این در حالی است که برخی رسانههای غربی از احتمال بازگشت تهران و واشنگتن به تفاهم اسلامآباد خبر دادهاند و در همین میان عاصم منیر فرمانده کل ارتش پاکستان به تهران میآید و باید دید حامل چه پیامی برای مقامات کشورمان خواهد بود. در همین راستا برای بررسی تحولات میان ایران و آمریکا و سفر عاصم منیر به تهران «آرمان ملی» با حشمتا... فلاحتپیشه تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* با سفر عاصم منیر قرمانده کل ارتش پاکستان به تهران تصور میکنید ایران و آمریکا به سمت مذاکره و بازگشت به تفاهم حرکت کنند یا روند دیگری پیش گرفته میشود؟
در گفتوگویی تحت عنوان چین آخرین روزنه دیپلماسی، گفتم که آمریکاییها بخش عمدهای از قطعات پازل سیاست محاصره کامل ایران تکمیل کرده بودند که آخرین آن امارات بود ولی مهمترین بخش این مساله که نقش اثرگذاری هم دارد چین است و آمریکاییها بدون همراهی چین بسیار دشوار به اهداف مورد نظرشان میرسند. به همین دلیل اگر تنها روزنهای برای ورود به چالش جدید باقی مانده باشد چین است؛ لذا اگر دوباره پاکستان فعال شود طبیعتا بیشتر سعی میکند که این گره را بین چین و آمریکا رفع کند. چون پاکستان کشوری است که بیش از آمریکا به چین نزدیک است و موضوع سفر عاصم منیر به تهران در این رابطه مطرح میشود. چون چین همراهی لازم را نکرده و طبیعتا آمریکاییها پذیرفتند این فرصت را به دیپلماسی بدهند. به نظر من عاصم منیر بیش از اینکه حامل پیام مشخصی برای بازگشت به توافق اسلامآباد باشد، احتمالا حامل پیامهای تهدیدآمیز خواهد بود. یعنی به طور طبیعی آمریکاییها دنبال توافقی هستند که بخشی از امتیازهایی را که در توافق اسلامآباد به تهران دادند در توافق جدید ندهند. آنها به این نتیجه رسیدند که سیاست تحریم اقتصادی بخشی از نتایج مدنظرشان را تامین کرده و ضمن اینکه از نظر آمریکاییها کارت تنگه هرمز، کارتی نیست که کامل در اختیار ایران باشد. به عبارتی آمریکاییها از تعلل پیش آمده بر سر کارت هرمز برای کاهش امتیازهای احتمالی استفاده کردند. حتی اگر طرفین بپذیرند که دوباره وارد میز مذاکره شوند بازگشت به توافق اسلامآباد دشوار است. مگر اینکه بازیگری مثل چین حاضر باشد برای اینکه بازگشت به توافق شکل بگیرد تلاش بیشتری انجام دهد.
* نقش جریانات تندرو و رسانههایشان در عدم بازگشت طرفین به مذاکره و تفاهم را چطور میبینید؟
مساله این است که همین جریانات تندرو در ایران حتی زیر بار توافق اسلامآباد هم نرفتند. آقایان پزشکیان و قالیباف که الان از توافق اسلامآباد به عنوان یک دستاورد سخن میگویند، در آن زمان از تفاهم حمایت لازم را نکردند و خیلی زود افراطیون از ایران گرفته تا جریاناتی در بین دشمنان کشور بهگونهای بر سر تفاهم اسلامآباد ریختند که عملاً آن را از بین بردند. وقتی جریانات افراطی حاضر به پذیرش تفاهم اسلامآباد نبودند طبیعتا به چیزی کمتر از آن هم رضایت نخواهند داد و بازگشت به چیزی کمتر از تفاهم اسلامآباد منجر به فضای تبلیغاتی منفی توسط تندروها میشود. بر همین اساس است که به نظرم عاصم منیر بیش از آنکه دنبال زدودن گرد و غبار از امضای دو رئیسجمهور باشد حامل تهدید خواهد بود. طبیعتا ایرانیها هم تهدیدهای متقابلی را شبیه آنچه که آقای محسن رضایی دبیر شعام مطرح کرده، عنوان خواهند کرد. فقط یک احتمال وجود دارد؛ اینکه از دل باریکهای از دیپلماسی طرحی شکل بگیرد تا بنیان و چارچوبی برای مذاکرات احتمالی جدید شود. هر چند احتمال آن را اندک میدانم ولی معتقدم اگر دو طرف آسیبهای ناشی از تنش را برآورد کنند به سود دو طرف است که به دیپلماسی بازگردند.
* آمریکاییها دنبال رسیدن به خواستههای خود با فشار اقتصادی هستند؛ اما ایران معتقد است که فشار اقتصادی شکست خواهد خورد و آمریکا چارهای جز بازگشت به مذاکره ندارد؛ چه میزان با این گزاره موافقید؟
از زمانی که آقای بسنت وزیر خزانداری آمریکا موضوع جنگ اقتصادی علیه ایران را مطرح کرد من معتقدم دام اسرائیل برای ایران گذاشته شد تا ایرانیها با یکسری اقدامات ایذایی نظامی پاسخ این طرح اقتصادی را بدهند. حتی این وسوسه شکل گرفته بود که ایران به پایگاههای آمریکا در قبرس و بلغارستان حمله کند و عملیات علیه کشتیها و نفتکشها را در خلیج فارس گسترش دهد. من معتقدم این دامی بود که افراطیون پیش روی ایران گذاشته بودند که ایران با اقدام نظامی پاسخ بایکوت اقتصادی آمریکا را بدهد، اما برخلاف پیشبینی افراطیون در آمریکا، اسرائیل و حتی برخلاف برخی تحریکات داخلی در طول ۵ روز گذشته آرامترین شرایط را در عرصه نظامی شاهد بودیم. نه به نفتکشی در خلیج فارس حمله شد و نه اقدامی علیه اقلیم ناتو و اروپا صورت گرفت. این نشان میدهد که طرف ایرانی هنوز مذاکره را کنار نگذاشته و حتی مایل است فرصت دیگری به مذاکره بدهد. اگر در طول پنج روز گذشته اقدامات نظامی ادامه پیدا میکرد، قطعاً عاصم منیر ایران نمیآمد. من معتقدم به همین دلیل میتوان گفت هنوز روزنهای برای دیپلماسی باقی است.