بستن
کد خبر: ۱۵۱۱۰۲۸
مهدی ذاکریان در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی»:

آمریکا از وضعیت تعلیق سود می‌برد

آمریکا از وضعیت تعلیق سود می‌برد
آرمان ملی- سهیل ثابت: خبر نخست بسیاری از رسانه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی پیرامون تحولات میان ایران و آمریکا است که نو به نو نیز تغییر می‌کند.

در آخرین خبر‌ها طرفین به پیش‌نویس توافق اولیه برای خاتمه جنگ و فرصتی ۶۰ روزه برای مذاکرات رسیده‌اند. در همین راستا برای بررسی تحولات این روز‌های میان تهران و واشنگتن «آرمان ملی» با مهدی ذاکریان تحلیلگر مسائل بین‌الملل به گفت‌و‌گو پرداخته است که می‌خوانید. 


*تحولات پیرامون ایران و آمریکا به ویژه توافق اولیه بین طرفین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

رسیدن به آن چیزی که طرفین خواهان آن هستند امکان‌پذیر نیست. یعنی نه ایران خواسته‌های آمریکا را می‌پذیرد و نه آمریکا خواسته‌های ایران را می‌پذیرد، اما آن چیز‌هایی را که دوطرف نمی‌خواهند امکان‌پذیر است. الان هم میانجی‌ها و همینطور خود آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که روی آن چیزی که نمی‌خواهند توافق کنند. آنچه که آمریکا نمی‌خواهد بسته بودن تنگه هرمز و ادامه جنگ است و ترجیح او ادامه دیپلماسی است. از طرفی آنچه که ایران نمی‌خواهد محاصره اقتصادی و دریایی و ادامه جنگ است. آن مسائلی که دو طرف از آن اجتناب می‌کنند به نقطه اشتراک ایران و آمریکا تبدیل شده است. فلذا نیامدند با هم تفاهم‌نامه‌ای پیش‌بینی کنند بلکه پیش‌نویسی را تهیه کردند که مفاد آن پیش‌نویس بیانگر همان محذوراتی است که ایالات متحده آمریکا و ایران از آن دوری می‌کنند. در واقع اکنون در وضعیت تعلیق بسر می‌برسیم و وضعیت قطعی و نهایی نیست. وضعیت تعلیقی که سود آن برای آمریکا چندین برابر خواهد بود. چون می‌تواند به عنوان یک ابر قدرت یا پلیسی که هر موقع لازم باشد صدایش بزنند، هزینه را پرداخت کنند بعد از او درخواست ایجاد امنیت کنند. از طرف دیگر نیز از نفت و صادرات نفت ایران نیز بهره‌مند شود و بازار انرژی جهان را هم مطابق نظر خود کنترل کند. در واقع وضعیتی که بهترین بهره را از آن ببرد. در مقابل ایران هم دنبال تثبیت موقعیت خود است. فلذا ترجیح می‌دهد به جای اینکه با یک برخورد سهمگین روبه‌رو شود و خسارت‌های بیشتری ببیند، از خسارت بیشتر اجتناب کرده و وضعیت خود را تثبیت کند. در ضمن این بحران در داخل ایران به گونه‌ای تمام شود که برداشت این باشد که قدرتی در دنیا به نام ایالات متحده آمریکا وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران تونسته آن را متوقف کند و آمریکا نتوانسته به اهداف خود درباره تغییر نظام سیاسی برسد. البته این برای یک نظام سیاسی بسیار ارزشمند است. دوم اینکه در منطقه و نظام بین‌الملل نیز عنوان کند که آمریکا چندین نبرد را داشته و در آن نبرد‌ها موفق بوده، اما اینجا با شرایطی که ایران معین می‌کرده، کار تمام شده است. اگرچه آن شرایطی که من عرض کردم شرایطی نیست که خواست ایران است بلکه شرایطی است که طرفین از آن اجتناب می‌کنند. ولی فراموش نکنید همین مسیر هم شکننده است و آمریکا و ترامپ می‌تواند هر لحظه از آن برای امنیت خود و اسرائیل استفاده کند و از ابزار سخت با ایران بهره ببرد؛ لذا نبایستی این پیش‌نویس توافق را به‌مثابه صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز دوطرف ترجمه و تعریف کرد؛ بلکه به مثابه اجتناب موقت از درگیری و ادامه مخاصمه است. 


* بسیار مطرح می‌شود که طرفین در فاز نخست توافق اولیه‌ای صورت می‌دهند و در گام بعدی پس از بازه زمانی ۳۰ روزه به بحث در باب مسائل مهم‌تر و مسائل کلان‌تر می‌پردازند؛ چقدر موافق این مساله هستید که طرفین به سمت توافق بزرگتری حرکت می‌کنند؟

توافق بزرگ مدنظر ترامپ تسلیم است و از روز اول هم علام کرده که یا جنگ یا تسلیم و سیاست نهایی ترامپ همین است یعنی شما نظام سیاسی باش، اما هر چیزی من دیکته می‌کنم! اولین چیزی که آمریکا می‌خواهد تضمین امنیت اسرائیل و سپس برچیدن هر فعالیت هسته‌ای که بخواهد منجر به تسلیح نظامی شود. سوم؛ محدود کردن فعالیت‌های موشکی به برد‌های بسیار کوتاه و چهارم؛ دست برداشتن از حمایت از هرگونه نیرو‌های نیابتی در منطقه و ترامپ در این زمینه‌ها تسلیم محض ایران را می‌خواهد. در حالی که در صحبت‌هایی که برای آن چیزی که طرفین نمی‌خواهند انجام می‌شود هیچ جا صحبت از امنیت اسرائیل نیست؛ لذا این مذاکراتی که انجام می‌شود مذاکرات واقعی و مذاکرات برای همزیستی مسالمت‌آمیز صلح نیست. بلکه این فقط برای اجتناب از آن چیزی است که نمی‌خواهند. بلکه باز هم مذاکره صورت می‌گیرد ولی آمریکایی‌ها دیکته می‌کنند؛ لذا این چیزی است که اتفاق می‌افتد و مورد رضایت آمریکایی‌ها است. چون آمریکایی‌ها، اماراتی‌ها، ترک‌ها و پاکستانی‌ها از تحریم بهره می‌برند، اما اکثریت قریب به اتفاق جامعه به خاطر تحریم و فشار آسیب می‌بینند. 


* ایران و آمریکا روی بحث خاتمه جنگ بسیار تاکید دارند. آیا می‌توان انتظار داشت که پس از خاتمه جنگ شرایط مذاکراتی به زمان پیش از آغاز جنگ بازگردد؟

من فکر می‌کنم که اتفاقا تجربه این دو جنگ ایران را در مقابل مطالبات جامعه پاسخگو می‌کند، چراکه اگر قرار به بازگشت باشد این سوال پیش می‌آید که پس چرا این دو جنگ اتفاق افتاد و همان موقع به یک توافقی می‌رسیدید؛ لذا اگر مخاصمات تمام شود مطالبات بیشتر خواهد شد. یعنی شما دو جنگ انجام دادید و حالا چه می‌خواهید به‌دست آورید؟ لذا از داخل مطالبات مردم افزایش پیدا می‌کند، چون دو جنگ به وجود آمده و نتیجه آن نباید وضعیت بدتر پیش از دو جنگ باشد و بایستی نتیجه‌اش این باشد که شما نیز چیزی را به دست بیاورید. اینکه ایران هم در ابتدای مذاکرات بر دریافت عوارض، خسارت و بازگشت اموال بلوکه شده اصرار داشت روی همین موضوع بود. چرا که باید بابت این دو جنگ در داخل، منطقه و نظام بین‌الملل پاسخ قانع کننده‌ای داشته باشد که من توانستم به این چیز‌ها دست پیدا کنم. اما آمریکایی‌ها کاملا این خواسته‌ها را منتفی دانستند و نپذیرفتند سیستم عوارض اعمال شود و اموال ایران فوراً آزاد شود؛ لذا بر آنچه نمی‌خواهند تمرکز کرده‌اند؛ لذا آمریکا نگاه نمی‌کند که طرف مقابل از این تفاهم برد تبلیغاتی خواهد داشت یا نه، بلکه نگاه می‌کند که برد عملیاتی در اقتصاد دارد یا خیر.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی