برخی از تحلیلگران معتقد بودند که به دلیل گسترش دامنه جنگ ایران و آمریکا، ایران در مرکز شکلگیری این پیمان قرار داشته است. به عبارت دیگر زمانی که عربستان متوجه شد که انتظار او از آمریکا برای حمایت همهجانبه در تنشهای امنیتی منطقه برآورده نمیشود و آمریکا دربرابر ضربات وارد شده به عربستان جدیتی نشان نداد، به فکر آزمودن راه دیگر افتاد. از نگاه این دست تحلیلگران، عربستان برای کاهش احتمال ضربات دیگر از سوی ایران، به پاکستان و ترکیه نزدیک شده است. این در حالی است که در بین روابط ترکیه و عربستان ماجراهایی وجود دارد که این ارتباط را مخدوش میکرده است. یکی از مهمترین اتفاقاتی که به سختی کنار گذاشته شد، ماجرای ترور سهمگین جمال خاشقچی در ترکیه توسط دستگاه امنیتی عربستان بود. گروه دیگری البته معتقدند که نزدیک شدن عربستان به پاکستان و ترکیه، در حالی که نزدیکی و همکاری نظامی بین عربستان و پاکستان از قبل شکل گرفته بود، بیشتر برای تحت فشار قرار دادن رژیم صهیونیستی است. بعد از تسلط جولانی بر سوریه و تغییر در ساختار سیاسی این کشور، ترکیه نفوذ خود را در سوریه افزایش داد. اسراییل هم از همان روزهای ابتدایی تحولات سیاسی در سوریه دست به یک رشته عملیات نظامی در مناطق جنوبی زد تا زیرساختهای نظامی سوریه را از بین ببرد. از نظر اسراییل این کار ضرورت داشت و تا قبل از تسلط جولانی بر سوریه میبایست این کار انجام میشد. حملات اسراییل به سوریه تا جایی پیش رفت که به بمباران پایگاه الوظهور منجر شد. پایگاهی که گفته میشد ترکیه برای استقرار و آموزش نیروهای سوری در آن مستقر خواهد شد. این حمله تنش لفظی بین ترکیه و اسراییل را بالا برد. وزیر دفاع اسرائیل گفت چند بار پیشنهاد حمله به فرودگاه نظامی ابوظهور را مطرح کرده بود، زیرا اطلاعات دریافتی نشان میداد ترکیه قصد دارد اقداماتی در این پایگاه انجام دهد که امنیت اسرائیل را تهدید میکند. یسرائیل کاتز ادامه داد: پس از چند نشست با نتانیاهو و مقامهای امنیتی، تصمیم گرفته شد پیش از حمله، هشداری مستقیم به مقامهای سوریه داده شود و اطلاعات مربوط به آمریکاییها نیز داده شد. در سوی دیگر وزارت دفاع ملی ترکیه حمله رژیم صهیونیستی به پایگاه هوایی ابوظهور در سوریه را محکوم کرد و خواستار پایان دادن تلآویو به حملات بیملاحظه و پایبندی به قوانین بینالمللی شد. وزارت دفاع ترکیه تاکید کرد که هیچ هیأت نظامی ترکیهای پیش از حمله یا هنگام حمله رژیم صهیونیستی به پایگاه ابوظهور، در این محل حضور نداشته است. در چنین فضایی وزیر خارجه دولت موقت سوریه گفت: انتظار میرود که مذاکرات با اسرائیل در خصوص توافق امنیتی به زودی از سر گرفته شود و تماسها با این رژیم بعد از حمله به پایگاه هوایی ابوالظهور قطع شده است. اسعد الشیبانی تصریح کرد: سوریه به اسرائیل اعتماد ندارد و اولویت ما درحال حاضر توقف حملات این رژیم به خاک کشورمان است.
حساسیت ایران
به نظر میرسد نباید پیمان مکه را ائتلاف نظامی علیه ایران تلقی کرد، هرچند کاملا ضروری است چنین ائتلافی از سوی ایران با دقت و حساسیت پیگیری شود. شاید بتوان از بررسی وضعیت منطقه به این ایده رسید که نزدیک شدن این سه کشور بیش از آنکه ناشی از توافق درباره دوستی و دشمنی باشد، محصول همگرایی منافع امنیتی، اقتصادی و ژئوپلتیک است. عربستان، ترکیه و پاکستان در بسیاری از مسائل منطقهای مواضع یکسان ندارند. این سه کشور حتی درباره اسرائیل هم متفاوت میاندیشند و تفاوت جدی بین آنها وجود دارد، اما میتوان درک کرد که هر سه کشور به این نتیجه رسیدهاند که امنیت خود را نباید در سازوکار فعلی و حمایت مطلق قدرتهای فرامنطقهای دنبال کنند. سوال مهم برای ترکیه این است که اگر بین این کشور و رژیم صهیونیستی تنش بالا بگیرد، آمریکا به عنوان حامی این رژیم چه واکنش خواهد داشت؟ احتمالا این یکی از زاویههای مهمی بوده که مسئولان ترکیه را به فکر استفاده از ظرفیتهای امنیتی منطقه انداخته است.
ظرفیتهای منطقه
یعنی پیمان مکه را میتوان حاصل نوعی تقسیم ظرفیت دانست. عربستان، دارای منابع مالی و جایگاه مهم در حوزه انرژی، ترکیه برخوردار از صنایع دفاعی و ظرفیت نظامی و پاکستان نیروی نظامی بزرگ و تجربه عملیاتی و توان هستهای. اتصال این ظرفیتها میتواند برای هر سه کشور مزیت ایجاد کند، حتی اگر در سایر موضوعات با یکدیگر اختلاف داشته باشند. قبلا در گزارشی گفته شد که تهران میتواند در برابر چنین پیمانی دو رویکرد داشته باشد. نخست، آن را از ابتدا ائتلافی علیه خود بداند و در برابرش صفآرایی کند. دوم، تلاش کند دریابد چه نیازهایی باعث شکلگیری این پیمان شده و آیا میتواند بخشی از این معماری امنیتی جدید باشد. به نظر میرسد رویکرد دوم برای ایران سودمندتر باشد.
دعوت از ایران؟
در حالی که ایران با دقت به مناسبات بعد از انعقاد پیمان مکه مینگرد و سعی دارد آن را تحلیل کند، دعوت ایران برای پیوستن به چنین پیمانی در نوع خود بسیار جالب توجه است. المیادین ادعا کرده که به نقل از یک منبع ایرانی، ایران دعوتنامهای برای پیوستن به توافق مکه دریافت کرده و این موضوع در حال بررسی است. دعوت ایران برای پیوستن به این پیمان فینفسه اهمیت دارد، صرف نظر از اینکه ایران به این پیمان بپیوندد یا نه. تردید نیست که دعوت ایران برای پیوستن به این پیمان تا حدی روشن میکند که نگاه اولیه طراحان آن چه بوده و حال با دعوت از ایران دنبال چه هستند. اگر خبر المیادین درست باشد، باید بخش مهمی از فرضیه «پیمان مکه علیه ایران» را کنار گذاشت؛ اما نه لزوماً همه نگرانیهای امنیتی را. خبر به نقل از یک منبع ایرانی، منتشر شده و میگوید ایران دعوتنامه دریافت کرده و موضوع در تهران در حال بررسی است. اگر اصل دعوت تأیید شود، معنای سیاسی آن بسیار مهم خواهد بود. در صورتی که اصل خبر تایید شود اولین و قطعیترین نتیجه آن رد فرضیه ائتلاف علیه ایران خواهد بود. هرچند از ابتدا هم شواهدی وجود داشت که پیمان مکه را نمیشد به سادگی ائتلافی ضدایرانی دانست. ترکیه صراحتاً گفته بود این پیمان علیه ایران نیست و وزیر خارجه ترکیه نیز از تمایل کشورهای دیگر برای پیوستن به آن سخن گفته بود. علاوه بر این رابطه ایران و پاکستان عمیقتر از چیزی است که به نظر میرسد. اگر ایران به پیمان مکه دعوت شده باشد، منطق پیمان را میتوان چنین فهمید؛ تلاش برای ایجاد یک چهارچوب امنیتی منطقهای که ایران هم در آن نقش داشته باشد. تنها نکتهای که باید در نظر داشت این است که نباید انتظار داشت اعضای پیمان درباره همه مسائل با یکدیگر همنظر باشند تا بتوانند با هم همکاری کنند. تجربه پیمان مکه نشان میدهد که کشورها میتوانند در حوزه امنیتی همکاری کنند، بدون آنکه در مسائل سیاست خارجی یکسان فکر کنند.