این امر به خصوص پس از ورود یمن به تحولات منطقه و حمله به عربستان و اِعمال مدیریت در تنگه بابالمندب، باعث شکلگیری معادلات جدیدی به خصوص در بازار انرژی و اقتصاد جهان شد که به گفته کارشناسان باعث تغییر روند آنچه پیش از این در منطقه در جریان بود، شد.
بابالمندب در معادلات انرژی
به گزارش «آرمان ملی»، تحولات ژئوپلیتیک و اثر آن بر بازار انرژی با توجه به افزایش تنش در تنگه بابالمندب علاوه بر آنچه که پیش از این در تنگه هرمز نیز بوده است، شرایط را به گونهای متفاوت رقم زده و باعث شده تا قیمت نفت پس از یک دوره کاهشی شدن و ثبات در دوره تفاهم فی مابین آمریکا و ایران، افزایشی شود در نهایت تاثیرات مستقیم خود را در عرصه اقتصاد بین الملل نیز برجای گذارد. پس از پاسخ ایران به حملات آمریکا در پایگاههای این کشور در منطقه، معادلات جنگ بهتدریج وارد مرحلهای تازه از بازتنظیم شد. همزمان، تحرکات یمن و حمله به تأسیسات آرامکو در عربستان، در کنار مدیریت ویژه مسیرهای دریایی در بابالمندب، بار دیگر ابعاد پیچیده بحران را برجسته کرد؛ بحرانی که نه فقط به عرضه و تقاضای انرژی، بلکه به موازنه قدرت، امنیت کشتیرانی و ظرفیت بازیگران منطقهای برای کنترل دامنه درگیری گره خورده است. در چنین فضایی، شکلگیری دوباره گفتوگوهایی با هدف آتشبس، بیش از هر چیز نشاندهنده آن است که بازیگران اصلی منطقه و فرامنطقهای بهخوبی میدانند ادامه بیثباتی میتواند هزینههایی فراتر از میدان درگیری بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. در همین چارچوب، برخی کارشناسان بر این باورند که آنچه قبلاً زمینهساز تفاهم و کنترل بحران شده بود، در حفظ منافع ایران در تنگه هرمز و همچنین مدیریت جنگ و مهار پیامدهای آن حتی در بازار انرژی نیز نقش مؤثری ایفا کرده است. از نگاه این گروه، ایران زمانی میتواند بیشترین بهره را از شرایط پیچیده کنونی ببرد که کارتهای برنده خود را نه در فضای هیجانی، بلکه در زمان مناسب و با محاسبه دقیق به کار گیرد و از ظرفیتهای راهبردی موجود برای کسب امتیازهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی استفاده کند.
بیثبات بازار انرژی
هدایتا... خادمی نماینده ادوار مجلس در این باره به «آرمان ملی» گفت: اقتصاد در فضای ناامن دوام نمیآورد و هرجا ریسک امنیتی بالا برود، بازار انرژی نیز بیثبات میشود. اقتصاد ذاتاً به آرامش و پیشبینیپذیری نیاز دارد و در محیطی که ناامنی، تهدید کشتیرانی و احتمال اختلال در مسیرهای حیاتی حملونقل انرژی وجود دارد، نهتنها رشد اقتصادی دشوار میشود، بلکه قیمت نفت نیز دچار نوسان و التهاب خواهد شد. او افزود: در این بین، تنگههای بابالمندب و هرمز فقط دو گذرگاه جغرافیایی نیستند، بلکه شریانهای حساس اقتصاد جهانی هستند و هر اختلالی در این مسیرها میتواند بهسرعت خود را در بازارهای انرژی، حملونقل، بیمه و حتی انتظارات تورمی نشان دهد. خادمی تاکید کرد: افزایش یا کاهش قیمت نفت در چنین شرایطی الزاماً به معنای سود برای یک کشور خاص نیست. قطعاً اینکه نوسان قیمت نفت در نهایت به نفع ایران تمام شود یا علیه آن، بحثی جداگانه است و نباید با نگاه احساسی به آن نزدیک شد. به بیان دیگر، میان «افزایش قیمت نفت» و «تغییر موقعیت اقتصادی ایران» نمیتوان تحلیلی کاملاً متفاوت و جداگانه قائل میشود و بدیهی است که در فضای پرتنش، هیچ نتیجهای از پیش تضمینشده نیست.
اعتبار کارتهای برنده
نماینده ادوار مجلس ضمن اشاره به ظرفیتهای در اختیار آمریکا اعم از تجهیزات، فناوریهای نظامی و... و همچنین سهم بالای آمریکا در اقتصاد جهان، گفت: آمریکا نهفقط از نظر اقتصادی، بلکه در حوزه فناوری، امکانات و اطلاعات نیز جایگاه برتری را داراست که فقط یک ادعای کلی نیست، بلکه به آمریکا و متحدانش امکان میدهد در تحولات منطقهای اثرگذاری عمیقی داشته باشند. در این بین اتحاد اسرائیل و برخی کشورهای منطقه و دوست آمریکا نیز در همین شبکه قدرت میبیند و بر این باور است که این مجموعه توان رصد، مدیریت و اثرگذاری بر بحرانهای منطقهای را دارد. چنین تحلیلی در واقع یادآور این نکته است که بحرانهای دریایی و امنیتی فقط پیامدهای محلی ندارند، بلکه مستقیماً با ساختار اقتصاد جهانی و نظم بازار انرژی گره خوردهاند و قطعاً ایران در اینمیان با تمام آنچه که در اختیار دارد در حال مدیریت بحران در منطقه و کشور است و در این بین آنچه که باید به او در مقابله با بحران پیش رو کمک کند، انسجام داخلی و استفاده از کارتهای برنده خود با استفاده از دیپلماسی مناسب است تا بتواند منافع ملی خود را بیش از پیش حفظ کند.
بُرد ایران در تفاهمنامه
خادمی ضمن اشاره به تفاهمنامه و دستاوردهای آن گفت: با توجه به امکانات و شرایط ایران، تفاهمنامه پیشین از نظر بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی، خوب و حتی نوعی پیروزی برای کشور تلقی میشد، اما قطعاً نباید اجازه داد شرایط به سمتی برود که نتیجه معکوس شود؛ یعنی بهجای تقویت موقعیت ایران، زیرساختهای کشور هدف قرار گیرد و فشار بیشتری بر زندگی مردم وارد شود، به عبارتی آنچه که در این میان برای ایران حاصل شده بود، هم در عرصه اقتصادی، ملی، سیاسی و... از مطلوبیت مناسبی برخوردار بود، بدیهی است که هر دستاورد سیاسی یا امنیتی فقط زمانی ارزشمند است که به حفظ منافع ملی و کاهش فشار بر جامعه منجر شود، نه اینکه زمینهساز تشدید آسیبپذیری کشور گردد.
ممانعت از جنگ فرسایشی
او حفظ ظرفیتها و پتانسیلهای کشور در بخشهای مختلف تاسیسات انرژی، تاسیسات عمرانی و زیرساختها و... را مهم ارزیابی و بیان کرد: ایران کشور بزرگی است و قطعاً نمیتوان با حمله به پل و برخی تاسیسات اقتصادی، این کشور را از پا در آورد، اماعادیشدن این امر قطعاً باعث فرسایش اقتصادی کشور میشود، از سوی دیگر عادی شدن بیان این مطلب که عوامل خارجی به خاک ایران وارد شوند چه پیامدهایی دارد و... باعث میشود که حساسیت ملی کاهش پیدا میکند و این خود میتواند امنیت ملی اقتصادی پایدار را تهدید کند. این نماینده ادوار مجلس معتقد است: این هشدار در واقع فراتر از یک موضع سیاسی است و به یک دغدغه راهبردی تاکید میکند، چراکه تکرار تهدیدها، در بلندمدت جامعه را نسبت به اصل تعرض حساسیتزدایی میکند و همین امر خطرناک است، چون امنیت فقط در سطح مرز و میدان نبرد تعریف نمیشود، بلکه در سطح روان جمعی، حساسیت عمومی و قدرت بازدارندگی نیز معنا پیدا میکند.
دیپلماسی سیاسی و اقتصاد
این تحلیلگر بازار انرژی ادامه داد: تحولات منطقه و آنچه که در تنگههای بابالمندب و هرمز رخ میدهد، نه یک اتفاق حاشیهای، بلکه عاملی تعیینکننده در نوسان بازار انرژی و بیثباتی اقتصادی است که البته باعث مانور بیشتر ایران در برابر آمریکا میشود، در عین حال، نسبت به سادهسازی نتایج این تنشها باید بسیار مراقب و آگاه بود و با سیاست و دیپلماسی مناسب حرکت کرد، چراکه در نگاه درازمدت افزایش قیمت نفت لزوماً به معنای سود ایران نیست، در حقیقت ادامهدار شدن بحران به همراه قدرت اقتصادی و اطلاعاتی آمریکا و متحدانش، محاسبه هر بحران منطقهای را پیچیدهتر میکند و باعث شکلگیری احتمالی جبهههای جدید از کشورهای دیگر علیه ایران میشو، بنابراین هرگونه ارزیابی باید بر پایه واقعیتهای میدانی و ظرفیتهای واقعی کشور باشد. از این رو ایران نباید در دام هیجان و چالشهای ناشی از عدم انسجام داخلی بیفتد، بلکه باید با هوشیاری، از زیرساختها، امنیت ملی و معیشت مردم صیانت کند و اجازه ندهد تنشهای منطقهای به بهای فرسایش اقتصاد داخلی تمام شود.