین برای پاکستان دارد منحصر‌به‌فرد است. از طرف دیگر قطری‌ها ضمن اینکه تلاش می‌کنند که با اضلاع مختلف جامعه جهانی روابط دیپلماتیک داشته باشند، تمایلشان به جریان اخوان المسلمین و مخالفتشان با رفتار دولت اسرائیل در داستان غزه، روابط گرمی که با دولت ایران دارند و همینطور پیوند‌های هوشمندانه مثل اهدای هواپیمای شخصی به آقای ترامپ در هفته گذشته به آنها این امکان را می‌دهد که اعتماد طرفین را جلب کنند و بتوانند بازی گردانی کنند. ضمن اینکه دولت قطر به دلیل توانایی مالی، قدرت چانه‌زنی و لابی قدرتمندی که در آمریکا دارد می‌تواند بخشی از دغدغه‌های ایران را درک و مرتفع کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار