سخن در باب تندروهایی است که در حال حاضر که همه به دنبال راهکارهایی برای رسیدن به توافقی عزتمندانه با رعایت شروط لحاظ شده ایران میگردند آنها نهایت تلاش خود را در جهت معکوس انجام میدهند که نه تنها توافقی صورت نگیرد؛ بلکه اختلافات تاحدی بالا گیرد که بار دیگر آتش جنگ شعلهور شود و دوباره کشور وارد یک جنگ دیگر شود. اینها اساسا با آرامش، توسعه و پیشرفت میانهای ندارند و همه چیز را در تنش خشونت و جنگ میبینند؛ لذا در قاموس آنها مذاکره با دشمن یا تعامل با سایرین گناه کبیره است و هر کسی این عمل را مرتکب شود او را مهدورالدم میشمارند. چنانکه چندی پیش حجتالاسلام قاسمیان روحانی تندرویی که پیش از این نیز حواشی پیرامون وی ایجاد شده بود در ویدئویی گفته بود روحانی و ظریف باید اعدام شوند؛ لذا مروری بر مواضع این جریان خاص که از آنها تحت عناوینی، چون دلواپسان یا جریان خالصساز نام برده میشود نمایانگر این مهم است که در نگاه آنها اساسا مردم جایگاهی ندارند که بخواهند حقوقی را مطالبه کنند یا نسبت به چیزی اعتراض کنند. آنها معتقدند که مردم فقط باید از آنچه که گفته میشود اطاعت و فرمانبرداری کنند و از قضا نیز فقط سخن خود را حق میپندارند و به نحوی به جامعه القاء میکنند که باید اینگونه گفت، اینگونه پوشید و حتی اینگونه فکر کرد. عبدالرضا داوری فعال سیاسی اخیرا در خصوص این جریان به «آرمان ملی» گفته بود: «این جریان ریشه در یک نوع خط مشی چپروانه دارد. یعنی اساساً چپها در سیر مواضع سیاسی خود در طول تاریخ همیشه جامعه و فضای سیاست را به دو قطب تقسیم میکنند. یعنی سیاستورزی مبتنی بر تضاد و اساساً بسیاری از جریانهای چپگرا بدون ایجاد تضاد و بدون آنتیتز خود اساساً امکان حیات سیاسی ندارند. باید مرتب برچسب بزنند و تخریب کنند که متاسفانه در سپهر سیاست ایران هم خیلی ریشهدار است»؛ لذا از آنجایی که تندروها در شرایط عادی نه جایگاهی نزد مردم و حاکمیت و نه هنری برای عرضه و ارائه دارند به طور خودکار محو میشوند و به خاطر اینکه این اتفاق نیفتد خودشان مسائلی را دستاویز قرار میدهند. روزی مساله حجاب را علم میکنند، زمانی دیگر در مساله اینترنت سنگاندازی میکنند و از پی آن در روز دیگر در مسیر تخریب مذاکره کنندگان قدم برمیدارند؛ لذا بدون توجه به تذکرات مختلف مقامات عالیه کشور روند تخریبی خود را پی میگیرند، چراکه موجودیت خود را در این امر میبینند.
* تخریب مسئولان
مذاکرهکنندگان همواره مورد تخریب تندروها بودهاند و هیچ گاه نبوده که صحبت از مذاکره باشد و تندروها از آن استقبال کنند یا حتی رویکردی خنثی داشته باشند. حتی در زمانی که توافق برجام بهدست آمد به جای تکریم به دولت و تیم مذاکره کننده تاختند و تخریب کردند. برایشان نیز تفاوتی نداشته که چه کسی سکاندار مذاکرات است؛ لذا در نظر آنها شهید لاریجانی، محمدجواد ظریف، شهید امیرعبداللهیان، سیدعباس عراقچی یا محمدباقر قالیباف فرقی نمیکند و همه را بابت مذاکره مستوجب عقوبت میدانند. این در حالی است که چندی قبل رهبر انقلاب در پیامی به نمایندگان مجلس آنها را از ایجاد تفرقه و اختلافات پوچ سیاسی بر حذر داشتند. با این حال شاهدیم که تندروها از هر فرصتی برای تخریب محمدباقر قالیباف در مقام رئیس هیأت مذاکره استفاده میکنند. عباس سلیمی نمین فعال سیاسی اصولگرا معتقد است: «بعضی از تندروها ادامه دهنده راه آقای احمدینژاد هستند و امروز هم این کجفهمی ادامه دارد. برخی واقعاً فهم درستی از تعابیر سیاسی ندارند و این مسأله منشأ بسیاری از رفتارهای نادرست سیاسی شده است». محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسان نیز در همین رابطه به خبرآنلاین گفته است: «هشت روز قبل، یکی از رؤسای جمهور قبلی را مطرح کردند که با CIA کار میکند و میخواهد حکومت ایران و نظام را عوض کند. عدهای مخالف روحانی و ظریف بودند و الان هم عدهای را مخالف فلانی درست کردهاند تا به جان هم بیفتند و انسجام ملی ما از بین برود. باید حواسمان جمع باشد که نقطه اصلی که دشمن میخواهد بزند، انسجام ملی است. عدهای در کشور میتوانند بگویند که با تعطیل کردن برنامه هستهای مخالفیم، اما نباید بگویند قالیباف دارد خیانت میکند و این یک بحث دیگر است». در چنین شرایطی که در زمانه حساسی قرار گرفتهایم به نظر میرسد یک بار برای همیشه باید تکلیف این جریان مشخص شود تا بیش از این برای کشور هزینهتراشی نکنند و با به حاشیه راندن آنها کشور و جامعه از شر این جریان تمامیت خواه مصون بماند.
* برخورد قانونی
یک فعال سیاسی در خصوص موضع تندروها در تخریب اشخاص و مذاکره کنندگان اظهار داشت: جریانی خاص خود را پیشرو و پیشگام میداند و حتی به صراحت در برابر مواضع رهبری، چون و چرا میکنند. این جریانی است که مختص دوران بعد از جنگ اخیر نیست و حدود دو دهه است که وجود دارند. سیدمصطفی هاشمیطبا به «آرمان ملی» گفت: وقتی با این جریان برخورد نشود و کسانی که پایشان را از گلیم خود فراتر میگذارند مورد بازخواست قرار نگیرند آنها نیز جریتر میشوند و نه تنها در میادین و تجمعات؛ بلکه در صداوسیما حاضر میشوند و نظرات خود را مطرح میکنند و اساسا به فکر جامعه، کشور و ملت نیستند و به دید خوشبیانه دچار توهماتی هستند که فقط حرف میزنند. وی افزود: حرف زدن و ایجاد کلمه کار سختی نیست مهم مسئولیت پذیری است. اینها سالها است کوشش میکنند، اما نتوانستند حمایت عمومی را به دست بیاورند. این گروههای خاص اقلیت هستند که فقط صدای بلندی دارند و به هر جهت باید از سوی مسئولان قضایی و دادستانی برای آنها چارهای اندیشیده شود. هاشمیطبا تصریح کرد: بسته به تصمیمات مسئولان اصلی کشور میتوان محدودیتهایی برای این افراد و جریانات در نظر گرفت.
*در نهایت...
تندروها در هیچ مقطع تاریخی درطرف درست تاریخ نایستادهاند و همواره کشور به واسطه مواضع آنها هزینه داده است. جریانی که مشحص نیست به رغم نوع نگرش بسته خود چگونه است که چنین نفوذی دارند؟ در شرایطی که حاکمیت و دولت از انسجام و اتحاد ملی سخن میگویند، چرا این جریان به راحتی مواضع مخربی اتخاذ میکند که در راستای منافع ملی قرار نمیگیرد و عجیب اینکه مواضع خود را از تریبونهای مختلف مطرح میکنند. یا پشت تریبون مجلس میایستند و از خانه ملت به مسئولان میتازند و آنها مورد عتاب و خطاب قرار میدهند یا در تجمعات شبانه از احساسات مردم استفاده کرده و با شعارهای ناروا، وحدتشکن و تفرقهانگیز جو سالم تجمعات را به سمت دلخواه و مورد علاقه خود منحرف میکنند یا اینکه با حضور در برنامههای مختلف تلویزیون تفکر و رویکرد خود را به نحوی به جامعه القا میکنند که گویی راه حق و حقیقت همانی است که اینها تبلیغ میکنند و نگاههای دیگر باطل است. نگاهی به رویکردهای اخیر این جماعت به خوبی نشان از نظراتی دارد که با اقبال عموم مردم مواجه نمیشود؛ جایی که دولت را ناتوان، هیأت مذاکره کننده را سازشکار و نهایتا خود را دانای کل میپندارند. جالب اینکه این جماعت صرفا انتقاد و تخریب میکنند و اساسا نه راهکاری میدهند و نه پیشنهادی. انگار نهانگار که مجموعه حاکمیت برای اتخاذ تصمیمات مشورتهای مختلفی را دریافت میکند و سران قوا و بالاتر از آنها رهبر انقلاب بر همه مسائل کشور اشراف دارند. روز گذشته مرتضی محمودی، نماینده تهران، در فضای مجازی نوشت: «آقایان؛ اگر حمله به خاک کشور، انهدام قایقهای تندرو، شهادت نیروهای مدافع خلیج فارس، نفوذ پهپادهای آمریکا و اعتراف آشکار سنتکام به این اقدامات، نقض آتشبس محسوب نمیشود، دستکم نیمنگاهی به جنوب لبنان بیندازید». پرسش اینجا است که مگر مسئولان ارشد کشور از آنچه مطرح میشود بیخبر هستند که برخی با طرح چنین مسائلی سعی در ایجاد اختلاف میان مسئولان و جامعه دارند؟ طبیعتا شعام در راس همه نهادهای امنیتی کشور به رصد کامل مسائل کشور در حوزههای کشور مشغول است و اگر مسالهای باشد که ورود مسئولان را بطلبد بهطور خودکار ورود پیدا میکنند. طبیعتا هر حمله یا تجاوزی به خاک کشورمان شود پاسخ کوبنده نیروهای مسلح را به همراه خواهد داشت. در عین حال روندهای دیپلماتیک به طور عادی طی میشود و برخی اتفاقات باعث نمیشود که مسیر دیپلماسی متوقف شود. تندروها باید این را فهم کنند که در کشور همه چیز با هم پیش میرود و میدان و دیپلماسی دو بال قدرتمند حاکمیت هستند که در مواقع لزوم هر کدام به فراخور شرایط در دستور کار قرار میگیرد.