در طول شش ماه گذشته یک تقسیم کار واضح و مشخص میان مقامات کاخ سفید اعم از دونالد ترامپ، جی. دی ونس، مارکو روبیو، پیت هگست و حالا اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا انجام شد که هر کدام بر اساس چارچوب شرح وظایف خود درباره ایران و مسائل منطقه اظهارنظر کردند و در برهههای گوناگون شاهد فراز و فرودها و حتی غیبت برخی از این چهرههای در عرصه رسانهای بودیم که البته این موضوع را هم باید تاکتیک و از پیش هماهنگ شده دانست.
تحدید ایران؟
معاون ترامپ در جدیدترین اظهارات خود سعی کرد تا یک روند دو وجهی را با محوریت مساله انرژی در آمریکا و افزایش قیمت آن پیش بکشد. او از یک سو اعلام کرد که برای مدت بسیار طولانی، دولت بایدن ذخایر راهبردی نفت آمریکا را صرفاً با هدف کاهش هزینه بنزین و نفت تخلیه کرد و این در حالی است که در آن زمان بحران بینالمللی وجود نداشت. او از سوی دیگر اظهار کرد که دلیل اینکه قیمت بنزین در حال حاضر اینقدر بالاست، این است که ایرانیها به سمت کشتیهای تجاری شلیک میکنند. اظهارات وی از این جهت یک رویکرد دووجهی قلمداد میشود که در وهله اول سعی دارد همانند ترامپ، دموکراتها و شخص بایدن را در خصوص وضعیت نفت و بنزین متهم جلوه دهد تا بتواند در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره بهرهبرداری سیاسی خود را داشته باشد. در وهله دوم نیز او به دنبال مقصر جلوه دادن ایران به دلیل اعمال حاکمیت تهران بر تنگه هرمز است، اما مساله این است که او ریشه این وضعیت یعنی شروع جنگ توسط واشنگتن و تلآویو را به هیچ وجه برجسته نکرد. در این راستا باید توجه شود که او با وام گرفتن از سخنان و مواضع رامپ به دنبال آن بود که یک خط مشخص و تا حدودی جدید را علیه ایران بازنمایی کند که هم درونمایه آن نظامی و اقتصادی بود و هم رنگ و بوی سیاسی دیپلماتیک داشت. او ادعا کرد که «ترامپ گفته است ما واقعاً در اینجا دو گزینه داریم: میتوانیم از منطقه خارج شویم؛ اما در این صورت، وضعیت برای کل جهان بسیار بدتر خواهد شد، چون دیگر دسترسی تضمینشدهای به نفت و گاز وجود نخواهد داشت. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به ما میگویند که این بدترین اتفاقی است که میتواند رخ دهد یا میتوانیم بپذیریم که ایرانیها به کشتیها شلیک خواهند کرد و ما هم هر کاری را که لازم باشد انجام خواهیم داد تا اطمینان حاصل کنیم تلاشهای آنها به یک بحران جهانی انرژی منجر نمیشود». ونس در جایی دیگر حتی اعلام میکند که ما با ایرانیها صحبت نمیکنیم و تا زمانی که تیراندازی به کشتیهای تجاری را متوقف نکنند، قرار نیست با آنها صحبت کنیم که نشان از عقب نشستن واشنگتن از مذاکره با تهران دارد. نکته مهمتر اظهارات وی در مورد چین است. او مدعی شده که «چین به برخی درخواستهای آمریکا درباره ایران پاسخ مثبت داده و فکر میکنم جمهوری خلق چین قطعاً بسیار مسئولانهتر رفتار کرده است». معاون رئیسجمهوری آمریکا در بخش دیگری به این نکته اشاره میکند که «کشورهایی در خفا برای مجازات ایران به آمریکا کمک میکنند. اگر به ترکیه، آذربایجان، امارات، عربستان سعودی، قطر و بسیاری از کشورهای خلیج فارس نگاه کنید، کشورهای زیادی هستند. گاهی حاضر نیستند علناً بگویند، اما در خفا کارهای خوب زیادی انجام میدهند تا به ما کمک کنند مطمئن شویم ایرانیها بابت شلیک به کشتیرانی تجاری هزینه میدهند». اظهارات ونس را باید در کنار مواضع اخیر اسکات بسنت قرار دهیم. او اعلام کرده که اتحادیه اروپا رسماً به عملیات «طرد اقتصادی» پیوسته و ما از این موضعگیری قوی و زودهنگام آنها قدردانی میکنیم. مجموع این اظهارات نشان از آن دارد که آمریکا موضوع تحدید ایران در عرصه سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی را با درونمایه جدید دنبال خواهد کرد.
شروع مذاکره؟
در این میان، اما وضعیت در فاز دیپلماتیک گویا به صورتی دیگر پیش میرود و برخی از رسانههای منطقهای و فرامنطقهای خبر از تحرک میانجیها دادهاند. به عنوان مثال روزنامه فایننشال تایمز به نقل از منابع دیپلماتیک آگاه نوشت که میانجیهای منطقهای، به ویژه از مسقط و دوحه، تلاشهای خود را برای تدوین چارچوبی جدید با هدف از سرگیری مذاکرات پیشبینیشده بین تهران و واشنگتن به منظور دستیابی به یک توافق احتمالی تشدید میکنند. این اقدامات دیپلماتیک پس از آن صورت میگیرد که کانالهای مستقیم بین دو طرف متوقف شده بود. العربیه به نقل از منابعی نوشته است که عباس عراقچی اخیراً با عاصم منیر گفتوگو کرده است. از سوی دیگر الحدث به نقل از برخی منابع خود مدعی شده که پاکستان، قطر و عمان همچنان به تماسها و رایزنیهای خود با تهران و واشنگتن برای توقف تنشها و جلوگیری از تشدید درگیریها ادامه میدهند. این در حالی است که نیویورکپست نوشته است که عمان در سکوت درخواست ایران برای دریافت مشترک هزینه خدمات از کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را رد کرده است. ترامپ تهدید کرده بود در صورت همراهی این متحد آمریکا با طرح مذکور، عمان را هدف بمباران قرار خواهد داد. بر این اساس ما حالا از یکسو با سناریوی تحدید ایران از سوی واشنگتن روبهرو هستیم و از سوی دیگر موضوع تناقضهای رسانهای و سیاسی را مشاهده میکنیم که مقیاس منطقهای و فرامنطقهای به خود گرفته است.