البته سالهاست که جریان تند رادیکال که جز خود هیچ شخص و جریان دیگری را قبول ندارد حسن روحانی را با وجود سابقه برجسته در پنج دهه اخیر مورد هجمه، حمله و اهانت قرار میدهد. گویی اینکه جز خودشان کسی حق اظهار نظر و تحلیل ندارد و فقط یک جریان خاص و افراد منتسب به این جریان به اظهار نظر و تفسیر شرایط بپردازند. درست مثل رویکردی که از صداوسیما شاهد هستیم که بر پایه یکسری رویکردهای بسته و متصلب و استفاده از یکسری افراد مشخص متمایل به جریان فکری مطبوع خود به عنوان کارشناس منویات خود را در قالب نظر کارشناسی به خورد مردم میدهند و انتظار دارند همه همراهی کنند و کسی هم به این رویه اعتراض نکند. بعد نامش را هم میگذارند «حرف مردم» و بر مبنای آن برای دولت و حاکمیت نسخه میپیچند. در حالی که فارغ از محتوای نظر هر شخصی در مورد مسائل مختلف کشور که محترم شمرده میشود، این جزء حقوق اولیه افراد است که بتوانند آزادانه نظر خود را بیان کنند. حال برخی نظری موافق رویه موجود دارند و برخی هم رویه دیگری را میپسندند. قدر مسلم اینکه باید همه اظهارات و تفکرات بیان شود و در آخر این حاکمیت است که در مسائل مختلف و گوناگون تصمیم نهایی را اتخاذ خواهد کرد. انگار نهانگار که رهبر انقلاب به لزوم حفظ وحدت و انسجام ملی و پرهیز از ایجاد اختلاف و دوقطبی در جامعه هشدار داده است. البته این تخریبها صرفا متوجه حسن روحانی نیست. پیش از وی حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور اسبق کشورمان نیز به جهت اظهاراتش در باب شرایط کشور و صلح شرافتمدانه مورد حمله و تخریب تندروها قرار گرفت. هر چند که اینها مسئولان سابق هستند و نقطه تاریک ماجرا اینجا است که حتی مسئولان فعلی کشور از جمله رئیسجمهور، رئیس مجلس و وزیر خارجه نیز مورد تخریب و هجمه تندروها قرار میگیرند و جالب اینکه اخیرا درباره علت هجمه و تخریب روشنگری هم کردهاند! آنچه مسلم است نمیتوان برای خوشایند برخی افراد و جریانات به چهرههای سیاسی و مسئولان سابق نظام بگوییم از اظهار نظر و تحلیل شرایط در باب کشور دست بکشید و اجازه دهید فقظ یک جریان خاص و نفرات مطبوعش در رباب مسائل صحبت کنند. اگر آزادی بیان در جامعه جاری است هر کس میتواند نظر و تحلیل خود را ارائه دهد؛ اما اگر نظرات برخی آتش در خیمه برخی افراد و جریانات میاندازد باید علت آن را در نه دراظهارات بلکه در جای دیگری جویا شد.
*روحانی چه گفت؟
حسن روحانی و اظهاراتش آنقدر برای مخالفانش مهم است که بلافاصله پس از انتشار سخنانش افراد و رسانههای تندرو به تخریب وی و اظهاراتش میپردازند. انگار تخریبهای ۸ ساله در دولت تدبیر و امید و پس از آن کافی نبوده گه تندروها باز هم به سمت تخریب او رفتهاند. مروری بر برخی اظهارات اخیر روحانی در دیدار با استانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم شاید بهتر علت و پشت پرده تخریب وی را نمایان کند. جایی که وی گفت: «ما باید طبق نظر اکثریت قاطع مردم جنگ را عزتمندانه پایان بدهیم تا بتوانیم کشور را بسازیم، تا بتوانیم صدمات وارده را جبران کنیم، تا سرمایهگذار بتواند سرمایهگذاری کند، تا به آینده امیدوار شود، تا جوان ما به آینده کشور خودش امیدوار شود. یک اقلیت که حالا بوق و بلندگو در دست آنهاست و دارند سروصدا میکنند، اینها غیر از اکثریت جامعه ما هستند. اکثریت را ما میتوانیم به راحتی تشخیص بدهیم. بههرحال، امروز در یک شرایطی هستیم که البته باید خودمان را برای دفاع آماده کنیم. دشمن ممکن است سر فرود نیاورد. ممکن است دشمن نیاید پای میز مذاکره، حالا این بحث دیگری است و در آن شرایط ما باید ایستادگی کنیم». وی همچنین در باب تنگه هرمز و شرایط آن بیان کرد: «تنگه هرمز باید تنگه جنگ نباشد، ما که نمیخواهیم تنگه جنگ درست کنیم و همهاش بجنگیم، تنگه هرمز البته باید تنگه امنیت ما باشد». «مردم صاحبان این کشور هستند و ما باید با آنها حرف بزنیم و باید از آنها بپرسیم». نگاهی به اظهارات روحانی نشان میدهد که وی چیزی خلاف امنیت ملی یا منافع ملی نگفته است و از مبنا قرار گرفتن نظر مردم در امورات مختلف صحبت کرده است. چیزی که در اصل ۵۹ قانون اساسی نیز با شرایط آمده است. به نظر میرسد چیزی که تندروها را علیه او شورانده اظهارات روحانی در باب همین حق مردم است، چراکه اساسا تندروها به حق مردم قائل نیستند و معتقدند که ما خوب و بد مردم را تشخیص میدهیم و تصمیم میگیریم و مردم نیز باید پیروی کنند. پرسش این است؛ اینکه هر شخصیت و چهره سیاسی بخواهد آزادانه به اظهار نظر بپردازد مورد تخریب و حمله تندروها و رسانههایشان قرار گیرد دیگر چه وجهی از انسجام ملی دارد؟ انگار تندروها کشور را از آن خود میدانند که برای همه حکم صادر میکنند و یکی را تکفیر و از دیگری تقدیر میکنند.
* هراس از یک اظهارنظر؟
حسن روحانی امروز هیچ مسئولیتی در دولت و حاکمیت ندارد و مثل یک شهروند در جامعه حضور دارد و گاهی با دولتمردانش که همکاران قدیمی او هستند نشستهایی را برگزار کرده و صحبت میکند. نکته این است، تندروهایی که معتقدند حسن روحانی دخالتی در امورات کشور ندارد و اظهاراتش موثر نیست و خریداری ندارد، چرا هر زمان روحانی نظر خود را مطرح میکند تندروها در رسانهها و تجمعات برای وی خط و نشان میکشند؟ چنانکه در ویدئویی که به تازگی از یک تجمع در فضای مجازی منتشرشده، شعارهای توهینآمیز و تهدیدآمیزی علیه حسن روحانی مطرح شده است. در این ویدئو یک فرد معمم بهطور بیسابقهای علیه رئیسجمهور پیشین درشتگویی کرده و حسن روحانی را متهمی میداند که باید اعدام شده باشد. او روحانی را تهدید میکند که اگر به خیابان بیاید دندانهایش خرد خواهد شد». در همین راستا مجتبی امینی تهیه کننده سریال گاندو در ایکس نوشت: «ریش و عمامه برای آخوند انگلیسی به چه درد میخورد... مردک؛ منفورتر از تو در این مملکت وجود ندارد... جرات داری دقایقی در یکی از میادین شهر، یک شب حضور پیدا کن... حنای تو رنگی ندارد و به گندم ری نخواهی رسید... مختارها به حسابت خواهند رسید... روباه انگلیسی». نگرانی عمیقی که در این بین وجود دارد این است که چرا کسانی متوجه نیستند که عامل وحدت را نباید به محل رجزخوانیهای جناحی تبدیل کرد. چرا کسانی به این نکته مهم توجه نمیکنند که نباید انتقاد سیاسی به تخریب سیاسی تبدیل شود؟