وی هدف از اجرای این طرح را حمایت از دانشآموزانی عنوان کرد که به دلیل مشکلات آموزشی از فرصت یادگیری محروم ماندند. اما چگونگی اجرای این طرح با پرسشهایی روبهرو است. دانشآموزان ایران در سه ماه پایانی سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ به دلیل وقوع جنگ در کشور از حضور در کلاسهای درس محروم شدند. جدای از آن وقایع دی ماه نیز منجر به تعطیلی بیش از یک هفتهای مدارس شده بود و مساله آلودگی هوای کلانشهرها در پاییز و اوایل زمستان نیز طیف دیگری از تعطیلیها را بر دانشآموزان تحمیل کرد.
سراشیبی سواد و بلوغ
هرچند که در پی این تعطیلیها، آموزش آنلاین به عنوان ابزار جایگزین و پشتیبان آموزش حضوری در کشور اجرایی شد، اما چالشها و نقاط ضعف آموزش آنلاین بیش از مزایای آن بود. حسین سلیمی بجستانی، روانشناس مشاور و استاد دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است آسیبهای آموزش غیرحضوری بزرگتر از آن چیزی است که به نظر میرسد و مستقیما سواد و بلوغ دانشآموزان را نشانه رفته است: «جدای از لطمه به معدل دانشآموزان، آموزشِ غیرحضوری به حیثیت مدرسه هم لطمه زده است. اکنون مدرسه در حال خروج از ریل است، مدرسه محل اجتماعی کردن دانشآموزان است بنابراین علاوه بر نمره و معدل، اجتماعی شدن دانشآموزان اهمیت دارد، آنها از رفتار یکدیگر آموزش میبینند و بالغ میشوند، بنابراین علاوه بر کاهش نمره دانشآموزان نمره بلوغ آنها هم کاهش پیدا میکند، آموزش غیرحضوری لطمه بزرگی به سطح سواد و بلوغ دانشآموزان زده است.» پیامدهای این وقفههای آموزشی را میتوان در شاخص معدل دانشآموزان نیز دید. نمراتی که نشان میدهد بحران یادگیری در مدارس ادامه دارد. بررسی معدل دانشآموزان نشان میدهد، محصلان در سالهای اخیر با بحران نمره مواجه بودهاند. بنابر اعلام محسن زارعی، رئیس مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش میانگین نمره دانشآموزان در سال ۱۴۰۴ افت داشته است. میانگین معدل دانشآموزان پایه دوازدهم در سال ۱۴۰۴ در مجموع رشتههای ریاضی، انسانی، تجربی و علوم معارف ۱۰.۱۵ بوده است، نمرهای که در سال قبل از آن ۱۰.۹۸ اعلام شد. افت یادگیری دانشآموزان یک نگرانی مقطعی نیست و چندسالی است که هم آموزش و پرورش و هم اسناد بالادستی به دنبال جبران تحصیلی دانشآموزان هستند. ابراهیم رفیعی، مدیرکل دفتر آموزش دوره دوم متوسطه نظری وزارت آموزش و پرورش اخیرا از اجرای طرح ملی ارتقاء معدل امتحانات نهایی دانشآموزان برای افزایش دو نمرهای معدلها خبر داده است. رویکردی که همسو با برنامه هفتم پیشرفت است. بنابر ماده ۸۷ قانون برنامه هفتم پیشرفت، در پایان این برنامه معدل دانشآموزان دوره متوسطه دوم باید ۲.۵ نمره افزایش یابد.
اکنون، اجرای برنامههای جبرانی تابستانی در صورتی مطرح میشود که امتحانات نهایی دانشآموزان مقاطع یازدهم و دوازدهم هنوز برگزار نشده است و از زمان آغاز آن از ۲۱ تیر ماه تا نیمههای مرداد به طول خواهد انجامید. با آگاهی از وضعیت تحصیلی دانش آموزان و نیاز جدی به حضور در کلاس درس برای ارتقای سواد دانشآموزان، برگزاری این کلاسها انتظارات را از آموزش و پرورش بالاتر از همیشه برده است. خانوادهها انتظار دارند که افت تحصیلی دانشآموزان جبران شود و دانشآموز نیز خواهان حضور در یک بستر آموزشی مناسب در فصل گرم تابستان است. با این حال، با مطرح شدن طرح وزیر، مشخص نیست که کلاسهای تابستانی برای کدام گروه از دانشآموزان، با چه سازوکار و در چه بازه زمانی برگزار میشود؟ چرا که امتحانات نهایی دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم هنوز در جریان است و برگزاری آن تا نیمه مرداد ادامه دارد و سازوکار برگزاری کلاسهای تابستانی برای دانشآموزان دوره متوسطه دوم مبهم است.
مساله مهم دیگر، کیفیت برگزاری کلاسهای تابستانی است، در شرایطی که بسیاری از خانوادهها نسبت به حضور فرزندان خود در کلاسهای درس مدارس در تابستان چندان خوشبین نیستند و ترجیح میدهند از کلاسهای فوق برنامه خارج از مدرسه استفاده کنند، مسئولان مدارس چطور میخواهند اعتماد والدین را به مفید بودن حضور فرزندان در کلاسهای جبرانی تابستان جلب کنند؟
بحرانِ زیرساخت
نکته مهم دیگر توجه به زیرساختهای مدارس در آموزش تابستانه است. در حال حاضر آمار کلی از وضعیت سیستم سرمایشی مدارس کشور وجود ندارد، با این حال بررسی وضعیت برخی استانهای جنوبی کشور حاکی از آن است که تامین دمای مطلوب در کلاسهای درس وضعیت مناسبی ندارد. محمد سعیدیپور مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس خوزستان تامین وسایل سرمایشی را چالش اصلی مدارس خوزستان اعلام کرده است. حالا و در شرایطی که تغییرات اقلیمی، منجر به تجربه گرمای بالاتر از حد نرمال در شهرهای مختلف کشور شده است و دولت نیز اعلام کرده است چالش ناترازی در تولید و مصرف برق، احتمالا تابستان امسال را نیز با خاموشیهای برنامهریزی شده مواجه خواهد کرد، مساله در دسترس بودن برق از یک سو و تامین وسایل سرمایشی از سوی دیگر به دغدغه جدی خانوادهها تبدیل شده است. در چنین شرایطی به نظر نمیرسد که کلاسهای جبرانی تابستانه، تنها یک برنامهریزی آموزشی ساده باشند، بلکه در صورت اجرا توان مدرسه، دولت و آموزش و پرورش را برای جبران یک بحران انباشته آموزشی که حداقل در سال گذشته به دلیل شرایط خاص کشور رخ داده محک خواهند زد. برگزاری این کلاسهای آموزشی نیازمند طراحی و هدفگذاری صریح آموزش و پرورش و اعلام شفاف آن به خانوادهها است. از سوی دیگر دولت باید بتواند زیرساختهای آموزشی را با توجه به روزهای گرم پیشرو و نیاز سرمایشی کلاسهای درس برآورده کند و در کنار همه این موارد اقناع خانوادهها به مفید بودن مشارکت فرزندانشان در کلاسهای آموزشی بیان شود. خانوادههایی که در ماههای گذشته با تعطیلیهای پیدرپی، آموزش غیرحضوری و افت کیفیت یادگیری روبهرو بودند، برای فرستادن دوباره فرزندشان به کلاس تابستانه، بیش از هر چیز به اطمینان از کارآمدی این برنامه نیاز دارد. از سوی دیگر، اگر مدرسه در گرمای تابستان، با محدودیت برق و کمبود امکانات سرمایشی، نتواند محیطی امن و قابلقبول برای آموزش فراهم کند، کلاس جبرانی از ابتدا با تردید و بیاعتمادی همراه خواهد شد. بر این اساس، به نظر میرسد آموزش و پرورش پیش از اجرای گسترده کلاسهای جبرانی تابستانه، باید خانوادهها و مدارس را در جریان رویکرد، هدفگذاری و سازوکار این برنامه قرار دهد و همزمان، درباره چالشهای زیرساختی آن، از جمله وضعیت فضاهای آموزشی، امکانات سرمایشی و تداوم دسترسی به برق، توضیحی شفاف ارائه کند. در غیر این صورت، اجرای کلاسهایی که بدون اقناع خانوادهها، بدون آمادگی مدارس و بدون رفع ابهامهای اجرایی برگزار شوند، نهتنها به جبران افت یادگیری منجر نخواهد شد، بلکه میتواند به اتلاف منابع و تشدید نارضایتی خانوادهها منجر شود.