علیمحمد نمازی، فعال سیاسی نوشت: تفاوت میان دبیر شورا و عضو یا نماینده شورا فقط تفاوت در عنوان نیست؛ تفاوت در سبک ارتباطی و نحوه مدیریت پیامهای امنیتی نیز میتواند اهمیت داشته باشد. دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی یک نهاد حاکمیتی است و طبیعتاً بخشی از فعالیت آن محرمانه است. اگر چه موضع گرفتن فردی در هر زمینهای و اظهارنظر در هر فرصتی اثبات کننده این نیست که فرد مورد نظر در جایگاه دیگری فاش کننده اطلاعات محرمانه خواهد بود، اما بخشی که باید مورد تحلیل و موشکافی قرار گیرد، تفاوت سیاستورزی رضایی و پزشکیان است.
اگر یکی در مقام دبیر شورا با همان الگوی مألوف ظاهر شود و دیگری در مقام ریاست شورا محتاطتر و کمتنشتر سخن بگوید، احتمال بروز اختلاف در لحن، پیامرسانی و طرح اولویتهای سیاسی افزایش مییابد، حتی اگر در سطح رسمی اختلاف نهادی وجود نداشته باشد. از طرفی دبیر شورای عالی امنیت ملی فقط یک مدیر اداری نیست.
او در نقطه اتصال نهادهای امنیتی، نظامی، سیاسی و دیپلماتیک قرار دارد و نوع سخن گفتن او میتواند بخشی از پیام سیاست امنیتی کشور تلقی شود. اینجا یک تفاوت قابل توجه میان محسن رضایی و مسعود پزشکیان وجود دارد. پزشکیان معمولاً در مواجهه با بحرانها، زبان محتاط، کمتنش و متمایل به کاهش اصطکاک را ترجیح میدهد، اما محسن رضایی بنا به موقعیتی که در سالهای گذشته داشته، مواضع صریح اتخاذ میکرده و در عین حال در موضوعات امنیتی به روشنی هشدار میداده و گاهی اظهارنظرهای او به فضای عمومی کشیده میشده است.
دقت و در نظر گرفتن تفاوتهای این دو روش سیاستورزی اهمیت بسیار دارد و موضوع فقط اختلاف روش دو شخصیت شناخته شده نیست، موضوع در پیامی است که در پس هر دو روش نهفته است و باید مواظب بود که از ایجاد مساله جلوگیری شود. به ویژه در پروندههایی مانند تنگه هرمز، بازدارندگی منطقهای، مذاکرات و تقابل با آمریکا، هر جمله میتواند در افکار عمومی و محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد؛ بنابراین یکی از مهمترین وظایف دبیر شورای عالی امنیت ملی این است که بین قدرت بازدارندگی و کنترل پیام تعادل برقرار کند.
در چنین شرایطی اگر از یک سو زبان تهاجمیتر به کار برده شود و از سوی دیگر زبانی نرم و معطوف به کاهش تنش و هزینه به کار برده شود، احتمال دارد که تفاوت دو لحن به اختلاف برداشت از سیاست کلان کشور تبدیل شود. البته روشن است که این صرفا یک سناریو و یک حالت ممکن است نه الزاما به معنای واقعیت حتمی. با همه اینها تردید نیست که جایگاه جدید محسن رضایی به دقت زیر ذرهبین طرف مقابل قرار میگیرد و از این نظر رضایی میتواند نقش بیبدیل ایفا کند.
رضایی در مقام و جایگاه جدید میتواند موجب تثبیت زبان نهادی شود. روشن است که روش سیاستورزی او و رئیسجمهور لزوما به اختلاف سیاسی تبدیل نخواهد شد. نکته این است که دیدگاههای کلان نظام از دو زاویه به افکار عمومی ارائه شود. در آن صورت دو جایگاهی که در امتداد هم قرار دارند، وارد فضای سیاسی شده و هریک به بازیگری مستقل تبدیل خواهد شد و در آن صورت احتمال افزایش اصطکاک بین دو سبک متفاوت در مدیریت امنیت ملی بالا میرود. پرسش مشخصتر و نهایی این است که محسن رضایی در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی چه روشی را اتخاذ خواهد کرد تا وزن این نهاد بسیار مهم را بیشتر کند؟