رفتارشناسی ترامپ در عرصه اظهارنظرهای یکباره و حتی انتشار پستهای متعدد در فضای مجازی ممکن است در عین سادگی و حتی تخیلی بودن، یک مفهوم یا زمینهچینی خاصی را درون خود داشته باشد. ترامپ با این تاکتیک تلاش داشته تا به هر نحوی بتواند منافع خود و سپس حزبش را تامین کند و آن را با صدای بلند به عنوان سناریوی تامین منافع کلان آمریکا به افکار عمومی، پایگاه اجتماعی خود (ماگا) و متحدان منطقهای و فرامنطقهای واشنگتن بفروشد و حالا هم درست در زمانی که وضعیت تنش در تنگه هرمز طی هفته گذشته وارد دور جدید شده و حوثیهای یمن اشراف خود بر بابالمندب را تعمیق کردهاند، او سعی دارد تا با محوریت ایران، تحولات منطقه و موضوع نفت، یک جریان دیگری را به راه بیندازد.
ترامپ، ایران و ماجرای نفت
اگر اظهارات جدید ترامپ همزمان با سفر وی به ایرلند را زیر ذرهبین ببریم و آنها را تحلیل کنیم به وضوح میبینیم که او حالا به دنبال اهرمسازی و مهندسی بحران علیه تهران در افکار عمومی و رسانههای دنیا به نفع خود و متحدان منطقهای است و هماکنون نوک پرگار این معادله را بابالمندب، دریای سرخ و به صورت کلی تحولات حاصل از جنگ در یمن قرار داده است. در این مسیر او در گفتوگو با خبرنگاران در دوبلین در رابطه با حملات به خط لوله نفت عربستان گفت که ولیعهد عربستان، دوست خوب من است و همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت؛ اما احتمالاً ایران مسئول این حمله است. فکر میکنم کار آنها بوده است، احتمالا خود آنها بودهاند». ترامپ همچنین ادعا کرد که انصارا... «نمیخواهند با ما بجنگند» و آنها با آمریکا تماس گرفته و خواستار آن شدهاند که واشنگتن در این درگیری مداخله نکند. از سوی دیگر رئیسجمهور آمریکا درباره جنگ علیه ایران ادعا کرد که «فکر میکنم خیلی زود این جنگ تمام شود. احتمالا درست پس از انتخابات میاندورهای. آنها تلاش میکنند تا جایی که میتوانند دست نگه دارند تا انتخابات را پیچیدهتر کنند، اما فکر میکنم مردم متوجه این ترفند هستند، چون ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. آنها فقط دو هفته با دستیابی به آن فاصله داشتند». سخنان ترامپ در دوبلین از دو بخش تشکیل میشود. بخش نخست موضوع جنگ یمن و میزان خسارتی است که به تاسیسات نفتی عربستان سعودی در روند درگیریها وارد شده است؛ این موضوع از این منظر برای ترامپ مهم است که چندی پیش رسانههای آمریکا اعلام کردند محمد بنسلمان، ولیعهد سعودی در تماس با رئیسجمهوری آمریکا خواستار ورود مستقیم آنها به جنگ شده، اما در این میان در نهایت فرمانده سنتکام به عربستان رفت و در زمینه هدف قرار دادن مواضع و تجهیزات انصارا... به آنها مشاوره و اطلاعات ماهوارهای داد. این در حالی است که روز جمعه CNN با استناد به پنج منبع آگاه خود اعلام کرد که حدود ۲۰۰ سرباز آمریکایی در عربستان سعودی مستقر هستند تا با ارائه پشتیبانی اطلاعاتی، به ارتش عربستان برای شناسایی اهداف علیه نیروهای مسلح یمن کمک کنند. نکته مهم این است که ترامپ از وضعیت جنگ در یمن و حتی پیشروی انصارا... تا سواحل جنوبی یمن و اشراف آنها بر بابالمندب تلاش کرد تا ایران را مسئول وارد آمدن هزینه به خطوط نفت عربستان بداند و به نوعی یک جنگ نفتی را در این میان برجستهسازی کرد. اما بخش دوم سخنان ترامپ نیز به نوعی در ادامه بخش اول اظهارات وی تحلیل میشود. او مجدداً و بدون هیچ شواهد و مدرک قابل استنادی اعلام کرد که جنگ با ایران پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا به پایان خواهد رسید ولی در این راستا مجدداً به صورت غیرمستقیم به موضوع افزایش قیمت سوخت در آمریکا اشاره کرد و ایران را باعث و بانی آن دانست و حتی اعلام میکند که این پیچیدگی را مردم آمریکا درک میکنند! این اظهارات را اگر کنار برجستهسازی و ادعای مجدد وی در مورد دستیابی ایران به سلاح هستهای قرار دهیم به وضوح میبینیم که ترامپ حالا «گزینه ایران» را نه تنها برای افکار عمومی ایالات متحده و در آستانه انتخابات میاندورهای، بلکه برای دولتهای عربی منطقه نیز یک تهدید علنی جلوه میدهد.
از هرمز تا بابالمندب
اینکه در شرایط فعلی ترامپ همانند گذشته ایران را مقصر همه چیز میداند و اوضاع و احوال فعلی را به هیچ وجه حاصل رادیکالیسم واشنگتن و تلآویو در منطقه نمیداند، موضوع جدیدی به حساب نمیآید، اما مساله اینجاست که وضعیت در دریای سرخ میتواند هر لحظه اوضاع را نه تنها برای عربستان به عنوان متحد استراتژیک واشنگتن، بلکه برای ایالات متحده، اسرائیل و حتی امارات متحده عربی از منظر اقتصادی و امنیتی و سپس سیاسی وخیمتر کند. عمان حمله به خط لوله در عربستان را محکوم و بر موضع ثابت مسقط در مخالفت با این دست حملات تاکید کرد، اما موضع و دیدگاه مصر را نمیتوان نادیده گرفت. بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر اعلام کرد که «ما درباره بابالمندب و آزادی کشتیرانی در آن صحبت کردیم و خواستار خویشتنداری کامل و نه تشدید تنش هستیم؛ چراکه مصر کشوری است که بیشترین آسیب را از هر مشکل در کشتیرانی میبیند و خسارت خالص مصر از کاهش درآمدهای کانال سوئز به نزدیک ۱۱ میلیارد دلار رسیده است». با توجه به این اظهارات و وضعیت، باید منتظر بود و دید که آیا تحولات بابالمندب و دریای سرخ همزمان با وضعیت تنگه هرمز وارد اتمسفر جدید امنیتی و سیاسی خواهد شد یا خیر.