علی بیگدلی، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: رفتار متناقض ترامپ دو دلیل دارد که دلیل اول مربوط به شرایط داخلی او است که مطلوب نیست. یعنی فشار کنگره، نارضایی مردم یا آماری که درآمده بود و ۷۵ درصد مردم آمریکا را از ادامه جنگ ناراضی نشان میداد. فشار کنگره، گرانی و تورمی که وجود دارد، مخصوصا گرانی بنزین، ترامپ را مجبور کرد به اینکه مقداری عقب نشینی کند و دنبال تشدید جنگ نباشد. یعنی روشن شده بود که جنگ باعث برنده شدن او نمیشود.
از طرف دیگر وقتی ترامپ خیلی جدی گفت نیروگاهها و پلها را میزنم ایران هم گفت که من همه نشانههای حیاتی خلیج فارس را میزنم و به همین دلیل بود که محمد بنسلمان با ترامپ صحبت کرد که جنگ را متوقف کند؛ بنابراین هر دو طرف به این نتیجه رسیدند که وارد مذاکره شوند. بارها نیز بر این نکته تاکید شده که هیچ راه کمهزینهای جز مذاکره وجود ندارد و از طریق جنگ هیچ کدام از طرفها به نتیجه مطلوب نخواهند رسید؛ لذا امیدواریم مجموع شرایط به سمت نوعی عقلانیت سیاسی حرکت کند.
مشخص است که هر دو طرف به لحاظ مسائل داخلی با مشکلاتی مواجه هستند و صحبتهای آقای قالیباف و آقای عراقچی نشان میدهد که دیگر صبر مسئولان نیز به نمایندگی از طرف مردم به پایان رسیده و باید یک سر و سامانی به قضیه بدهند.
با این شرایطی که در داخل داریم، با این گرانی، تورم و بیکاری و... این شرایط هم قابل دوام نیست و جامعه به سختی میتواند بار سنگین جنگ را تحمل کند. یعنی هر دو طرف جنگ مشکلات داخلی فراوانی دارند. اضافه بر اینکه اگر جنگ ادامه داشته باشد عربستان هم دچار سرگردانی خواهد شد.
بحث بر سر این است که الان موضوع درخواست آمریکا بیشتر بر سر تنگه هرمز متمرکز شده و بعضی از خبرگزاریهای خارجی گفتهاند که شاید مساله هستهای ایران دچار فراموشی شود و ترامپ دیگر کاری به این نداشته باشد که در این صورت به نفع ایران است. هر چند برخی هم گفتهاند کار دو مرحلهای است.
یعنی مرحله اول حل موضوع تنگه هرمز است و بعد از اینکه این موضوع تمام شد و آمریکا محاصره را برداشت، طرفین به اجرای تفاهمنامه بپردازند. البته در تفاهمنامه باز هم به مساله هستهای اشاره خواهد شد. شک و تردیدی که بهوجود آمده نشان میدهد که در موضوع تنگه هرمز امتیازات اصلی به نفع ایران بوده ولی اینکه مساله هستهای ایران دچار فراموشی شود، بسیار سخت و سنگین است و در این صورت واقعا ایران برنده از این مبارزه بیرون خواهد آمد.