بستن
کد خبر: ۱۵۱۶۵۲۴
«آرمان ملی» اهمیت اطلاع‌رسانی به مردم را بررسی می‌کند

افکار عمومی در انتظار توضیح مسئولان

افکار عمومی در انتظار توضیح مسئولان
آرمان ملی- مرتضی خبازیان: چندی پیش منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی‌نژاد گفته بود به اعتبار اینکه تنگه هرمز نام ایرانی دارد، تنگه‌ای تمام ایرانی است و عمان در آن سهمی ندارد یا نباید داشته باشد.

متکی در آن گفت‌وگوی کوتاه آشکارا قرار داشتن عمان در سمت دیگر تنگه هرمز را بی‌اهمیت دانسته و بر سهم صددرصدی ایران تاکید کرده بود. حالا مسعود زریبافان، که او هم یکی از نزدیکان احمدی‌نژاد بوده و در دوره‌ای تمام‌قد مقابل اسفندیار رحیم مشایی ایستاده بود، همان حرف‌های متکی را تکرار کرده است. گفت‌وگوی اخیر خبرآنلاین با زریبافان این نکته را روشن می‌کند که ایران صرف نظر از آمریکا، در حال گفت‌و‌گو با عمان بر سر رسیدن به توافقی است که دو طرف آن را قبول داشته باشند و بعید نیست ترامپ نیم‌نگاهی هم به این گفت‌و‌گو‌ها داشته باشد. معاون اجرایی احمدی‌نژاد می‌گوید: «به نظر من مذاکرات ایران و عمان در صورتی که عمان به حاکمیت ایران بر تنگه هرمز تن ندهد، به نتیجه نخواهد رسید و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز نیز مطلوب خوی استکباری آمریکا نیست». کاش از زریبافان سوال می‌شد آیا از حرف او تمامیت‌خواهی استنباط نمی‌شود؟ در کدام دوره ایران سهم طبیعی همسایه‌های خود را نفی کرده است که حالا درصدد نفی سهم عمان باشد؟ همه درگیری این است که در این آبراه مهم ترتیبی اتخاذ شود که در آن قدرت‌های فرامنطقه‌ای نقشی نداشته باشند. چرا در شرایطی که آمریکا مترصد ضربه زدن به کشور است، باید از سوی چهره‌های شناخته شده فعالیتی صورت گیرد که موضع نماینده‌های کشور را در دیپلماسی تضعیف کند؟

پیچیدگی تنگه هرمز

در حالی ایران در برابر زیاده‌خواهی آمریکایی‌ها مقاومت جانانه‌ای نشان داده و در عین حال تاکید کرده که آمریکا برهم زننده تفاهمنامه اولیه بوده، عده‌ای در کشور مواضعی دیگر دارند. مواضعی که با موضع رسمی کشور هماهنگ نیست. هیچ تردید نیست که بخشی از این مواضع به دلیل روشن نبودن گام‌های بعدی در سیاست خارجی است. در اینکه گفته می‌شود در صورت حمله به کشور، ایران پاسخ خواهد داد، بخشی از مسیر را روشن می‌کند. در سوی دیگر سوالات جدی مطرح است و این انتظار شکل گرفته که چه زمانی مسئولان به افکار عمومی پاسخ می‌دهند. در چند روز گذشته و بعد از سفر نتانیاهو به آمریکا و دیدار با ترامپ، فضای رسانه‌ای پر شده بود از احتمال حمله آمریکا به زیرساخت‌های کشور. قبلا هم ترامپ چنین حرفی زده بود و در دفعات قبل هربار از حرف خود صرف نظر کرده بود. در مورد آخر هم از حرف خود عقب‌نشینی کرد و گفت که می‌خواهد فرصتی به توافق بدهد. در حالی که ترامپ بعد از نشست کابینه در کمپ دیوید گفته بود آمریکا تا زمانی که تهران دیگر توان تحمل فشار را نداشته باشد، بسیار سخت به ایران حمله خواهد کرد، دو روز بعد در تروث سوشال اعلام کرد که حمله برنامه‌ریزی‌شده را لغو کرده است. او مدعی شد ایران و دیگر کشور‌های منطقه از واشنگتن خواسته‌اند فعلاً از حمله خودداری کند، زیرا چارچوب‌های یک توافق مورد توافق قرار گرفته است. در عین حال پیچیدگی‌های تنگه هرمز ظاهرا بیش از چیزی است که به نظر می‌رسد. از کنار هم گذاشتن دو سه جمله از مسئولان ارشد کشور می‌توان وضعیت را با تقریب قابل قبول درک کرد. غریب‌آبادی در مقام معاون وزیر خارجه کشورمان در تشریح جزئیات مذاکرات با طرف عمانی گفته بود: «ما به دوستان عمانی خود گفتیم که مسیر ۶۰ ساله دیگر برای جمهوری اسلامی ایران قابل قبول نیست، زیرا در حال حاضر هر دو خط عبوری تعبیه شده در تنگه هرمز (ورودی و خروجی) داخل آب‌های سرزمینی عمان قرار دارن». وی با اشاره به انعطاف‌پذیری مسقط در این زمینه افزود: «عمانی‌ها با این درک از وضعیتِ پیش‌آمده مشکلی ندارند. به همین دلیل گفتند می‌توانند ترتیباتِ تقسیم برابر را پیشنهاد دهند؛ یعنی ۵۰ درصد از مسیر عملاً تحت کنترل ایران و ۵۰ درصد دیگر تحت نظارت و کنترل عمان باشد. این بدان معناست که آنها پذیرفته‌اند ایده قرار داشتنِ کل مسیر در آب‌های سرزمینی عمان باید کنار گذاشته شود». یعنی فشاری که بر ایران وارد می‌شده، مربوط به این وضعیت بوده است که مسیر عبور در داخل آب‌های سرزمینی عمان باشد. روشن است که ایران نمی‌تواند از سهم پنجاه درصدی خود بگذرد، اما آیا چنین پافشاری به معنای رسیدن به صددرصد تنگه است؟ تاکنون کسی از میان مسئولان ارشد کشور کل موضوع را به شکلی که قابل فهم برای افکار عمومی باشد توضیح نداده است و دقیقا به همین خاطر است که عده‌ای دیگر از سمت مقابل فشار وارد می‌کنند. سخنان متکی و زری‌بافان را باید فشار از سمت مقابل دانست. حال سوال این است که چرا توضیحی به افکار عمومی داده نمی‌شود؟ قابل درک است که گاهی دولت‌ها معتقدند توضیح دادن درباره یک تصمیم، اطلاعاتی در اختیار رقیبان یا دشمنان قرار می‌دهد. این موضوع به‌ویژه در مسائل نظامی، اطلاعاتی، مذاکرات محرمانه یا بحران‌های امنیتی مشاهده می‌شود. اگر کشوری در حال مذاکره محرمانه باشد، اعلام جزئیات می‌تواند طرف مقابل را از خطوط قرمز یا نقاط ضعف آن آگاه کند. وضعیت محرمانه برای بخشی از تصمیم‌ها قابل استناد است و در موضوع تنگه هرمز چنین نیست. یا همه موضوع نمی‌تواند محرمانه تلقی شود. در علوم سیاسی رویکردی وجود دارد تحت عنوان «مدیریت هزینه سیاسی» که در آن ابتدا تصمیم را اجرا می‌کنند، سپس اگر نتیجه مثبت بود، درباره آن توضیح می‌دهند یا اصلاً وارد بحث عمومی نمی‌شوند. 

خطر واضح، خطر مبهم

با توجه به فشاری که تندرو‌ها به دولت و تیم مذاکره‌کننده وارد می‌کنند، می‌توان تصور کرد که اگر یکی از مسئولان درباره موضوع توضیح دهد، ممکن است اختلافات داخلی برجسته شود و به انسجام آسیب وارد کند، بخصوص اگر دشمن چهارچشمی کوچکترین رفتار مسئولان موافق و مخالف را رصد می‌کند. در این وضعیت سکوت می‌تواند راهی برای نشان دادن و حفظ وحدت باشد. با همه اینها مسئولان باید به این مهم توجه کنند که سکوت ممکن است اجرای یک تصمیم را آسان‌تر کند، اما احتمال دارد در بلندمدت هزینه‌های سنگینی به دنبال داشته باشد. هزینه‌هایی مانند کاهش اعتماد عمومی، گسترش شایعات و روایت‌های غیررسمی، افزایش نفوذ رسانه‌های غیررسمی و شبکه‌های اجتماعی، کاهش سرمایه اجتماعی دولت و دشوارتر شدن اجرای تصمیم‌های بعدی. نکته‌ای که باید مورد دقت قرار گیرد این است که سکوت مسئولان لزوماً یک معنا ندارد. ممکن است ناشی از ملاحظات امنیتی، ادامه مذاکرات، نامشخص بودن وضعیت یا تصمیم برای جلوگیری از تشدید تنش باشد. از سوی دیگر، سکوت می‌تواند اضطراب عمومی را افزایش دهد و زمینه را برای گسترش شایعات فراهم کند. از منظر حکمرانی، شاید یکی از راهکار‌های قابل توجه این باشد که مسئولان، حتی اگر نتوانند جزئیات حساس را بیان کنند، دست‌کم درباره سطح کلی خطر، اقدامات حفاظتی انجام‌شده و توصیه‌های لازم به مردم اطلاعات کافی برسانند. این نوع ارتباط، هم از گسترش شایعات جلوگیری می‌کند و هم به حفظ اعتماد عمومی کمک می‌کند، بدون آنکه لزوماً اطلاعات محرمانه را افشا کند. با همه اینها لازم است مسئولان به این اصل بدیهی توجه داشته باشند که وقتی اطلاعات رسمی محدود است، بزرگ‌ترین منبع استرس، خودِ ابهام است، نه لزوماً خطر واقعی. روان‌شناسان به این وضعیت اضطراب ناشی از عدم قطعیت می‌گویند. نکته آخر اینکه مغز انسان معمولاً یک خطر مشخص را بهتر از یک خطر نامشخص و مبهم تحمل می‌کند. اگر بازی ترامپ مابه‌ازای ابهام در تنگه هرمز ادامه داشته باشد، باید مسئولان خطر مبهم را از ذهن مردم پاک کنند.

انتشار :