حشمتا... فلاحتپیشه، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: اتفاقی که الان بین ایران و آمریکا افتاده این است که دو طرف حاضر نیستند حداقل در شرایط کنونی به شرایط جنگ تمامعیار بازگردند. ولی در عین حال به شدت هم تلاش داشتند که تفاهمی را شکل دهند که تا حدی از این جنگ تمامعیار دور شوند. لذا، چون هم در داخل ایران و هم در داخل آمریکا مخالفین افراطی فعال هستند، عملاً یک سری مسائل اختلافی را با یک سری مفاهیم کلی پشت سر گذاشتند و الان میبینیم که از خلأ مفاهیم کلی است که جای پای پهپادها خود را نشان میدهد و تفاهم را کاملاً شکننده کرده است.
در سمت دیگر به نظر میرسد که اگر ایران و آمریکا چند اصلاح انجام ندهند تلاشهای دیپلماتیک صورت گرفته قربانی فضاهای افراطی خواهد شد و افراطیون بر مدیریت تحولات مسلط میشوند و شرایط نهجنگ؛ نهصلح تا زمانی ادامه پیدا میکند که یک جنگ تمامعیار جدید بین ایران و آمریکا شکل بگیرد. کار اول این است که کانال ارتباطی را شکل دهند.
دو طرف پذیرفتند یک یک کانال ارتباطی نظامی شکل بگیرد و این کانال تبدیل به یک کانال سیاسی و نظامی شود. چرا که به هر حال خیلی از اختلافات را قبل از اینکه با توپ و موشک به هم گوشزد کنند در میز مذاکره دنبال کنند و حرمت بیشتر و جایگاه مهمتری را برای تفاهمنامه قائل شوند. موضوع دوم این است که باید محدوده اختلافات ایران و آمریکا تا حد امکان از سایر اختلافات منطقهای جدا شود.
یعنی مسائل منطقهای بر این اختلاف بار میشود و یک تفاهمنامه ضعیف و کلی توان تحمل بار درگیریهای پنج دهه گذشته را ندارد و خیلی زود دچار شکنندگی میشود. موضوع سوم این است که طرفین باید گام به جلو بردارند. من همیشه گفتهام که مهمترین و قویترین کمربند توافقات، کمربند اقتصادی است. در این تفاهمنامه تنها روزنههای امیدی که وجود دارد مربوط به صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران همراه با بازگرداندن اموال بلوکه شده ایران است.
این کار بدون شکلگیری مناسبات اقتصادی بین ایران و آمریکا و احیای کانال اقتصادی بین ایران و کشورهای منطقه شکل نمیگیرد ولی متاسفانه بخش اقتصاد سیاست خارجی ایران به خواب فرو رفته است. در صورتی که در چنین شرایطی هم باید این امکان فراهم شود که مناسبات اقتصادی شکل بگیرد و اگر چند توافق اقتصادی یا همکاری اقتصادی شکل بگیرد به همان میزان سیاستمداران برای توجیه مخالفان یا برای مقابله با مخالفان داخلی خود میتوانند موفقتر عمل کنند.
واقعیت این است از زمانی که تیم مذاکره کننده ایران قبل از جنگ ۴۰ روزه با یک زونکن از ظرفیتهای سرمایهگذاری اقتصادی ایران به نزد آمریکاییها رفت، تابویی برای رابطه اقتصادی بین ایران و آمریکا وجود ندارد و این کار باید الان صورت بگیرد. موضوع آخر این است که هم در داخل در داخل آمریکا و داخل ایران باید پذیرفت که اگر شورای عالی امنیت ملی تصمیم به مذاکره گرفته، باید این تصمیم را عملی کند. آن چیزی که ما میشنویم این است که صدای مخالفین مذاکره و کسانی که ید طولایی در فعالیت علیه دیپلماسی و توهین و خائن خواندن مذاکره کنندگان دارند که البته اوج فعالیت آنها اتهام خیانت زدن به مذاکره کنندگان است، بلندتر از گذشته شده است.
این جریانات بیشتر صاحب نقش هستند ولی آقای رئیسجمهور که به وی تفویض اختیار شده، میبینیم که از اختیار خود استفاده نمیکند. طوری که نمایندهای آمده و تفویض رهبری به رئیسجمهور را زیر سوال برده و این دستور را تفسیر کرده و گفته معنای این دستور این است که هرگونه مذاکره یعنی مفسده. در حالی که بعید است در پیام تفویض مذاکره به رئیسجمهور چیزی به اسم مفسده توسط رهبری آمده باشد.
ولی به حدی افراطیون در ایران جسارت یافتهاند که حتی متن رهبران کشور را تحریف میکنند. هرچه بیشتر دولتهای ایران و آمریکا در تبدیل تفاهمنامه به توافق تعلل کنند عرصه را به افراطیونی واگذار میکنند که هیچ برنامهای غیر از جنگ برای دولتهای خود ندارند.