بستن
کد خبر: ۱۵۲۰۳۷۷
«آرمان ملی» از تثبیت قدرت حوثی‌ها در باب‌المندب گزارش می‌دهد

باب‌المندب و کابوس تازه آمریکا

باب‌المندب و کابوس تازه آمریکا
آرمان ملی ـ مرتضی خبازیان: تحولات چند روز اخیر در یمن را نمی‌توان صرفاً ادامه جنگ داخلی این کشور دانست. پیشروی سریع حوثی‌ها در ساحل دریای سرخ، تصرف شهر بندری مخا و سپس رسیدن آنها به جزیره میون در دهانه باب‌المندب، جغرافیای جنگ یمن را تغییر داده است

 منابع دولتی یمن گفته‌اند نیرو‌های حوثی پس از عقب‌نشینی نیرو‌های دولتی به میون رسیده‌اند؛ جزیره‌ای که در باریک‌ترین بخش باب‌المندب قرار گرفته و این آبراه را به دو مسیر دریایی تقسیم می‌کند. اهمیت این تحول برای ایران بیش از آنکه در تصرف چند شهر و جزیره یمنی باشد، در موقعیت جغرافیایی جدید حوثی‌ها است. اگر کنترل یا توانایی ایجاد اختلال در باب‌المندب در اختیار حوثی‌ها باقی بماند، ایران در دو سوی شبه‌جزیره عربستان با دو نقطه حساس دریایی مواجه خواهد بود؛ هرمز در شرق و باب‌المندب در جنوب غربی. این وضعیت می‌تواند در برابر آمریکا، اسرائیل و کشور‌های همسو با آمریکا یک اهرم فشار موثر ایجاد کند.

تمرکز و دقت حوثی‌ها

آنچه در یمن اتفاق افتاده، فقط نتیجه قدرت گرفتن حوثی‌ها نیست. بخشی از ماجرا به ضعف و چندپارگی طرف مقابل بازمی‌گردد و دقیقا سوالی که مطرح می‌شود این است که تحولات اخیر در یمن چه ضربه‌ای به امارات متحده وارد کرده است؟ جبهه ضدحوثی هیچ‌گاه یک نیروی کاملاً یکپارچه نبوده است. نیرو‌هایی تحت عنوان دولتی، نیرو‌های نزدیک به عربستان، نیرو‌های مورد حمایت امارات و گروه‌های پراکنده جنوبی هر یک منافع و ساختار فرماندهی خاص خود را داشته‌اند. در ماه‌های اخیر تحولات سیاسی و نظامی جنوب یمن، آرایش نیرو‌های وابسته به دولت را تغییر داده است. کتابخانه مجلس عوام بریتانیا در گزارش اخیر خود از «بازآرایی سریع» نیرو‌های دولت یمن در جنوب طی ماه‌های دسامبر ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶ سخن گفته و هشدار سازمان ملل درباره خطر بازگشت جنگ گسترده را یادآور شده است. امارات متحده عربی از همان ابتدای درگیری در یمن خود را وارد معادله کرد بی‌آنکه توجه داشته باشد برای وارد شدن به چنین مهلکه‌ای بیش از حد کوچک و لاغر است. امارات با حمایت از ارتش دولتی سعی کرد نقش تعیین کننده ایفا کند، اما در ادامه به جای ادامه حمایت سراغ نیرو‌های پراکنده‌ای رفت که در جنوب یمن فعال بوده‌اند. امارات تصور می‌کرد با این کار می‌تواند قدرتی معادل انصارا... ایجاد کند. برداشتن حمایت از دولتی‌ها، موجب ضعف مفرط آنها در مقابل تمرکز و فرماندهی مسلط انصارا... شد. امارات که طی سال‌های جنگ در ایجاد و تجهیز نیرو‌های محلی ضدحوثی نقش مهمی داشت، نتوانست این حمایت را در قالت آزاد کردن ظرفیت نظامی شکل دهد. به بیان ساده‌تر، امارات در جنگ با حوثی‌ها سرمایه‌گذاری کرد، اما الزاماً در ساختن یک ارتش یمنی که بتواند پس از خروج یا کاهش حضور قدرت‌های خارجی روی پای خود بایستد، ناتوان بود. تجربه امارات نشان داد که نمی‌توان صرفا با تکیه بر پول برای خود ارتش ساخت و منافعی را در نقطه دیگر دنبال کرد. مساله فقط پول نیست. عربستان نیز بیشتر به دولت رسمی یمن تکیه داشت و مصر عمدتاً امنیت دریای سرخ و باب‌المندب را از زاویه امنیت دریایی و کانال سوئز دنبال کرد. نتیجه آن شد که جبهه مقابل انصارا... دچار تعدد و تضاد منافع بود در حالی که انصارا... با تمرکز بر اهداف روشن و دقیق توانست سه قدرت را به زانو درآورد. انصارا... توانست با قدرت از شکاف بین این سه نیرو استفاده و قدرت خود را بر بخش غربی یمن تثبیت کند.

ارزش یمن برای ایران

اگر بخواهیم اتفاقات یمن را بار دیگر و از زاویه ایران نگاه کنیم، کاملا واضح است که اتفاقات یمن برای ایران بسیار ارزشمند است. نخستین ارزش، افزایش عمق استراتژیک ایران است. ایران در جنوب خود با خلیج فارس و تنگه هرمز مواجه است و در جنوب غربی شبه‌جزیره عربستان نیز اکنون متحدی دارد که یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان را در اختیار گرفته است. این وضعیت می‌تواند در شرایط رویارویی با آمریکا، گزینه‌های محاسباتی بیشتری در اختیار تهران قرار دهد. دومین ارزش، افزایش هزینه برای عربستان است. عربستان طی سال‌های اخیر تلاش کرده بود وابستگی خود به تنگه هرمز را با ایجاد مسیر‌های جایگزین کاهش دهد. خط لوله شرق به غرب که نفت را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ می‌رساند، یکی از مهم‌ترین این مسیر‌ها بوده، اما اکنون هم‌زمان با پیشروی حوثی‌ها در ساحل دریای سرخ، همین مسیر جایگزین نیز با تهدید مواجه شده است. رویترز گزارش داده است که حملات پهپادی اخیر موجب توقف خط لوله شده؛ خطی که حدود چهار میلیون بشکه در روز ظرفیت انتقال دارد. حالا برای نخستین بار می‌توان یک تصویر ژئوپلیتیک روشن دید که در آن ایران در شرق شبه‌جزیره عربستان هرمز را در اختیار دارد و متحد آن در غرب شبه‌جزیره باب‌المندب را در دست دارد. در حالی که دونالد ترامپ تصور می‌کرد توانسته جلو تلاطم در بازار نفت را بگیرد، حالا با واقعیت میدان رو‌به‌رو می‌شود. میدانی که نمی‌تواند آنطور که دوست دارد نفت را کنترل کند. ایران نشان داده که چه حریف قدری است. 

امنیت منطقه

حالا واشنگتن می‌داند که تشدید فشار بر ایران می‌تواند به افزایش ناامنی در هرمز و باب‌المندب، افزایش قیمت انرژی، تهدید مسیر‌های دریایی و فشار بر متحدان آمریکا در منطقه منجر شود و هزینه تصمیم‌های نظامی واشنگتن افزایش خواهد یافت. برخی تحلیلگران اتفاقات یمن و پیشروی حوثی‌ها را در ارتباط مستقیم با جنگ ایران و آمریکا ارزیابی کرده‌اند. رویترز در گزارش خود درباره تصرف مخا، با احمد ناجی، تحلیلگر مسائل یمن گفت‌و‌گو کرد. ناجی تأکید می‌کند که عملیات ساحل غربی چیزی نبوده که حوثی‌ها در چند روز یا چند هفته طراحی کرده باشند و نمی‌توان کل پیشروی را صرفاً دستور تهران دانست، اما نمی‌توان منکر شد که ایران از این وضعیت تا چه اندازه خرسند است. با این حال وضعیت را باید همه‌جانبه دید. نخست آنکه حوثی‌ها یک بازیگر مستقل یمنی هستند. حمایت ایران از آنها به معنای کنترل رفتار آنها نیست. دوم آنکه اگر باب‌المندب برای مدت طولانی ناامن شود، فشار فقط بر عربستان یا آمریکا وارد نمی‌شود؛ اقتصاد جهانی و کشور‌های منطقه نیز آسیب می‌بینند و ایران هم از افزایش هزینه تجارت، بیمه و حمل‌ونقل مصون نخواهد ماند. برخی معتقدند که تبدیل باب‌المندب به یک جبهه دائمی می‌تواند کشور‌های عربی را بیش از گذشته به همکاری امنیتی با آمریکا سوق دهد. این حرف در حالی مطرح شده که کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس در نشست مشترک با ایران قرار است وضعیت امنیت منطقه را بررسی کنند. معنای دیگر آن این است که کشور‌های منطقه می‌دانند که ایران را نمی‌توانند در معادلات منطقه حذف کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار