بستن
کد خبر: ۱۵۱۳۴۸۵
نگاه «آرمان ملی» به فقدان چهره کاریزماتیک در اصولگرایان

ساز متفاوت پاجوش‌ها 

ساز متفاوت پاجوش‌ها 
آرمان ملی: دقیقا از زمانی که تفاهمنامه اولیه بین ایران و آمریکا به امضا رسید، فضای سیاسی کشور دو تکه شده است. در یک سمت ماجرا که اغلب مدیران ارشد کشور قرار گرفته‌اند، تلاش بر این است که پیروزی‌های به دست آمده در میدان مقابله با تجاوز آمریکا و اسرائیل را روی کاغذ پیاده کنند و از آن توافقی بسازند که نیاز‌های کشور را برطرف و قدرت ایران را تثبیت کند.

 سوی دیگر ماجرا نگاهی به کلی متفاوت دارد و مخالفت خود را با این فرآیند به هر زبانی که توانسته ابراز کرده است. تیم مذاکره‌کننده با کسب اجازه از رهبر انقلاب و با هشیاری وارد تعامل شده و در گام اول توانسته اراده خود را به طرف مقابل به صورت آتش‌بس در لبنان اعمال کند. مخالفان، اما بر همان نقطه‌ای ایستاده‌اند که در زمان آتش‌بس قرار داشتند که، چون پیشنهاد آتش‌بس از سوی آمریکا مطرح شده، لازم است که حملات ایران ادامه داشته باشد تا زمانی که آمریکا و اسراییل تمام شروط ایران را بپذیرند. از نظر آنها مردمی که زیر بار شدیدترین حملات قرار داشتند، حتما مقاومت می‌کردند و حضور در تجمعات شبانه را شاهدی بر این ادعا معرفی می‌کنند. در عین حال آتش‌بس زمانی از سوی پاکستانی‌ها با جدیت دنبال شد که نفس در سینه منطقه حبس شده بود. آمریکا تهدید کرده بود که به زیرساخت‌های برق و آب کشور حمله خواهد کرد و ایران نیز در مقابل اعلام کرده بود که حملات آمریکا را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت. جنبه‌های متعدد جنگ و خطر در نگاه مخالفان توافق نمودی نداشته و آنها صرفا بر توان آفندی ایران تاکید کرده و معتقدند که می‌بایست حملات تا تسلیم نهایی دشمن ادامه می‌یافت. آنچه که در نهایت اتفاق افتاد مورد پسند این جریان قرار نگرفته است. به عبارت دیگر یک لایه از بین اصولگرایان که معتقدند حملات باید ادامه می‌یافت و با این نظر، با آتش‌بس و تفاهم اولیه و مذاکره برای رسیدن به توافق نهایی مخالفت می‌کنند، از بدنه اصلی اصولگرایان جدا شده‌اند و این جداسری یادآور سخن حداد عادل درباره درخت اصولگرایی و پاجوش‌های کوچک است. درست این است که پاجوش‌ها حساب خود را از درخت جدا کرده‌اند.

دو نکته مهم

تقریبا همه جریان‌های شناخته شده اصولگرا معتقدند که بهترین تصمیم را نظام سیاسی کشور اتخاذ کرده و برای رها کردن کشور از بزنگاه حساسی که در آن قرار گرفته بود، بهترین کار کاهش تنش است. به ویژه که در متن تفاهمنامه اولیه، امتیاز‌های قابل توجهی به ایران داده شده است. با این حال هر روز که می‌گذرد، این جریان از تمام توان رسانه‌ای خود برای جلوگیری از شکل‌گیری توافق نهایی استفاده می‌کند. مخالفت با تصمیمی که در عالی‌ترین سطح مدیریتی کشور گرفته شده، کم‌کم صیقل خورده و به کلمات و صفات سنگینی آغشته شده است. در نگاه آنها برداشته شدن تحریم‌های نفتی ذره‌ای اهمیت ندارد، همچنین در نگاه آنها نزدیک شدن دیدگاه کشور‌های حاشیه خلیج فارس به حرفی که ایران در طول سال‌های متمادی درباره اسرائیل می‌گفت، چندان مهم نیست و به طریق اولی نفس راحت عموم مردم و افزایش امید اجتماعی ارزشی ندارد. صداوسیما به بلندگوی این جریان تبدیل شده است و با علم به اینکه مخاطبان برنامه‌های تحلیلی این رسانه به کدام جریان تعلق خاطر دارند، حمایت از تصمیم کلان نظام سیاسی در برنامه‌های تحلیلی یا غایب است و یا نمود بسیار خفیفی دارد. جریان مخالف مذاکره که عموما از طرفداران جلیلی هستند، با توصیف‌های منفی از رفع یا کاهش تنش، اجازه تصمیم‌گیری را به مسئولان نمی‌دهند یا هزینه آن را بالا می‌برند و در این میان دو نکته حائز اهمیت است. نکته اول اینکه این جریان تصور می‌کند از پشتیبانی همه کسانی که به جلیلی رای دادند برخوردارند و از این رو خود را درصد کثیری از مردم کشور می‌بینند و نکته دوم اینکه سعید جلیلی که در این میان سکوت کرده بود، در اظهر نظر خود با مذاکره مخالفت کرده است. به نوشته انصاف‌نیوز مسعود براتی با تایید خبر رای منفی جلیلی به تفاهمنامه با آمریکا گفت: «سعید جلیلی با پذیرش آتش‌بس در ۱۹ فروردین علی‌الاصول مخالف بوده است، چراکه در دشمن نشانه‌های پشیمان شدن دیده نمی‌شد. از چند روز قبلش هم وضعیت را پشت خیمه معاویه توصیف کرده بود که دشمن با شکست در میدان نظامی به خدعه و فریب روی خواهد آورد». از پاجوش‌ها باید سوال کرد که وقتی خود رهبر انقلاب مسئولیت را به تیم مذاکره کننده واگذار کرده، آیا بهتر نیست تا زمانی که تصریح روشنی از ایشان به دست نیامده، تصمیم شعام را پذیرفت و سخن راهبر انقلاب را تفسیر به رای نکرد؟ 

قانع کردن لیدر 

صرف نظر از اصلاح‌طلبان، در بین اصولگرایان چهره‌ای مرضی‌الطرفین که حرف او تعیین کننده مواضع گروه‌ها و جریان‌های اصولگرا باشد دیده نمی‌شود و اگر هم چنین چهره‌ای وجود داشته باشد، روشن نیست که پایداری‌ها نظر او را به عنوان نظر نهایی بپذیرند و تجربه نشان داده که احتمال پذیرش آن بسیار اندک خواهد بود. مساله این است که با وجود تصمیم کلان ساختار سیاسی کشور مبنی بر مذاکره با آمریکا برای رسیدن به توافق نهایی، جریان پایداری با مشابهت‌سازی بین شرایط فعلی کشور با دوران امیرالمومنین (ع) و جنگ با معاویه، حاضر به تمکین از تصمیم نظام نیست. در این مخالفت حتی چهره‌ای مانند محمدباقر قالیباف هم با وجود سابقه‌ای که در دوران دفاع مقدس دارد، مورد غضب آنها قرار گرفته است. سوال این است که آیا می‌توان لیدر این جریان را قانع کرد که بدنه این جریان را قدری آرام کند؟

انتشار :