هرگاه یک مجتمع به دلیل محدودیت انرژی از مدار تولید خارج میشود، زنجیرهای از پیامدها از کاهش تولید و صادرات گرفته تا افت درآمد ارزی، افزایش هزینههای عملیاتی و از دست رفتن بازارهای صادراتی شکل میگیرد؛ بنابراین مسئله گاز پتروشیمی را نمیتوان صرفاً در چارچوب مدیریت مصرف زمستانی یا رفع یک ناترازی کوتاهمدت بررسی کرد.
تامین گاز پتروشیمی
به گزارش «آرمان ملی»، علی بختیار نماینده ادوار مجلس در این باره گفت: واقعیت این است که شکاف میان تولید و مصرف گاز در کشور، طی سالهای اخیر به تدریج به یک چالش ساختاری تبدیل شده است. رشد مصرف داخلی، فرسودگی بخشی از زیرساختها، محدودیت سرمایهگذاری در توسعه میادین و افزایش نیاز بخشهای مختلف اقتصادی به گاز، شرایطی ایجاد کرده که در دورههای اوج مصرف، صنایع بزرگ ناچار به تحمل محدودیتهای جدی میشوند. این مسئله به خصوص با توجه به حملات دشمن در جنگ اخیر به تاسیسات انرژِ کشور، محدودیتهای موجود دراین عرصه را چندبرابر کرده است. او افزود: در چنین شرایطی، قطعاً ادامه سیاستهای گذشته نمیتواند پاسخگوی نیاز صنعت باشد. اگر قرار باشد پتروشیمی همچنان یکی از پایههای اصلی صادرات غیرنفتی ایران باقی بماند، تأمین پایدار خوراک آن باید به عنوان بخشی از سیاست امنیت انرژی کشور تعریف شود، نه موضوعی که صرفاً هنگام افزایش مصرف خانگی یا تشدید ناترازی مورد توجه قرار گیرد.
خوراک پتروشیمیها
او درباره اهمیت تامین گاز و محدودیتهای واردات گاز در این روزها گفت: موضوع استفاده از ظرفیت کشورهای شمالی ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند. واردات گاز از کشورهای همسایه شمالی، از جمله ترکمنستان و ارمنستان، میتواند یکی از گزینههایی باشد که در کنار سایر راهکارهای افزایش تولید داخلی، برای کاهش فشار بر شبکه گاز کشور مورد بررسی قرار گیرد. البته این راهکار نباید به عنوان جایگزینی برای توسعه منابع داخلی تلقی شود؛ بلکه میتواند در قالب یک سیاست مکمل، بخشی از نیازهای کوتاهمدت و میانمدت کشور را پوشش دهد. بختیار تاکید کرد: اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که واردات گاز را فقط از نظر تأمین مصرف خانگی و... بررسی نکنیم. البته ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در نقطهای قرار گرفته که میتواند از ظرفیت ترانزیت انرژی نیز بهره بگیرد. اتصال منابع گازی شمال و شمالشرق به بازارهای مصرف و صنایع داخلی، در صورت طراحی درست قراردادها و زیرساختها، میتواند فراتر از یک معامله ساده خرید گاز باشد و به شکلگیری یک مدل گستردهتر همکاری انرژی در منطقه منجر شود.
گاز خانگی یا صنایع؟
این نماینده ادوار مجلس اضافه کرد: تامین خوراک گاز برای صنعت پتروشیمی اهمیت مضاعفی دارد، چراکه مجتمعهای پتروشیمی به خوراک پایدار نیاز دارند و توقفهای مکرر، علاوه بر کاهش تولید، هزینههای قابلتوجهی به شرکتها تحمیل میکند. یک واحد صنعتی بزرگ نمیتواند با همان منطقی اداره شود که مصرفکننده خانگی در دوره محدودیت گاز مدیریت میشود، چون سرمایهگذاری انجامشده در این واحدها، قراردادهای صادراتی، تعهدات ارزی، نیروی انسانی و ارتباط آنها با صنایع پاییندستی، همگی باعث میشود استمرار تولید به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شود. در واقع، اگر سیاست انرژی کشور صرفاً بر این مبنا باشد که در زمان کمبود، مصرف صنایع محدود شود تا شبکه خانگی پایدار بماند، ممکن است در ظاهر یک بحران کوتاهمدت مدیریت شود، اما در بلندمدت هزینههای اقتصادی دیگری شکل خواهد گرفت. کاهش تولید پتروشیمی یعنی کاهش صادرات، کاهش عرضه مواد اولیه صنایع پاییندستی و در نهایت فشار بیشتر بر درآمدهای ارزی کشور. بختیار افزود: از این رو، سیاستگذار باید میان «مدیریت مصرف» و «مدیریت تولید» تفاوت قائل شود. مدیریت مصرف زمانی مؤثر است که بخشی از مصرف غیرضروری یا کمبازده کاهش یابد، اما محدود کردن صنعتی که برای اقتصاد کشور ارزش افزوده و درآمد ارزی ایجاد میکند، الزاماً به معنای مدیریت صحیح انرژی نیست. در چنین شرایطی ممکن است هزینهای که برای حفظ چند واحد مصرف در کوتاهمدت صرفهجویی میشود، در بخش دیگری از اقتصاد چند برابر بازگردد.
اهمیت پتروشیمی
این نماینده سابق مجلس با تاکید بر اینکه؛ پتروشیمی در اقتصاد ایران فقط مجموعهای از کارخانهها نیست، افزود: این صنعت حلقه واسط میان منابع هیدروکربوری و طیف وسیعی از محصولات صنعتی است. از مواد اولیه پلاستیک و بستهبندی گرفته تا محصولات شیمیایی و مواد مورد استفاده در صنایع مختلف، بخش قابلتوجهی از زنجیره تولید کشور به فعالیت این صنعت وابسته است؛ بنابراین هر اختلال جدی در تأمین خوراک پتروشیمی میتواند آثار خود را به بخشهای دیگری از اقتصاد نیز منتقل کند. او ادامه داد: هدف اصلی باید ایجاد یک سبد متنوع برای تأمین انرژی باشد تا صنعت کشور در برابر یک اختلال در یک منبع یا یک مسیر خاص، دچار توقف گسترده نشود، اما در کنار مسأله تأمین خوراک، یک موضوع مهم دیگر نیز وجود دارد و آن آینده صنایع پاییندستی پتروشیمی است. صادرات مواد اولیه و محصولات پایه، هرچند درآمد قابلتوجهی ایجاد میکند، اما بیشترین ارزش افزوده الزاماً در همین مرحله ایجاد نمیشود. هرچه زنجیره تولید به سمت محصولات نهایی و تخصصیتر حرکت کند، ظرفیت ایجاد اشتغال، درآمد و ارزش افزوده نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
مدیریت بحران
نماینده سابق مجلس توضیح داد: به همین دلیل، تأمین گاز پایدار برای پتروشیمی نباید هدف نهایی سیاستگذار باشد. هدف باید ایجاد یک زنجیره کامل تولید باشد؛ زنجیرهای که از تأمین خوراک آغاز شود، در مجتمعهای پتروشیمی ادامه پیدا کند و در صنایع پاییندستی به محصولات با ارزش افزوده بالاتر برسد. در چنین مدلی، هر واحد گاز مصرفشده میتواند چند مرحله ارزش اقتصادی ایجاد کند. این تحلیلگر بازار انرژی افزود: این نگاه همچنین ضرورت سرمایهگذاری بیشتر در زیرساختهای گاز را برجسته میکند. کشور نمیتواند از یک سو بر توسعه صنایع گازمحور تأکید کند و از سوی دیگر، سرمایهگذاری در تولید، انتقال، ذخیرهسازی و بهینهسازی شبکه را در اولویت دوم قرار دهد. هرگونه توسعه صنعتی بدون پشتوانه انرژی پایدار، در نهایت به ایجاد ظرفیتهای اسمی تبدیل میشود که در زمان بحران امکان استفاده کامل از آنها وجود ندارد.
اصلاح الگوی مصرف
او با تاکید بر اینکه؛ حل ناترازی گاز تنها با افزایش تولید امکانپذیر نیست، گفت: بخش قابلتوجهی از مسئله به نحوه مصرف، راندمان تجهیزات و میزان اتلاف انرژی بازمیگردد. اگر مصرف در بخشهای مختلف کنترل نشود، حتی افزایش تولید نیز ممکن است در مدت کوتاهی توسط رشد تقاضا جذب شود؛ بنابراین اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهرهوری باید همزمان با توسعه منابع و زیرساختها دنبال شود. او معتقد است: پتروشیمی نیز باید از نگاه صرفاً مصرفکننده انرژی خارج شود. این صنعت در صورت برخورداری از خوراک پایدار، میتواند یکی از منابع اصلی تأمین ارز کشور باشد و به کاهش وابستگی اقتصاد به صادرات خام کمک کند؛ بنابراین منطقی است که تأمین انرژی آن در چارچوب یک نگاه اقتصادی بلندمدت مورد ارزیابی قرار گیرد.
حذف از میدان رقابت
بختیار افزود: واقعیت این است که ادامه وضعیت موجود، هزینه فرصت بالایی برای اقتصاد ایران خواهد داشت. هر دوره محدودیت گاز ممکن است بخشی از تولید را متوقف کند، اما آثار آن به همان دوره محدود نمیشود. بازار صادراتی که یک بار از دست برود، الزاماً به آسانی بازنمیگردد و مشتری خارجی ممکن است برای تأمین پایدار کالا به سراغ رقیب برود. از این رو، ثبات تولید به اندازه افزایش ظرفیت تولید اهمیت دارد. او تاکید کرد: پتروشیمی برای عبور از این وضعیت نیازمند یک راهکار واحد و مقطعی نیست؛ مجموعهای از تصمیمهای بههمپیوسته باید در دستور کار قرار گیرد. افزایش ظرفیت تولید گاز، کاهش هدررفت، اصلاح مصرف، توسعه خطوط انتقال، ایجاد ظرفیت ذخیرهسازی، استفاده حسابشده از واردات و گسترش همکاریهای منطقهای، اجزای یک سیاست جامع برای تأمین امنیت انرژی هستند.
جبران کسری گاز
بختیار درباره ضرورتهای واردات گازگفت: واردات گاز از کشورهای شمالی را میتوان نه یک عقبنشینی، بلکه ابزاری برای تکمیل سبد انرژی کشور دانست؛ مشروط بر آنکه با قراردادهای اقتصادی مناسب، برنامه مشخص و نگاه بلندمدت همراه باشد. اگر این ظرفیت در کنار توان داخلی و موقعیت ترانزیتی ایران قرار گیرد، میتواند از یک راهکار برای جبران کسری گاز فراتر رفته و به بخشی از راهبرد تبدیل ایران به مرکز مبادلات انرژی منطقه تبدیل شود. بختیار معتقد است: مسئله امروز دیگر فقط این نیست که گاز کافی برای مصرف داریم یا نه، پرسش اساسیتر این است که با منابع و موقعیت انرژی کشور چگونه میتوان بیشترین ارزش اقتصادی را ایجاد کرد. پاسخ به این پرسش، نیازمند تغییر نگاه از مدیریت بحرانهای روزمره به طراحی یک نقشه راه بلندمدت است؛ نقشهای که در آن انرژی نه صرفاً کالایی برای مصرف، بلکه زیرساختی برای تولید، صادرات و قدرت اقتصادی کشور باشد.