بستن
کد خبر: ۱۵۱۳۴۸۷

اهمیت کانال ارتباطی

در روابط بین‌الملل، بسیاری از جنگ‌ها نه به دلیل تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ، بلکه بر اثر سوءبرداشت، خطای محاسباتی یا فقدان ارتباط مستقیم آغاز شده‌اند.

اهمیت کانال ارتباطیعلی محمد نمازی، فعال سیاسی  نوشت: پس از اظهارات جی‌دی ونس درباره کانال نظامی مستقیم ایران و آمریکا، این سوال پدید می‌آید که آیا دوحه به اتاق کنترل بحران‌های آینده تبدیل می‌شود؟ اظهارات درباره توافق اولیه برای ایجاد یک کانال ارتباطی مستقیم میان آمریکا و جمهوری اسلامی، اگر صحت پیدا کند، احتمالاً مهم‌ترین دستاورد مذاکرات سوئیس نخواهد بود؛ بلکه مهم‌ترین نشانه از تغییر ماهیت رویارویی دو کشور در دوران پس از بحران تعبیر خواهد شد.

 در نگاه نخست، چنین خبری عجیب به نظر می‌رسد. آمریکا و ایران دهه‌هاست یکدیگر را دشمن راهبردی می‌دانند. سپاه پاسداران در ادبیات امنیتی واشنگتن یکی از اصلی‌ترین بازیگران در منطقه محسوب می‌شود و سنتکام نیز فرماندهی عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه است، اما دقیقاً به همین دلیل، ایجاد یک کانال ارتباطی میان این دو نهاد اهمیت پیدا می‌کند که هدف واقعی آن جلوگیری از جنگ ناخواسته است.

در روابط بین‌الملل، بسیاری از جنگ‌ها نه به دلیل تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ، بلکه بر اثر سوءبرداشت، خطای محاسباتی یا فقدان ارتباط مستقیم آغاز شده‌اند. در منطقه‌ای که نیرو‌های آمریکایی، نیرو‌های وابسته به ایران، اسرائیل، حزب‌ا...، گروه‌های عراقی و بازیگران متعدد دیگر همزمان حضور دارند، یک اشتباه تاکتیکی می‌تواند ظرف چند ساعت به بحرانی راهبردی تبدیل شود.

 به همین دلیل قدرت‌های رقیب معمولاً حتی در اوج دشمنی نیز خطوط ارتباط اضطراری ایجاد می‌کنند. نمونه مشهور آن «خط قرمز» میان واشنگتن و مسکو پس از بحران موشکی کوبا بود. آمریکا و شوروی رقیب ایدئولوژیک و هسته‌ای یکدیگر بودند، اما پذیرفتند که نبود ارتباط مستقیم خطرناک‌تر از وجود آن است. اگر امروز میان سپاه و سنتکام نیز سازوکاری مشابه شکل بگیرد، فلسفه آن نه دوستی بلکه مدیریت خطر خواهد بود.

 انتخاب دوحه نیز تصادفی نیست. از نگاه تهران، قطر کشوری است که برخلاف برخی دولت‌های عربی منطقه، در بسیاری از بحران‌ها نقش میانجی را ایفا کرده و نه بخشی از جبهه فشار حداکثری؛ بنابراین اگر قرار باشد یک «اتاق کنترل بحران» میان دو طرف شکل بگیرد، دوحه یکی از منطقی‌ترین گزینه‌ها خواهد بود. بخش مهم‌تر خبر، آن چیزی است که درباره نگاه جدید دولت آمریکا آشکار می‌کند. گزارش‌های مربوط به مذاکرات سوئیس نشان می‌دهند که یکی از محور‌های اصلی گفت‌وگوها، کاهش تنش‌های منطقه‌ای، امنیت تنگه هرمز و جلوگیری از درگیری‌های جدید بوده است.

 این نشان می‌دهد که واشنگتن دست‌کم در مقطع کنونی بیش از آنکه دنبال تغییر رفتار ایران باشد، به دنبال مدیریت ریسک‌های امنیتی است. یعنی اولویت آمریکا ممکن است از «حل کامل اختلافات» به «جلوگیری از انفجار بحران» تغییر کرده باشد. این رویکرد واقع‌گرایانه‌تر است، زیرا تجربه دو دهه گذشته نشان داده که حل همه اختلافات میان تهران و واشنگتن تقریباً غیرممکن است، اما کاهش احتمال برخورد نظامی مستقیم امکان‌پذیر است. چنین کانالی برای جمهوری اسلامی نیز مزایای مهمی دارد.

نخست آنکه خطر برخورد ناخواسته با نیرو‌های آمریکایی کاهش پیدا می‌کند. دوم آنکه تهران می‌تواند در شرایط بحرانی پیام‌های فوری خود را بدون واسطه‌های متعدد منتقل کند. سوم آنکه داشتن یک مسیر ارتباطی مستقیم، احتمال تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده در واشنگتن را کاهش می‌دهد. از منظر سپاه نیز اطلاع سریع از نیت و تحرکات طرف مقابل می‌تواند ارزش اطلاعاتی و عملیاتی قابل توجهی داشته باشد.

در واقع، ارزش واقعی این کانال نه در زمانی است که اوضاع آرام است، بلکه در روزی آشکار خواهد شد که یک موشک به‌اشتباه شلیک شده، یک پهپاد به هر دلیل سرنگون شود، یا یک درگیری ناگهانی در خلیج فارس شکل بگیرد. آن روز، یک خط تلفن مستقیم ممکن است از وقوع جنگی جلوگیری کند که هیچ‌یک از طرفین واقعاً خواهان آن نیستند.

انتشار :