چرا که به باور همگان و به استناد برخی از آمارها، رقم صادرات نفت ایران در بازه زمانی جنگ به دلایل مختلف از جمله معافیتهای مقطعی، روزنههای ایجاد شده حاصل از شرایط جنگ و... امکان افزایش صادرات نفت کشور را حداقل تا پیش از زمان محاصره دریایی افزایش داده است. اما برخی از کارشناسان ضمن تقدیر از این شفافسازی رئیس کل بانک مرکزی، معتقدند تا زمانی که تحریمها، محاصره دریایی، مشکلات بانکی و نقل وانتقالات مالی و... پابرجا باشد، هیچگاه نخواهیم توانست از درآمدهای حاصل از حتی دور زدن تحریمها برای صادرات منتفع شویم و حضور تراستیها در این میان نیز فقط پایانی، چون صدور حکم قضایی برای تعداد زیادی از آنها و خروج پول از کشور را به دنبال داشت.
وضعیت صادرات نفتی
محمود خاقانی، کارشناس حوزه انرژی، در گفتوگو با «آرمان ملی»، درباره اظهارات عبدالناصر همتی مبنی بر به صفر رسیدن درآمدهای نفتی ایران، گفت: میان افزایش صادرات نفت در برخی دورهها و کاهش یا اختلال در درآمدهای قابل دسترس نفتی، الزاماً تناقضی وجود ندارد، چراکه فروش نفت با دسترسی دولت به منابع حاصل از آن یکسان نیست. ممکن است ایران در مقطعی توانسته باشد صادرات نفت خود را افزایش دهد، اما این موضوع لزوماً به معنای آن نیست که درآمد حاصل از فروش نفت بهصورت کامل و بدون مانع در اختیار دولت قرار گرفته باشد. تحریمهای بانکی، دشواری انتقال پول، محدود شدن مشتریان نفتی و استفاده از واسطهها، عواملی هستند که میتوانند میان صادرات نفت و ورود درآمد آن به اقتصاد کشور فاصله ایجاد کنند. ایران در مقاطعی از جنگ توانسته بود با استفاده از معافیت کوتاهمدت صادرات نفت یا موقعیتهای مناسب ناشی از جنگ در تنگه هرمز و میدان داری در این میان، نفت خود را به خارج از مرزها و یا کشورهای دیگر برساند، با این حال، شرایط سیاسی و اقتصادی در همه دورهها یکسان نبوده است. ممکن است در یک مقطع، به دلیل وجود فرصتهای سیاسی یا امکان دستیابی به تفاهم، فروش نفت افزایش پیدا کند، اما در مقطع دیگر، همان مسیرها به دلیل تشدید تنشها یا تغییر مواضع طرفهای خارجی مسدود شود. این مسئله حتی درباره کشور چین که همواره خریدار نفت ارزان ایران بود، شامل میشود و این روزها حتی نفت ایران در چین بسیار کمیاب است و حتی این کشور در صدد جایگزینی نفت ایران است.
تحریم و محاصره دریایی
او اضافه کرد موضوع اصلی این است که صادرات نفت باید به دریافت پول، انتقال آن از مسیرهای بانکی و امکان استفاده از درآمدها در بودجه عمومی منجر شود. اگر نفت فروخته شود، اما پول آن در حسابهای واسطهها باقی بماند یا انتقال آن به کشور با مشکل روبهرو شود، نمیتوان از درآمد پایدار نفتی سخن گفت. به اعتقاد او، در چنین شرایطی، آمار صادرات بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت مالی کشور ارائه دهد. این کارشناس انرژی درباره نقش مجهول راستیها در فرآیند فروش نفت گفت: بخشی از نفت ایران بر اساس مصوبات بودجه و تصمیمهای مجالس مختلف، از جمله دوره مجلس هفتم تا مجلس دوازدهم، در اختیار واسطههایی قرار گرفته است که وظیفه فروش نفت در شرایط تحریم را بر عهده داشتهاند. این سازوکار با هدف دور زدن تحریمها شکل گرفته، اما به دلیل محرمانه بودن اطلاعات و محدود بودن امکان نظارت عمومی، زمینه بروز ابهام و تخلف را افزایش داده است. در این میان حتی درباره تراستیها، ادعا شده است که بخش قابل توجهی از پول نفت به دست واسطهها افتاده و حتی حدود ۱۵ نفر از آنان از کشور خارج شدهاند. خاقانی تأکید کرد: این ادعاها باید از سوی مراجع مسئول بررسی و مستند شود، اما اصل مسئله یعنی نبود شفافیت در فروش نفت را نمیتوان نادیده گرفت. هنگامی که بخش مهمی از منابع عمومی از مسیرهایی عبور میکند که جزئیات آن برای جامعه و حتی برخی نهادهای رسمی روشن نیست، امکان ردیابی درآمدها و پاسخگو کردن افراد دشوار میشود.
چاقوی دولبه تراستیها
خاقانی اضافه کرد: در این بین، برخی از نمایندگان مجلس درباره ضرورت پرهیز از طرح موضوع تراستیها با استناد به احتمال ایجاد مسئله امنیت ملی هشدار داده است. اگر موضوع فروش نفت و سرنوشت درآمدهای آن، بهطور کامل از حوزه نظارت عمومی خارج شود، این پرسش باقی میماند که چگونه میتوان از سلامت این سازوکار اطمینان پیدا کرد. به اعتقاد او، امنیت ملی نباید بهانهای برای حذف شفافیت اقتصادی باشد، زیرا نبود شفافیت خود میتواند به تهدیدی برای امنیت اقتصادی کشور تبدیل شود. این تحلیلگر حوزه انرژی در باره دلایل عدم خرید نفت ایران از سوی چین با وجود اینکه به بسیاری در اندیشه سیاستهای حمایتی این کشور بودند، گفت: پس از امضای یک تفاهمنامه، مقداری از نفت ایران بارگیری و در دریا مستقر شد، اما مشتری اصلی، یعنی چین، از خرید آن خودداری کرد. در نتیجه، فروش نفت با مشکل مواجه شد و محمولهها در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفتند، در حقیقت این رویکرد نشاندهنده این است که حتی چین هم راضی به گرانی نفت در نتیجه جنگ آمریکا و ایران نیست و حتی به این نتیجه میرسد که جایگزینی برای نفت ایران هم بگردد. این موضوع نشان میدهد که فروش نفت تنها به تولید و بارگیری محدود نمیشود. برای تحقق درآمد نفتی، باید مشتری وجود داشته باشد، قرارداد نهایی شود، بیمه و حملونقل انجام بگیرد و امکان انتقال پول فراهم باشد. او اضافه کرد اگر خریدار نسبت به آینده روابط سیاسی یا امنیت مسیرهای تجاری اطمینان نداشته باشد، حتی ممکن است از خرید محمولهای که قبلاً برای آن برنامهریزی شده است، عقبنشینی کند. قطعاًعلت این وضعیت فقط مسائل تجاری نیست بلکه، تصمیمهای اقتصادی چین تحت تأثیر محاسبات سیاسی و ژئوپلیتیک این کشور نیز قرار دارد.
بیاثر شدن تلاش چین
به گفته او، چین در مقطعی برای میانجیگری و ایجاد مسیرهای سیاسی در منطقه تلاش کرده بود، اما برخی مواضع و اظهارات در ایران، این تلاشها را با مشکل مواجه کرد. خاقانی افزود زمانی که در داخل کشور سخنانی درباره ادامه جنگ و نابودی طرف مقابل مطرح میشود، کشورهای دیگر نیز در محاسبات خود تجدیدنظر میکنند. این کشورها نمیخواهند روابط اقتصادی بلندمدت خود را بر مبنای سیاستهایی بنا کنند که هر لحظه ممکن است تحت تأثیر مواضع تند و تصمیمهای غیرقابل پیشبینی قرار گیرد. او در همین زمینه به اظهارات یکی از نمایندگان مجلس اشاره کرد که گفته بود یا باید طرف مقابل را نابود کرد یا خود نابود شد. خاقانی این نوع ادبیات را نشانه غلبه نگاه نظامی بر تحلیل سیاسی و اقتصادی دانست و گفت چنین مواضعی میتواند حتی کشورهای دوست و شریک اقتصادی ایران را نیز نگران کند. خاقانی اضافه کرد: چین علاوه بر نگرانیهای سیاسی، ملاحظات اقتصادی مشخصی هم دارد. به گفته او، چین نمیخواهد قیمت جهانی نفت به حدود ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد؛ زیرا افزایش شدید قیمت نفت، هزینه تولید، حملونقل و تجارت را بالا میبرد و قدرت خرید مردم در کشورهای مختلف را کاهش میدهد. در چنین شرایطی، صادرات کالاهای چینی نیز با مشکل مواجه خواهد شد. او افزود افزایش قیمت نفت میتواند موجب تقویت دلار شود، زیرا کشورهای مختلف برای خرید انرژی به دلار بیشتری نیاز پیدا میکنند. از نگاه خاقانی، این وضعیت با هدف چین برای افزایش نقش یوان و کاهش وابستگی به نظام مالی مبتنی بر دلار سازگار نیست. بنابراین، چین ممکن است در شرایطی که بازار با شوک قیمتی روبهرو است، به جای افزایش خرید نفت، از ذخایر راهبردی خود استفاده کند.
تنگه هرمز و جایگزینها
این کارشناس انرژی درباره تنگه هرمز نیز گفت اختلال یا بسته شدن این مسیر در آغاز جنگ میتواند بازار جهانی نفت را با شوک مواجه کند، اما اثرگذاری این اهرم در بلندمدت تضمینشده نیست. او افزود کشورهای مصرفکننده انرژی، در صورت تداوم بحران، به دنبال مسیرها و منابع جایگزین خواهند رفت. خاقانی توضیح داد: برخی کشورهای اروپایی برای کاهش فشار افزایش قیمت سوخت بر مردم، مالیات سوخت را کاهش دادهاند و چین نیز با استفاده از ذخایر راهبردی خود تلاش کرده است وابستگی فوریاش به خرید نفت را کاهش دهد. او اضافه کرد چین برنامهای پنجساله برای کاهش وابستگی به انرژی خلیج فارس دنبال میکند و هرچه تهدید درباره تنگه هرمز بیشتر تکرار شود، انگیزه کشورهای مختلف برای یافتن مسیرهای جایگزین افزایش خواهد یافت. خاقانی تأکید کرد: هر ابزار فشاری، اگر بیش از حد مورد استفاده قرار گیرد، ممکن است اثر اولیه خود را از دست بدهد. به گفته او، تهدید مداوم به بستن تنگه هرمز شاید در کوتاهمدت قدرت چانهزنی ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند مشتریان نفتی و شرکای اقتصادی ایران را به سمت منابع دیگر سوق دهد.
ادامه یا پایان جنگ؟
او در ادامه درباره ادامه جنگ گفت: ایران باید واقعیتهای اقتصادی و نظامی موجود را بپذیرد. آمریکا از نظر وسعت، جمعیت، بودجه نظامی و توان اقتصادی، قدرتی بسیار بزرگتر از ایران است. حتی چین و روسیه نیز با وجود برخورداری از توان اقتصادی و نظامی بیشتر، تلاش نمیکنند وارد تقابل مستقیم و دائمی با آمریکا شوند و همچنان مسیر مذاکره را باز نگه میدارند. وی با اشاره به تجربه پایان جنگ ایران و عراق و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ گفت ممکن است کشور بار دیگر به نقطهای برسد که ادامه جنگ از نظر اقتصادی و نظامی امکانپذیر نباشد. در چنین شرایطی، تصمیمگیری واقعبینانه و مبتنی بر منافع ملی درنظر گرفته میشود و مسئولان تحت تاثیر شعارهای تند قرار نمیگیرند، چراکه شعار نمیتواند جایگزین محاسبه هزینهها و پیامدهای جنگ باشد.
راهکار چیست؟
خاقانی پیشنهاد کرد: منافع ایران در تفاهمنامه پیشین به گواه کارشناسان داخلی و خارجی به قدری در راستای مناقع ایران بود که پشت کردن به آن به ضرر ایران بود. در حقیقت همگان به دنبال این هستند که ببیننند چرا این تفاهمنامه بهم خورد که باعث خوشحالی زایدالوصف اسرائیل هم شد؟ او افزود: ایران باید تلاش کند موضوع توافق را بهعنوان راهی برای کاهش تنش، جلوگیری از بحران انرژی و کمک به اقتصاد جهانی مطرح کند. به گفته خاقانی، اگر فشارهای دریایی، بانکی و اقتصادی کاهش یابد، امکان فروش نفت، انتقال درآمدها و تأمین کالاهای ضروری نیز بهتر خواهد شد. این کارشناس در پایان تأکید کرد: مردم باید از واقعیتهای اقتصادی کشور آگاه باشند و دولت نمیتواند با چاپ پول یا وعدههای غیرواقعی، مشکلات را پنهان کند. او افزود صرفهجویی مردم میتواند در کاهش بخشی از فشارها مؤثر باشد، اما راهحل اصلی در اصلاح سیاست خارجی، ایجاد شفافیت در فروش نفت، پاسخگو کردن واسطهها و بازگشت به دیپلماسی نهفته است. به اعتقاد خاقانی، ادامه تقابل بدون توجه به توان اقتصادی کشور، نهتنها درآمدهای نفتی را احیا نمیکند، بلکه میتواند بازارهای باقیمانده و اعتماد شرکای اقتصادی ایران را نیز از بین ببرد.