در همین راستا برای اهمیت این نشست آن هم در شرایط فعلی تنگه هرمز و منطقه و اینکه خروجی آن چه تاثیری میتواند بر اوضاع و احوال سیاسی- میدانی خلیجفارس داشته باشد، «آرمان ملی» با رضا میرابیان، کارشناس ارشد غربآسیا به گفتوگو برداخته است که میخوانید.
*اهمیت برگزاری نشست عمان و حضور وزیر خارجه کشورمان در آن را چگونه میبینید؟
برای نخستینبار از زمان تأسیس شورای همکاری خلیج فارس، در سال ۱۹۸۱، نشست مشترکی میان جمهوری اسلامی ایران و این شورا برگزار میشود. البته پیش از این، وزرای خارجه ما با تکتک کشورهای عضو شورای همکاری و همچنین عراق ملاقات داشتهاند، اما نشست جامع میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، از سال ۱۹۸۱ تاکنون برای نخستینبار است که برگزار میشود. بر این اساس باید این اتفاق را به فال نیک بگیریم؛ زیرا برای نخستینبار کشورهای عضو شورای همکاری میپذیرند که امنیت خریدنی نیست و امنیت فروختنی هم نیست. امنیت باید با همسایگان معنا و مفهوم پیدا کند. ما از ابتدای جنگ تحمیلی بارها و بارها این حرف را زدهایم که آمریکا برای شما امنیت ایجاد نمیکند. اگر امنیت میخواهید، باید با همسایگان شمالی و جنوبی خود بنشینید و این امنیت را برقرار کنید. بنابراین، من این موضوع را به فال نیک میگیرم که بالاخره برای نخستینبار این کشورها پذیرفتهاند با ایران گفتوگو کنند.
*چه محورهایی در این نشست مدنظر قرار خواهد گرفت؟
درباره دستور کار این نشست، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت چه موضوعاتی مطرح خواهد شد و چه موضوعاتی مطرح نخواهد شد؛ اما بهتدریج روشن میشود. آنچه که آقای عراقچی درباره مسیر دریایی جدید در تنگه هرمز و در مورد کریدورهایی که قرار است جمهوری اسلامی ایران از آنها برای عبور و مرور نفت خود استفاده کند، بیان کرده، طبیعتاً احتمال زیادی وجود دارد که تنها موضوع مورد بحث نباشد و موضوعات دیگری نیز مطرح شود که قابل تأمل است. اظهارات اخیر وزیر خارجه قطر در پکن و همچنین سخنگوی وزارت خارجه قطر، درباره همین موضوع قابل توجه بود. آنها در نهایت بر این نکته تأکید داشتند که امنیت با بمب و با اتکا به بیگانگان محقق نمیشود؛ بلکه با گفتوگو، همکاری با همسایگان و مشارکت ایران قابل تحقق است. ما از ابتدا پرچمدار این موضوع بودهایم که امنیت خلیج فارس با آوردن پای بیگانگان به منطقه ایجاد نخواهد شد؛ چراکه امنیت فروختنی نیست، خریدنی نیست و امنیت قرضی هم نیست. پیش از این، وزیر خارجه عمان نیز بهتفصیل درباره این مسأله سخن گفته بود که ما در سالهای گذشته ایران را در این همکاریها مشارکت ندادیم و این کار اشتباهی بود و حتی اذعان میکنند که ما ایران را به حاشیه راندیم و در امنیت منطقه و همکاریهای منطقهای مشارکت ندادیم و نتیجه آن را امروز شاهد هستیم؛ لذا امیدواریم در روابط کشورهای شمالی و جنوبی خلیج فارس، این روند اصلاح شود.
*با توجه به وضعیت کنونی منطقه، خروجی این نشست چگونه خواهد بود؟ آیا کشورهای عضو شورای همکاری در این شرایط میپذیرند که هرگونه همکاری را با ما داشته باشند؟
شاید شرایط فعلی آنها بهگونهای نباشد که حاضر باشند در تمام زمینهها با جمهوری اسلامی ایران همکاری کنند، اما یک اصل مهم وجود دارد و آن این است که ما باید بتوانیم روی این محور توافق کنیم که امنیت و امنیت دستهجمعی، تنها با مشارکت همسایگان قابل اجراست. اگر آنها این اصل را بپذیرند، قبول کنند و به آن تن بدهند، میتوان گفت که سرفصل جدیدی در منطقه خلیج فارس آغاز خواهد شد.
* نگاه آمریکاییها به این نشست چیست؟
آمریکاییها نشان دادهاند که خیلی کاری از دستشان برای این کشورها برنمیآید. شما نگاه کنید به حادثه یمن؛ چراکه ایالات متحده برای یک روز هم حاضر به کمک میدانی موثر به عربستان نشد. بنابراین، یک واقعیت تلخ ایجاد شده است. ضمن اینکه آمریکا دیگر آمریکای سابق در منطقه نیست. آنها این موضوع را میدانند که از این به بعد، اگر قرار باشد همکاری برای برقراری امنیت بر مبنای امنیت دستهجمعی باشد، ایران نیز در آن حضور خواهد داشت و بدون جمهوری اسلامی ایران، امنیت پایدار منطقه شکل نمیگیرد. وقتی ما اعلام کنیم که خودمان امنیت تنگه هرمز را حفظ میکنیم و خودمان درباره کریدورها تصمیم میگیریم، آمریکا دیگر حقی برای اظهارنظر نخواهد داشت؛ مگر اینکه بخواهد صریحاً کارشکنی کند که این هم چندان به نفعش نیست. بنابراین، هر توافقی که در این زمینه حاصل شود، چه درباره کریدورها و مسیرها و چه درباره باز شدن تنگه هرمز، در واقع آغاز راهی برای آینده خواهد بود و آمریکاییها کار زیادی نمیتوانند انجام دهند. آمریکاییها در روزهای اخیر، عملاً در تنگنای شدیدی قرار گرفتهاند. آنها میخواستند در معادله تنگه هرمز و تحریم ایران، بهنوعی از ابزار تحریم آبی استفاده کنند؛ یعنی تحریم نفتکشها یا تحریم آبراهها برای عبور و مرور را در مقابل تنگه هرمز قرار دهند تا ایران از مواضع خود درباره تنگه عقبنشینی کند و کوتاه بیاید و آنها نیز تحریمها را رفع کنند، اما تهران زیر بار این موضوع نرفت و در نهایت کار به نفتکشها رسید و در مقابل حمله به ناوچهها و شناورهای آمریکا انجام شد.