بستن
کد خبر: ۱۵۱۳۰۳۳

سه عنصر اساسی احیای روح شهر

دست‌فروشان در انتظار رونق دوباره‌اند، ادارات به سوی فعالیت کامل بازمی‌گردند، کارکنان برای حضور مستمر آماده می‌شوند و دانش‌آموزان و دانشجویانی که ماه‌ها آموزش را در شرایطی دشوار تجربه کردند، چشم به آینده دارند.

سه عنصر اساسی احیای روح شهرزهرا نژادبهرام، فعال اجتماعی نوشت: امروز، فرداست؛ همان فردایی که انتظارش را می‌کشیدیم تا سایه جنگ از سر شهر برداشته شود و زندگی دوباره در کوچه‌ها و خیابان‌ها جریان یابد. اکنون در آستانه بازسازی شهری ایستاده‌ایم که جنگ نه تنها کالبد آن، بلکه زندگی روزمره شهروندانش را نیز تحت تأثیر قرار داده است. با کاهش تهدید‌های ناشی از جنگ، فرصت تازه‌ای برای بازگشت به زندگی عادی فراهم شده است.

دست‌فروشان در انتظار رونق دوباره‌اند، ادارات به سوی فعالیت کامل بازمی‌گردند، کارکنان برای حضور مستمر آماده می‌شوند و دانش‌آموزان و دانشجویانی که ماه‌ها آموزش را در شرایطی دشوار تجربه کردند، چشم به آینده دارند.

 آنچه از دست رفت تنها آموزش نبود؛ بخشی از تجربه زیست اجتماعی و مشارکت جمعی نیز آسیب دید. امروز، فرداست؛ فردایی که مردم در جست‌وجوی امید و آرامش به شهر بازگشته‌اند. اما پرسش اساسی این است که آیا شهر به روال گذشته اداره خواهد شد یا این تجربه دشوار زمینه‌ساز تحولی در حکمرانی و کیفیت زندگی شهری خواهد بود؟ شهر امروز تنها با خرابی‌های فیزیکی روبه‌رو نیست؛ روح زندگی در آن نیز آسیب دیده است. بازسازی شهر صرفاً به معنای ساخت خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیست، بلکه نیازمند احیای سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و احساس تعلق شهروندان است.

 فرسایش امید و تضعیف روابط انسانی، پیامدی عمیق‌تر از بسیاری از خسارت‌های کالبدی بر جای گذاشته است. شهر پساجنگ بیش از هر زمان دیگری به ترمیم زخم‌های اجتماعی و روانی نیاز دارد. تجربه ناامنی، اضطراب و فقدان به بخشی از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است. از این رو مدیریت شهر باید فراتر از رویکرد‌های معمول، فضایی برای گفت‌و‌گو، تفاهم و مشارکت شهروندان فراهم آورد تا اعتماد و آرامش دوباره احیا شود. امروز، فرداست؛ بنابراین آینده شهر نباید تنها در اتاق‌های بسته تصمیم‌گیری ترسیم شود.

 زنان، جوانان، دانشگاهیان، فعالان اجتماعی، کسبه و گروه‌های محلی باید در فرآیند بازسازی نقشی واقعی داشته باشند. شهر بدون حضور مردم چیزی جز مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و خیابان‌ها نیست. توجه به نیاز‌های مادی و روانی شهروندانی که بار سنگین جنگ را تحمل کرده‌اند، پیش‌شرط بازگشت نشاط و سرزندگی به شهر است. این هدف نیازمند عزم جدی مدیران شهری و مسئولان فرهنگی و اجتماعی است. شهر پساجنگ فرصتی برای بازاندیشی در شیوه حکمرانی و بازسازی پیوند‌های گسسته میان مردم و نهادهاست.

 آینده شهر نه در تکرار گذشته، بلکه در اعتماد، مشارکت و اراده جمعی برای ساختن فردایی بهتر رقم خواهد خورد. برای تحقق این هدف، توجه به محور‌های زیر ضروری است: تصمیم‌گیری‌های شهری با مشارکت شهروندان و بهره‌گیری از نظرات آنان انجام شود. ظرفیت‌های محلی برای بازگرداندن امید و نشاط به محلات فعال شوند. میراث تاریخی و فرهنگی شهر بیش از پیش در معرض دید و توجه مردم قرار گیرد. رونق اقتصادی از طریق حمایت از کسب‌وکار‌های کوچک، فعال‌سازی واحد‌های اقتصادی و تقویت حضور اجتماعی در فضا‌های شهری دنبال شود.

 نهاد‌های مردمی و گروه‌های فرهنگی و اجتماعی در برنامه‌های شهری نقش‌آفرینی کنند. در ایام تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، آموزش‌های مهارتی و اجتماعی برای کودکان و نوجوانان گسترش یابد. جشن‌های محلی، آیین‌های ملی و مذهبی و گردهمایی‌های محله‌ای برای تقویت همبستگی اجتماعی برگزار شود. فضا‌هایی برای ثبت و بازگویی خاطرات جمعی دوران جنگ، به‌ویژه برای زنان، کودکان و سالمندان، در سرا‌های محله و مراکز اجتماعی ایجاد شود تا به ترمیم روانی جامعه کمک کند.

در نهایت، شهر پساجنگ را نمی‌توان تنها با بتن و آسفالت بازسازی کرد. احیای روح شهر نیازمند سه عنصر اساسی اعتماد، مشارکت و امید است. توجه هم‌زمان به ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و حکمرانی شهری می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت سرزندگی، همدلی و امید به آینده باشد.

انتشار :