شیدا آریاییپور؛پژوهشگر حقوقی نوشت: جامعه امروز با مشکلات اقتصادی و اجتماعی مواجه است که تاثیرات بسیاری بر زندگی روزمره مردم گذاشته و باعث شده اعتماد و امید نسبت به آیندهای روشن در لایههای مختلف جامعه لطمه دیده و کاهش یابد. جنگ اخیر نیز مزید بر علت شده تا تاثیرات بسزایی بر این شرایط سخت و بغرنج بگذارد و شرایط را بر مردم سختتر کند.
بروز چنین شرایطی موجب شده تا جامعه بیش از آنکه بتواند به پیشرفت فکر کند صرفا به فکر بقا و گذران روزمره خود باشد. رویکردی که طبیعتا انتخاب جامعه نیست؛ بلکه به جهت شرایط جدید جبرا جامعه را به این سمت و سو هدایت کرده است. از طرفی گرچه جامعه همواره نگاه مثبتی نسبت به تغییر در جهت مثبت و رو به بهبود داشته؛ اما به نظر میرسد در چنین وضعیتی امید بهبود سریع شرایط بسیار دشوار است و شاید مدتها طول بکشد تا شرایط تغییر کند.
شاخصهای اقتصادی، چون بیکاری، تورم و کاهش قدرت خرید مردم نه تنها شرایط زندگی را بر مردم سخت و سفرهشان را کوچکتر کرده؛ بلکه بر روی روان آنها نیز تاثیر گذار بوده و دولت باید برای حل این معضل مهم چارهاندیشی کند تا شرایط زندگی عادی برای مردم فراهم شود. زمانی که جامعه آیندهای قابل پیشبینی و افقی روشن برای خود متصور نباشد احساس عدم امنیت میکند و این مسالهای است که باید بدان پرداخته شود تا جامعه احساس امنیت خود را از دست ندهد. چرا که احساس امنیت در جامعه رابطه مستقیمی با تاب آوری دارد و مسئولان امر برای افزایش تاب آوری جامعه باید امنیت اقتصادی و روانی جامعه را تامین کنند.
بدترین چیز در این میان همین فضای تعلیق است که جامعه را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده است. انگار همهچیز ثابت مانده و قرار نیست تصمیمی رو به جلو اتخاذ شود یا تغییری ملموس رخ دهد. در حالی که اگر این تعلیق دراز مدت شود خود را به شکل فشار اجتماعی به نمایش خواهد گذاشت. از سوی دیگر محدود شدن جریان آزاد اطلاعات و قطع بیش از ۸۰ روزه اینترنت نیز این وضعیت را تشدید کرده که ادامه این وضع موجبات محدودتر شدن گفتوگوها، تضعیف ارتباطات و در نهایت لطمه دیدن همدلی و همبستگی در جامعه را به دنبال خواهد شد.
در این میان انتظار میرود که ساختارهای تصمیمگیر که بخش قابل توجهی از این وضعیت، حاصل عدم تصمیمگیری و شفافیت آنها با جامعه بوده نیز از این حالت بیتصمیمی و بلاتکلیفی خارج شوند و در راستای حل مشکلات جامعه و مطالبات مردم گام برداشته و حرکت کنند. عملکردها باید بر اساس شایستگی و عدالت محوری باشد و فرصتها به طور برابر توزیع شوند. تصمیمگیران در سطوح مختلف باید ضمن شفافیت پاسخگویی مؤثر و فعال داشته باشند.
چرخه اشتباهات تکرار نشود تا مردم هزینه این اشتباهات در تصمیمگیری را در زندگی خود را نپردازند. زمانی که اطلاعات بهصورت دقیق و صادقانه در اختیار جامعه قرار گیرد، امکان نظارت عمومی بر عملکردها بیشتر میشود و زمینه برای گسترش اقدامات پنهان و غیر شفاف کمتر میگردد؛ لذا شفافیت، نه یک امتیاز، بلکه یک ضرورت برای مهار قدرت و حفظ سلامت ساختارها است. سیستم باید به نحوی عمل کند تا بواسطه این عملکردها در جامعه بی اعتمادی بروز نکند و مردم تصور نکنند که دیگر صدایشان شنیده نمیشود، چراکه اگر این اتفاق رخ دهد بیاعتمادی بهتدریج سرمایه اجتماعی را از بین میبرد و مشارکت کاهش مییابد.
در چنین شرایطی جامعه با چشمانی باز عملکردها را رصد کرده و انتقادات خود را به برخی عملکردها در حوزههای مختلف مطرح میکند و خواستار اصلاح این رویهها است. اما نباید اجاره داد که این وضعیت عادی شود؛ چراکه جامعه پویا جامعهای است که در آن اطلاعات و عملکردها به طور آزاد در گردش است؛ لذا مساله مهم این است که مسئولان باید تصمیماتی اتخاذ کنند تا هم امید جامعه را زنده نگه دارند و هم جامعه را زنده و پویا تا سرمایه اجتماعی خود را نیز افزایش دهند.